این روزها این ترکیب هم همانند بسیاری از ترکیب های مشابه: “گفتگوی اقتصادی”، “جمع اقتصادی”، “تحلیل اقتصادی” یا هر ترکیب مشابهی (با عوض کردن کلمه اول یا کلمه دوم یا هر دو، به شرط آن که کلمه دوم “سیاسی” نباشد.) معنای خود را تا حدود زیادی از دست داده یا معنای آن در پس پرده ای قرار گرفته است که ما در آویختن، بالا بردن، پایین آوردن یا هر بلایی آوردن سر این پرده هیچ کاره ایم. همین است که دست و دل به نوشتن در وبلاگ نمی رود. هرچه ایده ای می اید و یا موضوع و مسئله ای مطرح می شود که ارزش مطرح کردن در وبلاگ را دارد، اما دست به نوشتن نمی رود و بدن قبول نمی کند که برود پای وبلاگ. چندین بار در این مدت قصد کرده ام که راجع به موضوعی بنویسم، یا بیایم جواب سوالی که در دو پست پیشین راجع به پایه پولی مطرح کرده بودم را بدهم اما ….. خلاصه این نوشته حامد بهانه ای شد برای آمدن این چند خط و گذاردن این بار.
ولی حالا که دست به وبلاگ شده ایم، ایده ام (قطعا ایده نسبتا سیاسی ام!!) را راجع به طرح هدفمندسازی یارانه ها یا یارانه نقدی که این روزها نقل هر مجلسی شده است می گویم. تصورم این است که این قانون! توسط این دولت اجرایی نخواهد شد، حداقل به شکلی که تصویب شده است. ایده هم این است که در این وضعیت نامناسب اجتماعی و سیاسی، دولت این ریسک را نمی کند، و برای ایجاد امکان توزیع پول توسط دولت، به نظرم می آید که دولت اگر بخواهد عقلایی(مبتنی بر بیشینه سازی) رفتار کند، به سمت واقعی کردن قیمت بنزین(یا مثلا کم کردن سهمیه ها در حد مثلا 20 لیتر برای هر ماشین) می رود. چرا که اولا هم اکنون این انتظار در مردم به وجود آمده و بنزین 400 تومانی چندان عجیب نمی نماید و از طرف دیگر، منابعی که از این طریق حاصل می شود هم کم هزینه است و هم بسیار!(تخمین خود من بین 5 تا 10 میلیارد دلار است که بسته به چگونگی اجرا می تواند از این محل ایجاد شود)
خلاصه این که به این شکل هم دولت اجرای قانون را شروع کرده، هم گروه های هدف خود را راضی می کند و هم تبعات لرزه آور واقعی شدن قیمت ها در همه عرصه ها را به جان نمی خرد.
یک نکته دیگر هم راجع به داستان خوشه بندی! به نظرم می آید که با توجه به اینکه قبلا اعلام شد که 70 درصد اطلاعات وارد شده در این طرح جعلی است، و نیز هزینه مدلسازی و گردآوری و تحلیل این اطلاعات بسیار بالا و شاید با توجه به شرایط موجود ناممکن باشد،یا اگر ممکن باشد بیش از این ها زمان می خواهد، دولت کلا این اطلاعات را بیخیال شده و رفته سراغ یک محاسبه سر انگشتی که اتفاقا از نظر من هم معقول تر از طرح قبلی است! در این مورد دولت خط کش دست گرفته و اولا بسته به استان، شهر،منطقه و روستا انتخاب کرده و افراد را با توجه به جغرافیای سکونت در خوشه ها جای داده است. یعنی اولا احتمال می دهم همه بالای میدان انقلابی ها خوشه سه ای شده باشند!، ثانیا محلاتی مثل نازی آباد، شوش و راه آهن و امثالهم خوشه یکی و بسیاری از شهرستانی ها خوشه دو. (اگر مشاهده ای در رد یا تایید دارید بفرمایید. تاکید می کنم که این صرفا یک ایده فضای مبهم کنونی است و خبر نیست)