معرفی کتاب: فکر کردن؛ سریع و کند

این عنوان کتاب جدید دانیل کانمن، روانشناس و برنده نوبل اقتصاد در سال 2002 است.

در این کتاب وی نشان می دهد که فرآیند فکر کردن شامل دو مرحله است، مرحله اول که او اسمش را فکر کردن سریع می گذارد، ناخودآگاه ، بی زحمت و شهودی است. و مرحله دوم که اسمش را فکر کردن کند می گذارد، پرزحمت، ناشی از استدلال و استنتاج و خودگاه است. همه ما این تجربه را داریم که حرفی را می زنیم، عملی می کنیم یا تصمیمی را می گیریم که بعدا پشیمان می شویم، در این کتاب کانمن نشان می دهد چرا این اتفاق می افتد و چگونه می توان این را کنترل کرد. بطور کلی، کانمن در این کتاب، همچون سراسر عمرش، سعی در تحلیل خطاهای ذهنی سیستم تصمیم گیری انسانی دارد.

اگر وقت خواندن کتاب، یا پول خریدنش را ندارید(مثل من) می توانید نقد و تحلیل های وارده را در اینجاها ببینید: +، + ، +

Advertisements
نوشته‌شده در Great links | 2 دیدگاه

اروپا را مدیریت کنید!

بعد از انتقادهای شدید از مدیریت اقتصادی در کشورهای اروپایی، به تازگی بانک مرکزی اروپا یک بازی کامپیوتری را در سایتش قرار داده که طی آن شما با دست کاری کردن سیاست پولی، که اینجا فقط نرخ بهره مرکزی است، اتحادیه اروپا را به لحاظ اقتصادی مدیریت می کنید. بازی کنید ببینید چند مرده حلاجید؟

نوشته‌شده در Great links | ۱ دیدگاه

نفت در کشورهای خاورمیانه

جدول زیر میزان درآمد سالیانه نفت در سال 2010 و همچنین جمعیت کشورهای خاورمیانه و نیز درآمد سالانه سرانه نفت رو در این کشورها نشان می دهد.

جالبه که درآمد نفت عراق هرسال داره به شکل فزاینده ای زیاد می شه و طبق پیش بینی IMF در سال 2013 (دو سال آینده) درآمد نفتش با درآمد نفت ایران برابر می شود و در سال 2014 از ایران پیش می افتد .این به این معنی است که سرمایه گذاری ها در بخش نفت در عراق به بهره برداری رسیده و در سال های آینده نیز با توجه به سرمایه گذاری های جدید، صادرات عراق از ایران بیشتر و بیشتر خواهد شد.

یک نکته بسیار جالب دیگه هم در جدول وجود دارد. ان هم این که صادرات نفت امارات از ایران بیشتر است. این در حالی است که سال 2004 درآمد نفتی امارات از ایران کمتر بوده!

نکته جالب دیگه همبستگی ظاهری سیر انقلاب های خاورمیانه با درآمد نفته. از اونهایی که جزو 5 کشور دارنده بیشترین میزان سرانه نفت هستند فقط بحرین درگیر شورشه که اونهم قضیه اش قضیه متفاوتی از سایر انقلاب های عربی است. ولی از کشورهای پایین جدول(کشورهایی که میزان کمتری درآمد نفت دارند)، همه درگیرند به جز موریتانی. به نظرتان چه چیزی این همبستگی ظاهری رو توضیح می دهد؟

درآمد نفت در سال 2010

جمعیت

درآمد نفت به ازای هر نفر -هزاردلار

Qatar

61.023

1.7

35.89588

Kuwait

59.084

3.606

16.38491

Emirates

77.512

5.055

15.33373

Bahrain

11.003

1.107

9.939476

Oman

23.925

2.981

8.02583

Saudi Arabia

205.385

26.106

7.867349

Libya

42.233

6.561

6.436976

Algeria

58.591

36.134

1.621492

Iraq

50.077

32.046

1.56266

Iran

71.958

75.35

0.954983

Sudan

10.089

40.134

0.251383

Syria

5.013

20.62

0.243113

Yemen

5.594

24.398

0.229281

Tunisia

2.315

10.544

0.219556

Egypt

8.033

78.336

0.102545

Mauritania

0.297

3.179

0.093426

Morocco

0.489

31.851

0.015353

نوشته‌شده در Great links | 4 دیدگاه

چرا به لیبی حمله شد؟

چند روز پیش یکی از متخصصانی که در دانشگاه روی لیبی کار می کند را در دیدم. گپی با هم زدیم و نکته ای را گفت که جالب بود. ازش پرسیدم چرا به لیبی حمله شد و به سوریه نه؟ مشخصه که سوریه به لحاظ جغرافیایی با لیبی متفاوته، صحراهای وسیع نداره، بسیار متراکمه و نیز به لحاظ سیاسی همسایه اسراییله و تونسته خوب موازنه سیاسی رو پیش ببره. ولی نکته ای که اشاره کرد جالب بود. گفت دلیل اصلی حمله سریع به لیبی ترس اتحادیه اروپا از مهاجرت گسترده  لیبیایی ها به اروپا بود که نه به لحاظ بین المللی و نه به لحاظ انسانی نمی تونستن جلوش رو بگیرن! در حالی که در مورد سوریه چنین چیزی نیست.

