باز هم توزیع مستقیم نفت

مقاله ای از سالا مارتین(که در دهه نود شانزدهمین اقتصاددانی بوده که بیشترین ارجاعات به وی در میان 100 اقتصاددان برتر صورت گرفته است) و سوبرمانیان که در سال 2003 به چاپ رسیده است را می خواندم که دیدم از توزیع مستقیم نفت میان مردم دفاع شده است. با اینکه از مدتی قبل این مقاله را داشتم، اما نمی دانستم از این ایده دفاع کرده است. در توجیه این امر بطور خلاصه سالا مارتین و سوبرمانیان استدلال کرده اند که :»برخی ممکن است استدلال کنند که توزیع مستقیم پول میان مردم و واپس گرفتن آن از طریق مالیات ممکن است یک تشکیلات مسرف اجرایی را بوجود بیاورد، اما ما اعتقاد داریم که این اسراف، کاملا بوسیله تغییر اساسی که این امر در انگیزه های حکومت کردن بوجود می آورد توجیه می شود.»
این مقاله بخش های گوناگون از اقتصاد کلان تا پیشنهادات اجرایی و پیاده سازی این سیستم تا اقتصاد سیاسی این سیستم را به اجمال بررسی کرده است و نکات بالنسبه مفیدی دارد. نکته جالب این است که در این مقاله در خصوص سن توزیع، سن 18 سال پیشنهاد شده و همچنین گفته شده است حتی تمام درآمدهای نفتی می تواند «فقط میان زنان توزیع شود و مردان از این امر مستثنی باشند» که باید روی آن بیشتر فکر کنم.همچنین این مقاله بخش های دیگری نیز دارد که دوستان علاقمند می توانند ملاحظه کنند.
مقاله دیگری که در تایید توزیع مستقیم پول نفت میان مردم است از مارتین سندبو (
Martin E. Sandbu ) است که آن را محمدرضا فرزانگان به ما معرفی کرده است که در اینجا می توانید این مقاله را هم ببینید.
بنابر پیشنهاد دکتر خیرخواهان، بزودی مانیفست دفاع از توزیع مستقیم نفت را هم کامل تر کرده و فهرستی هم در ابتدای آن تعبیه خواهم کرد.

Advertisements
این نوشته در Economics, iran, محمدصادق الحسینی, مصیبت منابع, کاتالاکسی, پیشنهاد مقاله, توزیع مستقیم نفت ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

10 پاسخ برای باز هم توزیع مستقیم نفت

  1. Farzanegan :گفت

    اگر شما استراتژی مشخصی برای تقسیم درآمد نفت در مقاله سالا مارتین پیدا کردید برای ما هم توضیح بدید!
    ——————
    صادق: استراتژی مشخص برای تقسیم درآمد نفت یعنی چه؟ تقسیم درآمد نفت یک ایده است و یک راه حل و در این مقاله از این ایده دفاع شده است.همچنین بصورت کلی درباره دوران گذار از اقتصاد نفتی به اقتصاد توزیع نفتی توضیح داده شده است. همین به نظرم کافی است برای ابتدای کار. هروقت ادبیات این موضوع به حد کافی رشد کرد به راه حل های مشخص تر اجرایی هم می رسیم. ولی هنوز هم نمی فهمم منظورت از استراتژی چیست؟

  2. maryam :گفت

    در مورد آثار خارجی منفی تقسیم مستقیم درآمد نفتی بین جامعه زنان فکر می کنم رواج پدیده چند همسری دور از انتظار نباشه .

  3. Mohammad :گفت

    مریم هم کم بیراه نمی گه! در ضمن در مقاله گفته تقسیم درآمد نفت بین افراد بالغ یا زنان بالغ! حالا چرا زنان را باید از مارتین پرسید.!

