بایگانیِ اوت, 2010

بالا رفتن اجاره مسکن غیرطبیعی نیست!

این روزها بحث اجاره مسکن داغ شده است. البته همیشه حرفی از بازار مسکن بوده است. اگر قیمت خودش بالا نمی رود، بحث اجاره اش پیش می اید، اگر بحث اجاره نباشد، بحث خانه های خالی اگر خانه های خالی و الخ. (خبرگزاری ها و روزنامه های معمولا با رویکردی پوپولیستی با این جریان برخورد می کنند و این افزایش اجاره را محکوم می کنند. دولتی ها هم که همیشه در پی نشان دادن قدرت خود هستند. و می خواهند همه چیز را کنترل کنند. مثلا اینجا را ببینید که چگونه پوپولیسم از مسکن و اجاره مسکن سر درآورده است.)

اما به نظر می رسد واقعا اجاره مسکن افزایش داشته است. این را هم بصورت شهودی و هم در امار رسمی که وزیر مسکن اعلام کرده می توان دید.(به لینک بالا و اینجا مراجعه کنید که مدعی است اجاره مسکن در سال جاری حدود20 درصد رشد داشته است).

اما جریان چیست و چرا اجاره مسکن افزایش یافته است؟ آیا این امر غیر طبیعی است؟

حقایق اشکار شده:

اول آن که اجاره مسکن در اقتصاد ایران غالبا در ادوار رکود رو به افزایش می گذارد اما در دوران رونق از افزایش کمتری برخوردار است. این امر را می توان با امار و ارقام به راحتی نشان داد.

دوم، در دو سال گذشته یعنی سال های 87 و 88 و 5 ماه جاری از 89، قیمت مسکن راکد بوده است. در حالی که در سال های 85 و 86 قیمت مسکن از جهشی نسبتا بزرگ برخوردار شد.

با توجه به این دو واقعیت، حال می توان به تحلیل بازار اجاره مسکن دست یازید. این افزایش قیمت اجاره، با توجه به کاهش قیمت مسکن در دو سال گذشته و ثبات این بازار در سال‌جاری،به هیچ وجه نشانه حباب در بازار اجاره نیست. اگر نگاهی دقیق‌تر به قیمت مسکن و اجاره‌بها در سال‌های گذشته بیندازیم، این نکته حائز اهمیت است که افزایش حباب گونه قیمت مسکن در سال‌های 85 و 86 با افزایشی به همان میزان در بازار اجاره مسکن همراه نشد و در نتیجه قیمت واقعی اجاره نسبت به قیمت واقعی مسکن کمی عقب افتاد.(قیمت های تعدیل شده با تورم) در نتیجه اجاره‌بها، بطئی‌تر و با تاخیر بیشتری حرکت خود را شروع کرد که هم‌اکنون نیز افزایش اجاره‌بها در شرایط رکود بازار مسکن نشان از سعی بازار در همگن کردن قیمت‌های اجاره با قیمت مسکن دارد. بنابراین این افزایش نه تنها غیر طبیعی نیست که روند طبیعی این بازار است. بنابراین بهتر است سیاستگذاران و اقتصاددانان حامی مداخله بیش از این آب را گل آلود نکرده و بازار را نگران نکنند.

بنابراین مشخص است که هرگونه مداخله در بازار اجاره می تواند اثرات خطرناک و غیر قابل جبرانی بر عرضه مسکن در آینده داشته باشد. در حالی که این افزایش اجاره می تواند نه تنها منفی نبوده که مثبت باشد! چرا که از آنجایی که اجاره مسکن بخشی از بازده سرمایه گذاری در مسکن است، باعث افزایش عرضه خانه(ساختن خانه های جدید) در اینده خواهد شد. بنابراین بهتر است واقع بین باشیم.


پس نوشت 1) قبلا هم در این مورد نوشته بودم. (+)

پس نوشت 2) حسین عباسی در وبلاگ خود در این باره نوشته و کنترل اجاره بها را سیاستی نادرست خوانده است. (+)

پس نوشت3: درباره کنترل اجاره بها به عنوان یک سیاست، می توانید به این مقاله که ترجمه کرده ایم نیز مراجعه کنید. اما مخلص کلام این که:

اقتصاددانان عملا در این باره که کنترل‌های اعمال‌شده بر اجاره‌بها اثرات مخربی به بار می‌آورند، متفق‌القول هستند. در یک نظرسنجی که در سال 1990 در میان 464 اقتصاددان انجام شد و در شماره ماه مه ‌1992 مجله American Economic Review منتشر گردید، 93‌درصد از پاسخ‌دهنده‌های آمریکایی، چه به طور کامل و چه به صورت مشروط موافق این نکته بودند که «اعمال سقف بر اجاره‌بها از کمیت و کیفیت مسکن موجود می‌کاهد». به همین ترتیب در یک مطالعه دیگر گزارش شد که بیش از 95‌درصد از اقتصاددانان کانادایی که در این نظرسنجی شرکت کرده بودند، با این گزاره موافق بودند. این توافق فراتر از طیف سیاسی معمول بوده و از دست «راستی»هایی مثل میلتون فریدمن و فردیش‌‌هایک، برندگان جایزه نوبل گرفته تا گونار میردال اقتصاددان دست «چپی» که او نیز برنده این جایزه بوده و یکی از معماران مهم دولت رفاه در حزب کارگر سوئد بوده است را در بر می‌گیرد. میردال می‌گوید: «شاید کنترل اجاره‌ در برخی از کشورهای غربی، بدترین نمونه از برنامه‌ریزی ضعیف توسط دولت‌های بدون شجاعت و بصیرت بوده باشد.» آسار لیندبک، دیگر اقتصاددان‌ (و سوسیالیست) سوئدی نیز بر این نکته تاکید کرده که «در بسیاری از موارد به نظر می‌آید که کنترل اجاره – البته به استثنای بمباران – کارآمدترین تکنیکی است که در حال حاضر برای نابودی شهرها می‌شناسیم.»

(2) دیدگاه

خانه های خالی، واقعا خالی هستند؟

حسین عباسی این روزها شاید فعالترین اقتصاددان فضای مجازی باشد. او موضوعات جالب و مهمی را خصوصا در حوزه اقتصاد ایران مطرح می کند که جای بحث و صحبت بسیار دارد.

او جدیدا چند مطلب در خصوص بازار مسکن ایران نوشته است (+و+)که بد ندیدم نکاتی را به آنها اضافه و بعضا با برخی از آن ها هم مخالفت کنم. از آنجایی که بازار مسکن عملا مهمترین بازار دارایی و حتی شاید مهمترین بازار سرمایه گذاری در اقتصاد ایران به شمار می رود، این روزها بسیار مورد سوال مردم است بنابراین این بحث علاوه بر فایده تئوریک خود برای اقتصاد خوانده ها و علاقه بندان به اقتصاد می تواند برای عموم مردم هم جالب و جذاب باشد. (این همه مقدمه برای آن است که بعد از چند ماه وبلاگ ننوشتن، رمز و راز! به سبک و سیاق وبلاگی نوشتن را از دست داده ام)

حسین به دو نکته مهم در بازار مسکن ایران اشاره کرده است:

اول) بحث خانه های خالی

دوم) بحث اجاره و پول پیش(حامد هم در این باره به نکاتی اشاره کرده است اما هنوز این جریان جای بحث بسیار دارد)

در مورد اولی امروز می نویسم و بعدی را هم در زمان مقتضی(معمولا به معنای زمانی است که حال دارید) خواهم نوشت:

و اما درباره خانه های خالی(که البته بحثش مفصلتر از این حرفهاست و بیشتر کارشناس مذهبی و تنظیم خانواده می خواهد تا اقتصاد خوانده!) :

اما در مورد بحث خانه های خالی در کشور ما اسطوره های بسیاری وجود دارد. همین است که هر از گاهی فریادی از مجلس بلند می شود که آآآآی این خانه های خالی را شناسایی کنید و مثلا این خانه ها را در اختیار مردم بی خانه! قرار دهید، از آن سو ترک دولتمردان دادشان در می آید که چرا باید مالیات از خانه های خالی گرفته نشود و منابع اقتصاد ایران اینچنین به هدر روند! حال شماره تلفنی معرفی شده که مردم بروند آدرس خانه های خالی را بدهند(اگر می خواهید خانه های خالی را معرفی کنید به اینجا بروید و شماره تلفن را گیر بیاورید. خجالت هم ندارد!). حال بحث به عوض آن که به مسیر صحیح هدایت شود به اینجا می رسد که چقدر از این خانه ها مالیات بگیریم!

