تورم چگونه پدیده ایست؟ {قسمت اول}

در کتاب های اقتصاد کلانی که ما در دوره کارشناسی می خواندیم و در چیزهایی که اساتید در کلاس درس بیان می کردند، نظریات مربوط به تورم به چند شاخه اصلی که مهمترین آنها؛ تورم ِ فشار هزینه و تورمِ فشار تقاضا بود، تقسیم می شد. منطق این دسته بندی اینست که «در تورمی که فشار تقاضا محرک اصلی آن است؛ بدلایل مختلف از جمله سلیقه مصرف کننده و دلایل متعدد اینچنینی که برای آن ذکر می شود؛ دریافتهای موسسات تولیدی سریعتر از هزینه ها افزایش می یابد. بنابراین تورم ناشی از فشار تقاضا با انتقال تابع تقاضا به سمت بالا، سبب می شود تا علاوه بر اینکه قیمت ها افزایش می یابد، تولید هم زیاد شود… اما در تورم ناشی از فشار هزینه، هزینه ها سریعتر از دریافتها افزایش می یابد. و به بیان نموداری منحنی عرضه به سمت بالا منتق می شود و سود فعالیت تولیدی کاهش یافته و تولید کاهش یافته و خطر بیکاری وجود دارد…. به اولی تورم همراه با رونق و به دومی تورم همراه با رکود نیز می گویند»

این متن که در غالب کتاب های کلان وجود دارد، برداشتی کاملا کینزی از تورم است. که بنظر من هرچند شاید بخشی از واقعیت را توصیف(صرفا توصیف) کند اما به شدت به بیراهه رفته است. چرا که بنظر می رسد که هر دو نوع تورم که در بالا بیان شد، توسط عاملی واحد بوجود می آیند و نتیجه اشان نیز برعکس آنچه گفته شد، هیچ تاثیری بر تولید ندارد. (تحلیلی که در بندهای بعدی از تورم ارایه می دهم، بیشتر مبتنی بر برداشتهایم از اقتصاددانان مکتب اتریش خصوص راثبارد است. همچنین غالبا با نظریات فریدمن هم تناسب دارد)

تورم فشار هزینه:

اگر بتوانم نشان دهم که گزاره زیر درست است، پنبه تورم فشار هزینه می خورد: «افزایش هزینه هایی از قبیل دستمزد، تنها زمانی می تواند ادامه پیدا کند که برای تامین مالی آنها پول جدید خلق گردد.» فرض کنیم که حجم پولی که در اقتصاد هست، ثابت و برابر A باشد. و هیچ تغییر غیرعادی هم در سرعت گردش پول وجود نداشته باشد(که غالبا اینطور است). آنوقت فرض می کنیم شرایطی پیش آمده که تولید کننده مجبور است که دستمزد بیشتری به کارگران پرداخت کند. در این شرایط آنها یا باید کل دستمزدهای پرداختی را کم کنند(دستمزدها را کاهش دهند و یا عده ای را اخراج کنند) و یا یا اینکه مابقی هزینه های تولید خود را کاهش دهند و یا باید قیمت محصول خود را بالا ببرند. فرض می کنیم که قیمت محصول را بالا می برند. در اینصورت خریداران مجبور هستند که صرفه جویی کنند. اگر خریداران این کار را نکنند و بخواهند که به مقدار قبل از آن کالایی که گران شده است استفاده کنند، باید مخارجشان را روی مابقی کالاها کاهش دهند. اگر این فشار هزینه ها برای کل محصولات رخ داده باشد، در آنصورت مصرف کننده گان (چون بدلیل افزایش نیافتن حجم پول؛ مقدار پولی که در اختیار دارد ثابت است و جمع کل حجم پول برابر A است) مجبور هستند که مخارجشان را روی کلیه کالاها ثابت و مقداری برابر کل حجم پول A نگاه دارند، پس مصرفشان از کالاهای مختلف کاهش می یابد. پس مشخص شد که وقتی سیستم، بسته است(پول جدیدی تزریق نمی شود)، باید وضع کسی بهتر شود تا وضع کس دیگری بهتر شود.

همانطور که در کامنت های پست های کلک سینا اشاره کردم؛ در تحلیل های دوستان، که البته در ایران بسیار معمول است، غالبا تورم را بر مبنای فشار هزینه توضیح می دهند؛ اما همانطور که فریدمن هم اشاره می کند؛ این روش، تقسیم بندی اساسی میان فرد و جامعه را نادیده می گیرد. ممکن است یک فرد محصول خود را نسبت به قبل با قیمت بالاتری بفروشد یا برای ساعات کارش دستمزد بالاتری طلب کند، اما همه عرضه کنندگان نمی توانند این کار را انجام دهند. چرا که مصرف کنندگان قادر نخواهند بود همان مقدار سابق را خریداری کنند، مگر اینکه حجم پول افزایش یافته باشد. چرا که در یک سیستم بسته پولی که پول جدیدی به سیستم تزریق نشده است، وجود تورم عمومی به لحاظ نظری ناممکن است!

