خارگ

برای چند روزی برای انجام کار میدانی یک پروژه پژوهشی به خارک و بقول خودشان به خارگ می روم؛ احتمالا تا جمعه باز خواهم گشت. از آنجایی که احتمالا دسترسی به اینترنت در آنجا مقدور نیست، تا آن زمان امکان نوشتن در وبلاگ را ندارم.

Advertisements
این نوشته در و غیره, کاتالاکسی, زندگی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

14 پاسخ برای خارگ

  1. Peyman Firouzi :گفت

    این موضوعی که در مورد تخفیف دادن دولت ، بی پشتوانه بودن تصمیمش ، تصمیم در حالت غیر ضرور و بی نیازی به این تصمیم گفتی من رو شدیدا تحت تاثیر قرار داده . امیدوارم در موردش بیشتر بنویسی .
    من این عمل رو غیر بهینه تعبیر میکنم و اینکه قوانین اقتصادی به دولت ( یا به هر نهادی درگیر اقتصاد ) به شدت تحمیل میشه . چرا که اینها قانونه !!! مثل نیروی جاذبه که هست ! و اگر بگیم اونها وجود ندارن اونها نیست نمیشن .

    میدونم خیلی ربطی به پست نداشت ولی به نظرم موضوع جالبی رو مطرح کردی ( به شکل پیش فرض ) و خواستم توجه بدم به این موضوع .

  2. Peyman Firouzi :گفت

    البته منظور پست قبلی بود .

    موفق باشی

  3. غریبه :گفت

    من میگم حالا که صاحبخانه نیست. نخود خوران راه بندازیم؟

  4. غریبه :گفت

    نوشته : اینجا آزادی یگانه معیار سنجش است.هه هه هه هه هه …

  5. غریبه :گفت

    «در باره من» وبلاگش را خوندین؟ نوشته » در علم اقتصاد بیشتر اتریشی ها رامیپسندم «… من میگم دروغ میگه خارگی ها رو اتریشی ها بیشتر میپسنده » هه هه هه هه ….

    تازه یکی نیست بهش بگه اونا که رفتن اتریش .امریکاییها رو میپسندن .تو دیگه چرا؟ هه هه ههه هه …

  6. غریبه :گفت

    فکر می کنید یک اقتصاد دان از «فرهنگ » چه تصوری داره ؟
    «اوووووووووف»
    هه هه هه هه …….

  7. غریبه :گفت

    «در باره من » را خوندین؟فکر میکنین چرا همه اقتصاد دان ها مطمئن هستند در آینده آلزایمر میگیرند؟
    هه هه هه هه هه ……

  8. غریبه :گفت

    نمیدونم چرا اقتصاددان ها بجای اینکه تو وبلاگشون مسایل اقتصادی رو از زوایای گوناگون ببینند. ترجیح می دهند به » مسایل گوناگون را از زاویه اقتصاد » بپردازند.
    هه هه هه هه …..

  9. غریبه :گفت

    اما جدی جدی لیبراله.
    تا حالا دیدین کسی در خانه اش را باز بذاره .بره خارگی؟
    هه هه هه هه …..

  10. غریبه :گفت

    اصلا تا حالا دیدین به اقتصاددان در خانه اش را باز بذاره؟
    هه هه هه هه …….

  11. غریبه :گفت

    این دیگه آخرشه.
    میدونین به نظر ش مشکل بزرگی که به وفور در میان دانشگاهیان دیده چیه؟

    {….مشکل بزرگی که من به وفور آن را در میان دانشگاهیان دیده ام، اینست که همه و همه گویی ککی به تنبانشان است…} __ پست پاسخ هایی از جانب یک لیبرال! بند پنجم _

    هه هه هه هه …….

  12. غریبه :گفت

    یک چیزی رو نمیشه نگفت. این اقای صادق خان. یک خصلتی رو توی این پست ها و کامنت هاش نشون داده که تا حدودی کمیابه. به نظر میاد پراتیک زندگیش با زبان و گفتارش زیاد با هم فاصله ندارند. یعنی خوشش میاد همونجوری حرف بزنه که دوست داره زندگی کنه.خلاصه برداشت من اینه که از ریا و دورویی که این حدود ها کم نیست زیاد خوشش نمیاد.
    اگه به رسم لوطی ها قدیم یک اسمی براش بذاریم اون اسم «صادق بی ریا » هستش.

  13. doodo :گفت

    خیلی خوب بود…یه سریم به این ادرس بزن:http://doodo.wordpress.com/

  14. مهدی :گفت

    سلام
    خسته نباشید
    من تو پست» همه دانشکده های اقتصاد» یک commentگذاشتم اگه برید بخونید و بهم جواب بدید ممنون می شم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s