اما جریان خانه های خالی چیست و چرا حتی اقتصاددان خوبی نظیر حسین عباسی به جای زدن به هدف، در گیر و دار این می افتد که «آیا خالی ماندن خانه امری مثبت است؟ قطعاً نه» و نتیجه می گیرد که طرح ارایه شماره تلفن برای معرفی خانه های خالی بی اثر است. آیا مساله این است که این سیاست کاراست؟

بازار مسکن همانند هر بازار دیگری از عرضه و تقاضای مسکن شکل می گیرد. یعنی همانند بازار گوجه فرنگی که معرف حضورتان هست، بازار مسکن هم یکسری تولید کننده دارد(کشاورزان)، یکسری هم مصرف کننده(ما خورندگان گوجه) و یکسری هم سرمایه گذار(شاید همانند انبارداران و یا حتی محتکران در بازار گوجه فرنگی، البته نه در معنای منفی آن). شاید بتوان گفت تفاوت عمده بازار مسکن در ایران نسبت به سایر بازارها(نظیر بازار گوجه) این است که این کالا دارایی هم محسوب می شود در حالی که گوجه به علت مصرفی بودنش شاید دارایی به حساب نیاید. همچنین شاید(و البته شاید) بتوان گفت که بازار مسکن، اندکی استراتژیک تر از بازار گوجه است.(که البته واقعا نمی دانم این یعنی چه چرا که اگر گوجه هم چند روز کمیاب شود در مملکت بلوا به پا می شود و این بدان معناست که هر کالایی که عرضه و تقاضایی دارد مهم است. کالایی که عرضه و تقاضایش وسیع تر و گسترده تر است را شاید بتوان گفت استراتژیک تر است.)

حال در بازار مسکن هم مانند بازار گوجه فرنگی که موجودی انبار انبارداران بسیار اهمیت دارد و تعادل بخش بازار است، خانه های خالی نقش موجودی انبار را دارند. یعنی خان های خالی باعث می شوند تا کسانی که دنبال خانه می گردند قدرت انتخاب داشته باشند و بین گزینه های مختلف انتخاب کنند.(همانند بازار گوجه و انتخاب بین بهتر و بدتر).

برای مثال فرض کنید که فقط یک هفته هیچ خانه خالی وجود نداشته باشد. چه اتفاقی می افتد؟ از آنجایی که تقاضای جدید(برای زوج های جدید) و نیز تقاضای تعویض خانه همیشه وجود دارد در نتیجه نبود خانه خالی در بنگاه ها به یک وحشت عمومی منجر خواهد شد. همانطور که نبود هیچ گوجه فرنگی در بازار به یک وحشت عمومی منجر می شود(حتی اگر در خانه های ملت گوجه فرنگی وجود داشته باشد) و این امر سبب می شود تا قیمت خانه(یا گوجه) به شدت افزایش پیدا کند و الخ.

اما باید دید این مقدار لازم برای تعدیل بازار که اسمش را خانه های خالی می گذاریم چقدر باید باشد و اگر از چه مقداری تعداد این خانه ها بالاتر رفت نشانه بیماری بازار مسکن است.

برای این منظور همانند هر بازار دیگری قانونی خاصی وجود ندارد، اما معمولا گفته می شود که 3-5 درصد از کل عرضه در بازار باید آزاد باشد(مثلا در بازار کار معمولا می گویند که 5 درصد بیکاری نرخ طبیعی بیکاری است). حال باید دید که چه مقدار از خانه های موجود در کشور خالی هستند؟ طبق آمار موجود، در مناطق شهری کشور حدود 12 میلیون خانه ساخته شده وجود دارد(و 3 میلیون در روستاها). در حالی که از سوی منابع رسمی گفته می شود حدود 480 هزار(شما بگویید 500 هزار) خانه خالی در کشور وجود دارد. با یک محاسبه ساده به این می رسیم که حدود 4 درصد خانه های شهری در کشور و حدود 3 درصد خانه های کل کشور خالی هستند. بنابراین این مقدار خانه خالی به هیچ وجه غیر طبیعی نیست!(برعکس آنچه کارشناسان مرکز پژوهش ها ادعا کرده اند.)

بنابراین اگر دیدید از این پس حرفی از خانه های خالی زدند، گفتند مالیات می بندیم و فلان و بهمان می کنیم را باور نکنید، چون این کار تبعاتی دارد که انتنظار می رود دولت ها هیچ وقت چنین کاری را نکنند.

البته می توان بحث های انضمامی و فلسفی موضوع را هم مطرح کرد که حسین عباسی به بخشی از آنها اشاره کرده است.

——–

پس نوشت: پس از مدت ها که چیزی در این وبلاگ ننوشتم. از این پس بیش و کم خواهم نوشت.

(19) دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 50 مشترک دیگر بپیوندید