{برای یک تمرین فکری، فرض کنید که یک اقتصاد دو کالایی داریم که پول در آن وجود ندارد و مبادله بصورت کالا به کالا صورت می گیرد. تا دیروز یک کیلو گندم با یک کیلو جو معاوضه می شد اما امروز بدلیل خشکسالی هر دو محصول کاهش یافته ولی تولید گندم بیشتر از تولید جو کاهش داشته است. در نتیجه یک کیلو گندم امسال با مقداری بیش از یک کیلو جو معاوضه خواهد شد. و تورمی هم وجود ندارد. صرفا قیمت کالای جوکارها کمتر شده و قیمت کالای گندم کارها بهتر شده است. تورم مربوط به زمانی است که پول در اقتصاد وارد می شود. و همچنین وقتی که مقدار این پول ثابت نیست و افزایش می یابد. وقتی حجم پول در این اقتصاد دوکالایی افزایش می یابد، امکان این امر وجود دارد که گندمی که 20 تومان و جویی که 20 تومان قیمت داشتند حال با همان شرایطی که ذکر کردیم؛ قیمتشان به 30 و 25 برسد. یعنی تورم!! بیشتر به این مثال ساده فکر کنیم؛ تا برایمان روشن شود که تورم در ماهیتش پدیده ای پولی است و علتش هم افزایش حجم پول! در ادامه پست هایی که در این خصوص خواهم نوشت، این امر را بیشتر روشن خواهم کرد}

در پست بعدی به بحث فشار تقاضا هم می پردازم. و نشان می دهم که هر دو این دلیل هایی که برای تورم می تراشند؛ از یک آبشخور که آنهم تزریق پول است ناشی می شوند. همچنین نشان خواهم داد که برعکس آنچه پولگرایان می گویند؛ چرا پول خنثی نیست…(برای من که این بحث ها خیلی جذاب است و الان که در حال نوشتن این سطور هستم، خودم دارم لذت می برم)

———————–

این مطلب با نام «پول پرقدرت چیست؟» نیز در همین ارتباط است.

Advertisements
این نوشته در Economics, iran, محمدصادق الحسینی, وبلاگ های دیگر, کاتالاکسی, آزادی, اقتصاد, بازار آزاد, تورم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

15 پاسخ برای تورم چگونه پدیده ایست؟ {قسمت اول}

  1. webkhak :گفت

    من مطلب شما را کاملا متوجه شدم.اکنون یک سوال:
    نگاه شما وقتی صادق است که یک اقتصاد «درون بسته»(این اصطلاح را چون اقتصاد نمیدانم از خودم ساختم و فکر میکنم واضح باشد) داشته باشیم با یک پول رایج.یعنی کلیه مبادلات با یک پول رایج انجام شود.
    اگر به هر دلیلی بخشی از کارگران یا هر نوع فروشنده خدمات دیگری حاضر به دریافت دستمزد به صورت ارز یا کالا باشند به تئوری شما صدمه وارد میشود.توضیح اینکه پرداخت بخشی از دستمزد به صورت کالا به طور گسترده و به صورت ارز به طور محدود در اقتصاد ایران رایج است.
    حالا این را هم اضافه کنید که چیزی به نام پرداخت کپنی در اقتصاد داریم.مثلا دادن 100 لیتر بنزین قابل معاوضه میتواند مفهوم ایجاد پول رایج ثانوی به نام «کپن بنزین» را داشته باشد.
    ——————————–
    صادق: البته این نظریه تا آنجا که من می دانم فرضش اینست که اقتصاد بسته است، و یا نرخ ارز شناور است(هیچ کجا جز این ندیده ام)، ببین مشکلی که تو رویش دست گذاشته ای در مورد پرداخت ارزی درست است تا هنگامی که نرخ ارز ثابت باشد. اگر نرخ ارز متغیر باشد، در صورت پرداخت ارزی باید ریال مصرف شود تا ارز خریداری شود، بنابراین تقاضای دلار بالا رفته و دلار در برابر ریال تقویت می شود. بنابراین صادرات افزایش یافته و واردات کاهش می یابد. و به تعادلی مبتنی بر همان حالت قبلی می رسیم. یعنی حالتی که افزایش نقدینگی رخ می دهد منجر به تورم می شود و دریافت ارزی یا ریالی فرقی در ماجرا ایجاد نمی کند.
    اما در مورد کالا باید بگویم که اگر فرض کنیم حجم کالاهای تولیدی اقتصاد ثابت است، بنابراین کالاهایی که به عوض دستمزد پرداخت می شوند نیز باید خریداری شوند . بنابراین فرقی در ماجرا ایجاد نمی کند و افزایش نقدینگی به تورم منجر می شود. تاهمین حد سوالت را متوجه شدم. اگر نکته مبهمی باقی مانده خوشحال می شوم که با هم به آن بیاندیشیم.