نوشته‌شده در Great links | 5 دیدگاه

جاده انقلاب های عربی!

در این لینک می توانید جاده انقلاب های عربی رو ببینید. همه اتفاقات انقلاب های عربی رو می تونید اینجا دنبال کنید. خدا رو هزار مرتبه شکر کنید که ایران دچار چنین تحولاتی نشد. نه جنگ داخلی و نه جنگ خارجی. اون هم توی این منطقه. این نشون می ده عقلانیت استواری پشت قضیه هست. عقلانیتی که حزب الله و سپاه قدس رو تشکیل می ده که برعکس اونچه توی ایران تبلیغ می شه الان مهمترین بازوهای سیاست خارجی برای ایران در منطقه هستند.

من خودم توی فکر یک چنین چیزی بودم بصورت بصری برای هر کشور خاورمیانه و سیر تحولاتشون در چند دهه اخیر. این کشورها بیشترین مقدار تغییرات و تحولات سیاسی رو در جهان داشتند و از این جهت وجودچنین دیتابیسی خیلی کمک می کنه. این حالا کار کوچکی است برای انقلاب های عربی.

نوشته‌شده در Great links | 3 دیدگاه

دوباره کاتالاکسی!

تقریبا دو سالی است که کار جدی وبلاگ نویسی نکرده ام. در این مدت البته چیزی به نام کاتالاکسی در فضای وردپرس وجود داشته اما بیشتر محل جمع آوری مقالاتم و نوشته هایی بوده که در مجلات و سایت های دیگر منتشر کرده بودم تا وبلاگ. الان که دوباره دانشجو شده ایم و  دیگه تقریبا جا افتادم توی دانشگاه و کارها روی روال افتاده، فکر کردم که دوباره وبلاگ نویسی رو به فارسی شروع کنم. البته وقت چندانی برای وبلاگ نویسی ندارم و به همین جهت تصمیم به شروع دوباره فرآیند وبلاگ نویسی، که وقت زیادی می گیره و اگر کار جدی داشته باشی عملا نمی تونی خوب بهش بپردازی، تصمیم سختی بود. اما به نظرم رسید می شه، مثل بسیاری از وبلاگ های انگلیسی، در ماه مثلا یک پست تولیدی داشت ولی در طول هفته چند پست گذاشت که مقالات خوب روز که تحلیل های مفیدی دارند رو معرفی می کنه.با این تصور سعی می کنم دوباره شروع کنم.

بنابراین از این به بعد هفته ای دو، سه پست بصورت لینک وار می گذارم که حاوی لینک مقالات روزنامه، ژورنال یا هر نوع دیگری از مقالات است که به نظرم جذاب آمده است. اگر بتوانم مختصری در حد یک جمله درباره هر مقاله هم به فارسی خواهم نوشت. و در عین حال کارکرد سنتی این وبلاگ هم حفظ خواهد شد!

پس نوشت: رزومه آپدیت شده هم در بخش مربوطه قرار گرفت. اینجا هم می تونید ببینیدش.

نوشته‌شده در Great links, کاتالاکسی | 2 دیدگاه

مصائب نرخ ارز

نرخ ارز در 18 خرداد ماه بصورتی غیرمنتظره و ناگهانی افزایشی حدود 10 درصدی را تجربه کرد. تقریبا عموم اقتصاددانان بارها از لزوم افزایش نرخ ارز سخن گفته اند و آن را اجتناب ناپذیر خوانده اند. حال یکسری راه افتاده اند و مدام از این که این امر به معنای نابودی صنایع کشور است و … سخن می گویند. غالبا هم این مخالفان، سایت های محافظه کار مخالف دولت هستند.البته همین دولت بارها اعلام کرده بود که اجازه افزایش نرخ ارز را نمی دهد و از این صحبت ها. اما به نظر می رسد جبر شرایط اقتصادی، به مخاطره افتادن ذخایر ارزی کشور و خطر دو نرخی شدن ارز، بانک مرکزی را مجبور کرد تا واقعیت های اقتصادی را بپذیرد و به جای شعارهای سیاسی، به شرایط اقتصادی گردن نهد.