    چیزی که در این میان فراموش میشه نسل آینده است . انگار فرض بر دایمی بودن درآمدهای نفتی است . باید به جای تقسیم درآمد نفت باتاسیس یک شرکت تخصصی مه نمونه عملی آن در آلاسکا Alaska Permanent Fundو جاهای دیگه وجود داره اقدام به مدیریت وجوه در بازارهای سود ده داخلی و بین المللی کرد. سود حاصله هر سال ملی بین واجدین شرایط تقسیم می شه * اگر ضرر داشت که هیچ) و اصل وجوه برای سرمایه گزاری مجدد و برای نسلهای آتی حفظ می شه. نکته مهم داشتن یک تیم حرفه ای و شفافیت مالی شرکت مورد اشاره است. شفافیت را می توانید در وب سایت
    زیر بیبنید
    http://www.apfc.org/theapfc/faq.cfm
    —————————–
    صادق: ببین ما نمی گیم که راه حل تاسیس صندوق راه حل بدی است. فقط بحث بر سر اینست که این راه حل در کشوری همانند ایران و کشورهایی که توسعه نیافته اند و کیفیت نهادی مطلوبی ندارند، ممکن نیست. بحس دقیقا بر سر اینست که شاید راه حل شما فرست بست باشد اما چون امکان اجرا ندارد مجبوریم به راه حل سکند بستی همانند توزیع مسقیم فکر کنیم. مگر نه ما هم می دانیم شفافیت یعنی چی. ولی این سیستم در کشوری همانند ایران امکان اجرایی ندارد و همان اتفاقی خواهد افتاد که بر سر صندوق ذخیره ارزی آمد و طراح این صندوق یعنی نیلی دقیقا به شکست طرح اذعان کرد. بایدبا توجه به محدودیت هایمان سودمان را بیشینه کنیم آقا محمد رضا. ارنه بدون محدودیت های موجود من هم می دانم که طرحی که شما میگویید مطلوب تر است. بهتر است واقع بینانه به موضوع بنگریم.

  4. Mohammad :گفت

    بین آقا صادق اگر قرار باشه مشکلات نهادی ایران مد نظر شما اگر قرار باشه ادامه داشته باشه مشمول طرح غیر عادلانه تقسیم درآمد نفت هم خواهد شد. حداقل بحث سرمایه گزاری درآمد نفت و توزیع سود آن بین مردم واجد شرایط * منظورم از نظر سنی است* در عرصه جهاتی تجربه شده در حالیکه توزیع مستقیم درآمد نفت تا جایی که من می دونم تنها در سطح بحثهای کلی است. واقع بینانه این نیست که با خطا و آزمایش طرحی که نسل آینده ایران را فدای نگاهی عامیانه و البته آسان را بهینه دوم بنامیم. دکتر نیلی هم از مخالفین جدی توزیع مستقیم نفت است .
    ————————–
    صادق: مشکلات نهادی شامل هر دوطرح می شود. درست است. اما بدان معنی نیست که هر دو به یک اندازه از این مشکلات متاثر می شوند. طرح شما اصولا با توجه به این ساختار نهادی قابل اجرا نیست. اما طرح توزیع مستقیم قابل اجراست. این حداقل تفاوت این 2 طرح است. ما هم از سرمایه گذاری درآمد نفت و توزیع سود آن بدمان نمی آید. اما بنظرم به هیچ وجه قابلیت اجرایی ندارد. در ضمن اگر توزیع سود تجربه شده است توزیع مستقیم خود درآمد هم نباید چندان بعید الذهن باشد. آخرش محمدرضای عزیز، اگر کل نفت را تقسیم کردیم و این دوره گذار را از اقتصاد دولتی به خصوصی گذراندیم و بعد نفت تمام شد، چه می شود؟ مگر کشورهایی که نفت ندارند، خوشبخت تر و موفق تر(در ترمینولوژی مصیبت منابع)از کشورهای منابع دار خصوصا نفت و گاز نیستند؟ پس چرا از این امر واهمه داریم که نفت را می دهیم مردم می خورند و تمام می شود؟ خوب بشود! آنوقت شاید بیاموزیم که چگونه باید زیست ، چگونه باید کار کرد و چگونه بایدخلاقیت به خرج داد و ….
    دکتر نیلی نظرشان محترم و قابل تامل است. ولی خب طرح صندوق ذخیره ارزی که از ایشان بود مگر دوای مشکلات مابود که حالا مخالفت ایشان به عنوان یک برهان قابل استناد باشد؟
    راستی واقع بینانه پس چیست؟ واقع بینانه اینست که بگذاریم آنقدر این وضعیت فلاکت بار دولت-ملت(نه در معنای مدرن آن!!!) و این اقتصاد دولتی و یارانه ای ادامه پیدا کند تا ما بالاخره پس از تمام شدن نفت تصمیم بگیریم که چه می خواهیم بکنیم؟ وقتی که دیگر هیچ ابزار تخفیفی برای حاکم کردن رویه های بازار آزاد وجود ندارد ؟ وقتی که دیگر باید عده ای فنا شوند تا ما بتوانیم از این اقتصاد دولتی فراتر برویم؟
    بهرحال مسئله غامضی است و اندیشه کردن بیش از این را می طلبد.