  2. Peyman :گفت

    صادق این ماجرای پولی بودن تورم ( در مقابل مبادله کالا به کالا ) چیزیست که واقعا خیلی از دانشجوها به اون توجه ندارند . حالا به نظرم جالب میشه که پول رو به عنوان کالا وارد تحلیل بکنی . حدس میزنم بشه ازش نتایج جالبی گرفت ( فقط حدس میزنم ) . خودم هم بهش فکر میکنم .

    موفق باشی .
    ——————————–
    صادق: همین الان هم پول به عنوان یک کالا در تحلیل براحتی می تواند وارد شود. شما فرض کن پول وجود نداشت و بجای آن طلا و یا گندم بجای پول نقشهای آن را بازی می کردند. آنوقت همین تحلیل را می توانی در مورد آنها تعمیم دهی.
    اما بخاطر داشته باشیم که پول کالای مصرفی نیست بلکه همچون کالاهای سرمایه ای است که نه برای مصرف فوری بلکه برای جریان درآمدی و یا خدمات قابل مصرفی همچون امکان خرید، امنیت ، احترام و… تقاضا می شود. حال اینکه چرا پول کالایی سرمایه ایست و این امر چه تاثیراتی بر تئوری ما می گذارد را بعدا بیشتر توضیح خواهم داد.
    مرسی از توجهت

  3. yek mard :گفت

    با كمال شرمندگي من چيزي نفهميدم. حالا يا اشكال از حقير است يا خيلي سريع و با فرض آن‌كه خواننده اقتصاد خوانده است توضيح داده‌ايد.
    در ضمن فكر مي‌كنم اين‌طور نصفه رها كردن مطلب آدم را گيج مي‌كند.
    به هر حال دستتان درد نكند.
    خوش‌تر باشيد.

  4. Peyman :گفت

    صادق جان منظور من هم دقت در همین موضوعیه که شما گفتی یعنی :
    1 ) پول در اقتصاد مصرف نمیشه . ( یعنی برای دوره های بعدی باقی می مونه .
    2 ) پول به هر میزانی که دولت تصمیم میگیره ناگهان وارد بازار میشه . ( هزینه تولید و اینها تقریبا صفره ! )

    البته خصوصیات زیادی داره ( مثل نقش های مختلفش در اقتصاد ) که حتما خودت اشاره میکنی و من هم یاد میگیرم .

  5. اسماعیل پیش بهار :گفت

    آقا صادق خیلی خوب توصیف کردی واقعا بحثت در مورد رابطه پول و تورم جالب بود
    فقط یک نکته برای اینکه بینم خودم درست متوجه شدم. وارد شدن پول در یک جامعه باعث افزایش قیمت تمامی کالا ها به یک شکل نمی شه. این موضوع را شاید باشه با توزیع غیر یکسان پول بین اقشار مختلف توضیح داد و یا همین طور با میل نهایی به مصرف متفاوت یا تئوری رجحان های آشکار مصرف کننده یا کشش های درآمدی متفاوتی که کالا ها دارند. می خواستم ببینم کدامشون بهتر این رو توضیح می دن یعنی اینکه چرا تورم برای همه کس و برای همه کالاها یکیسان نیست
    یه سوال دیگه هم داشتم اونم اینه که چرا دولتها در ایران نمی تونند از تزریق نقدینگی جلوگیری کنند
    ————————-
    صادق: مرسی آقا اسماعیل؛ سوالات خوبی کرده ای. همه این سوالات را قصد داشتم در پست های آتی توضیح دهم. اما بصورت خلاصه بگم که توزیع غیریکسان پول بین اقشار مختلف و نیز رجحان های مصرف کنندگان نقش کلیدی تری دارند.
    بیشتر توضیح خواهم داد.

  6. بازتاب: تورم چگونه پدیده ای است؟{قسمت دوم} « کاتالاکسی

  7. بازتاب: اندر باب تورم! « کاتالاکسی

  8. تنها راه مبارزه با تورم اعدام ما فياي اقتصادي است

  9. hadi :گفت

    اقتصاد در ایران از هیچ قانونی پیروی نمیکند یعنی از اصل اقتصاد ایران بیمار است.

  10. مهدی :گفت

    من طرح سادای دارم که میتوان دنیا را از بحران نجات داد ولی هیچکس باور ندارد.09363698688

  11. kiaman :گفت

    تورم پدیده ی خوبی نیست

  12. oveis :گفت

    khob bod be kasi nagia

  13. احسان :گفت

    بد نیست ولی بیشتر باشد بهتر است

  14. كمال باعزت :گفت

    نوشته شما خيلي جالب بود واقعا استفاده كردم يك سوال داشتم و ان اينه كه ايا ايران دچار بيماري هلندي شده است يا نه؟توضيح مختصري در مورد اين بيماري اقتصادي بدهيد با تشكر.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s