این سیاست، چند اثر مشخص دارد:اول؛ واردات را گران و صادرات را ارزان می کند. یعنی واردات کنندگان متضرر و صادرکنندگان از این سیاست منتفع می شوند. از سوی دیگر با گران شدن کالای وارداتی، قدرت تولیدکننده داخلی در رقابت با تولیدکننده خارجی افزایش می یابد. در 10 سال گذشته، نرخ ارز تقریبا ثابت بوده و متوسط تورم کشور حدود 17 درصد تخمین زده شده است. این به معنای گران شدن مداوم کالاهای تولید داخل در برابر کالاهای وارداتی و ورشکست شدن تولیدات داخلی است. ببه همین جهت همیشه همخوانی سیاست ارزی با نرخ تورم توسط اقتصاددانان توصیه شده است. این در حالی است که در 30 سال گذشته همواره نرخ واقعی ارز(نرخی که از مقایسه تورم داخلی و بین المللی و نرخ اسمی ارز بدست می آید) رو به کاهش بوده است و بجز در چند مقطع خاص که افزایش نرخ ارز اسمی صورت گرفته، این سیاست همخوانی اجرایی نشده است. همین امر سبب شده کالای داخلی که مثلا در سال 1380 برابر با 1000 تومان بوده است، امروز 4000 تومان باشد ولی کالای وارداتی مشابه (با تورم 2-3 درصدی کشورهای شریک تجاری امان) در سال 1390 حدود 1700 تومان باشد. متاسفانه برخی دوستان به اشتباه سیاست تثبیت نرخ ارز را به دلیل حمایت از صنعت می ستایند، در حالی که عملا نه در حال دفاع از صنعت که در حال دفاع از واردات و غول های وارد کننده هستند. باید توجه کرد که حضور پررنگ کالاهای وارداتی (مثلا چینی) در بازار کشور هیچ ایرادی ندارد اگر نرخ ارز با نیروهای بازار تنظیم شده بود. ولی در وضعیت فعلی، پایین نگاه داشتن نرخ ارز، ما را در وضعیت غیرطبیعی حال حاضر قرار داده است.

دوم؛ همانطور که گفتم سیاست افزایش نرخ ارز برای دولت؛ یک اجبار و نه یک انتخاب  بود. اگر دولت به سیاست تثبیت ادامه می داد، بانک مرکزی مجبور می شد دلارهای بیشتر و بیشتری به بازار عرضه کند و ذخایر دلاری خود را کاهش دهد. این امر می توانست با یک کاهش در درآمدهای دلاری نفت، کشور را در وضعیت شکننده ای قرار دهد. بنابراین نه این اولین افزایش نرخ ارز و نه آخرین آن خواهد بود، در سال های آینده باید منتظر افزایش بیش از پیش نرخ ارز بود.

اما حامیان کاهش و یا تثبیت نرخ ارز از چه می گویند؟

مهمترین دلیلی که در نامه این عده به رییس جمهور ارایه شده، افزایش قیمت کالاهای اولیه و واسطه ای وارداتی است. این البته استدلال درستی است. با افزایش نرخ ارز، صنایعی که کالاهای اولیه اشان وارداتی است و نیز صنایعی که از تکنولوژی پیشرفته استفاده می کنند، به ظاهر متضرر خواهند شد، اما اولا باید توجه کرد که پایین نگاه داشتن نرخ ارز به همت دلارهای نفتی صورت گرفته و رانتی را به این صنایع اعطا کرده است که طبیعی نیست، حال برداشتن این رانت به معنای واقعی تر شدن فضای کسب و کار برای این صنایع است پس متضرر شدن این صنایع نمی تواند استدلال صحیحی در جهت تثبیت نرخ ارز باشد. ثانیا این عده، اگر واقعا صنعت گر باشند!، باید توجه کنند که افزایش نرخ ارز علاوه بر اثر پیش گفته، موجبات گران تر شدن کالای نهایی وارداتی را در رقابت با تولیدات صنایع داخلی فراهم می کند که این به معنای منتفع شدن صنایع داخلی از افزایش نرخ ارز است.

طنز ماجرا اینجاست که وجود گروه های پرنفوذ و پولدار وارد کننده، در مقابل صنایع نحیف و رنجور و بعضا دولتی داخلی در کشور، توازن قوا را بدجور به نفع واردکنندگان عوض کرده است. همین امر سبب شده در کشور ما برعکس کشوری همانند چین، که پول ملی خود را برای حمایت از تولید داخلی کاهش ارزش می دهد، تثبیت و تقویت پول ملی به یک ارزش تبدیل شود.

پس از هدفمندی یارانه ها(که البته بنظرم اشکالات فراوان در اجرا دارد که می تواند طرح را با مشکل مواجه کند)، افزایش نرخ ارز، دومین حرکت مثبت در شش سال اخیر در حوزه اقتصادی بوده است. فراموش نشود که باید در بازارهای کار و پول نیز ، که از مشکلات عدیده دخالت های نامناسب دولتی رنج می برند، تغییرات اساسی صورت گیرد. در غیر این صورت این تلاش های دولت بازدهی مورد انتظار را نخواهند داشت.

نوشته‌شده در محمدصادق الحسینی | 18 دیدگاه