  5. Mohammad :گفت

    here is also a short and of course not so technical article about using Alaska example in Iraq

    http://www.usnews.com/blogs/barone/2005/9/21/for-an-iraqi-permanent-fund.html

  6. Mohammad :گفت

    نقل قول شما از نیلی هم نمی تواند برهانی در رد ایده صندوق نفت *البته به صورت کیس آلاسکا * نمی تواند باشد. ببین همونطور که گفتی چه در ایده تقسیم کل عواید حاصله از فروزش نفت و چه ایده سرمایه گزاری عواید فر.ش نفت و توزیع سود حاصله بین مردم و حفظ اصل سرمایه در صندوق برای سرمایه گزاریهای نسل بعد باید برای چالش طراحی سیستم توزیع و شفافیت و پاسخگویی آن راه حل مناسبی پیدا کرد. برتری شهودی ایده صندوق به سبک آلاسکا در حفظ حقوق نسل کنونی و آینده کشور است که در مورد ایده اولی ملاحظه نمی شود.

    @مگر کشورهایی که نفت ندارند، خوشبخت تر و موفق تر(در ترمینولوژی مصیبت منابع)از کشورهای منابع دار خصوصا نفت و گاز نیستند؟@ من می تونم برات یک لیست از کشورهایی که فاقد منابع غنی هستند و در عین حال در فقر و فلاکت و فساد غوطه ورند را مثال بزنم. مثل بنگلادش . مشکل نفت نیست بلکه مدیریت وجوه نفت است . نفت برای ما مثل سرمایه اولیه را ه اندازی یک پروژه عمرانی می تونه باشه اگه درست مدیریت بشه.
    ———————————–
    صادق:
    1-فرق اساسی این دو ایده اینست که ایده جمع کردن این دلارها در یک صندوق و توزیع سود آن، همچنان مدیریت اصل نفت را در اختیار دولت و نهادهای حکومتی قرار می دهد تا هر هنگام که خواستند تغییر روش بدهند و هیچ ابزار تضمینی هم برای تضمین آن وجود نخواهد داشت(با اینکه دیگه موافقی؟) که این مشکلی است که به کیفیت نهادی مربوط می شود و قابل اصلاح هم در کوتاه مدت و میان مدت نیست.
    2-ایده توزیع مستقیم خود نفت، عملا مدیریت نفت را از دست دولت خارج می کند. و دولتی که یکبار پول نفت را توزیع کرد، بار دوم و ماه دوم و سال دوم نمی تواند این کار را نکند. بنابراین دست دولت از این درآمد ها کوتاه می شود.
    3-ایده توزیع مستقیم، پول نفت را از کل اقتصاد خارج نمی کند. و بهمین جهت شاید عیب هایی داشته باشد اما همین امر امکان اجرای آن را محقق می کند. و بهمین جهت گفتم که این ایده بهینه دوم است. شما آن چند سالی یا یکسالی که پول نفت از اقتصاد خارج شد تا هنگام تقسیم سود آن برسد(که البته بر سر خود مقدار این سود و کافی بودنش یانه بحث فراوان است.) چه می خواهید بکنید؟ آیا متمایل به شوک درمانی هستی؟ یعنی حجم عظیم یارانه ها را چگونه
    می خواهی حذف کنی؟ بصورتی که امکان اجرایی باشد برای ایده ات؟
    4- ایده توزیع مستقیم از پشتیبانی سیاسی برخوردار است. و کسی پیدا شده و از آن حمایت کرده است که بنظر می رسد در عرصه اجرا و عمل هم می تواند آن را اجرا کند و همچنین اقبال مردم هم به این ایده درخور توجه بود که در میزان رای های کروبی نشان داده شد که با توجه شناخته نشده بودن این ایده کم هم نبود. اما ایده شما این خاصیت را ندارد
    5-در مورد کشورهای فقیری که نفت و منابع طبیعی ندارند بی انصافی کرده ای. تو که با ادبیات نفرین منابع آشنایی. در مقالات بسیاری ثابت می شود که یک شکاف توسعه ای بین کشورهای دارای منابع و نادارای منابع وجود دارد که ناداراها جلوتر هستند. اگر منکر این امر هستی رفرنس ها را بهت معرفی کنم!
    6- آنقدر این اینترنت ما و کامپیوترمان سرعتش مزخرف شده و مدام قطع می شود که اعصابمان را خرد کرده است.

  7. اسماعیل :گفت

    آقا محمدرضا اگر شما فکر می کنی مشکل ما مدیریت است خوب یه مدیر خوب معرفی کن که مدیریت بلد باشد!!!! برادر همه حرف این است که در این ساختار بهترین مدیران و یا تیمهای مدیریتی هم ره به جایی نمی برند. بعد از مدتی گرفتار نظام بروکراسی و یا فساد اداری-مالی می شود. تجربه صندوق ذخیره ارزی و یا حتی انقلاب اسلامی این را خوب نشان می دهد. هرکس سوار این مرکب بشود هر چند مدیر خوبی باشد باز این مرکب او را زمین می زند. کجای ساختار نهادهای ما شبیه آلاسکا یا نروژ است که فکر می کنی اگر یک صندوق نفتی تشکیل دهیم می تواند مرتب و منظم بکار خود ادامه دهد؟ کی تظمین می کند که فردا دوباره یک نسیم مهرورزی دیگر نوزد و تمام ساختار صندوق نفت را بهم نریزد؟

  8. اسماعیل :گفت

    در ایده توزیع درآمد نفتی قرار نیست تمام پول نفت بین مردم تقسیم شود بلکه دولت هزینه های استراج و کلا فروش نفت را بر می دارد بعلاوه از این درآمد سهم مالیاتی خود را هم می گیرد که با آن اگر مدیرتش خوب شد!!! می توان به تولید کالای عمومی و یا سرمایه گذاریهای زیر بنایی یا بقول دوستان سرمایه گذاریهای خارجی یا داخلی پر بازده بپردازد.

  9. d :گفت

    مبارزه ای مدنی برای نجات کشور

    شرکت نفت را به صاحبان اصلی اش ، مردم ایران باز می گردانیم.

    هموطنان عزیز درآمد نفت در دست دولت باعث خودکامگی و جدایی دولت از ملت ایران شده است . امروز دولتی ها و حکومتی ها در ایران به گونه ای رفتار می کنند که گویی از سال های اولیه انقلاب57 آنها را بسته بندی کرده و در پشت شیشه های ضخیمی قرارداده اند . آنها بر سرنوشت این ملت حاکم شده اند بدون اینکه صدای ملت را بشنوند و مقتضیات زمان را درک کنند و این ها نشانه های بیماری اقتصادی شومی است که 40 سال بر کشور ما سایه افکنده است. دولت ما باید مانند دیگر کشورهای با ثبات دنیا و ایران قبل از 1350 خود را با درآمد مالیاتی (پولی که درصدی از کار مردم است و انعکاسی از واقعیتهای جامعه است ) اداره کند . هموطنان دولت ما در این بحران به تنهایی راه قهقرا و تباهی را طی نخواهد کرد آنها ملتی را با خود نابود خواهند کرد .
    بیدار باشیم و هدفمان را بلند بگوییم :

    شرکت نفت را به صاحبان اصلی اش یعنی مردم ایران باز می گردانیم.

    باید درآمد شرکت نفت به شکل ارز و مانند کارت ملی بین مردم ایران تقسیم شود. مردم باید اختیار ثروتشان را خودشان به عهده بگیرند .

    توجه ::کاری که هم اکنون ملت عراق برای اجرایی شدن آن خیز برداشته است ما چرا انجام ندهیم!!!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s