اینطور که دارد پیش می رود، گویا دوباره احمدی نژاد مجلس را آچمز کرده.
یادم می آید نیما نامداری در ساز مخالفش قبلا تحلیل خیلی خوب نوشته بود درباره خوب بازی کردن احمدی نژاد و اینکه احمدی نژاد با تهدیدهای معتبرش، تا بحال هم رهبری و هم مجلس و سایر ارگان های نظارتی و موازی را منزوی کرده و در جهت خواست های خودش حرکت داده است. (نمی دونم چرا وبلاگ نیما الان که دارم مطلب رو می نویسم در ایران در دسترس نیست) بهرحال خلاصه استدلال این بود که احمدی نژاد یک بازی چیکن گیم است که طرف مقابل(یا مجلس یا رهبری یا …) احمدی نژاد را فردی رادیکال فرض می کنند که تا آخر در صحنه هست و کنار نمی کشد، بنابراین برای مصلحت دو طرف و در نتیجه برای بدتر نشدن نتیجه کلی بازی، مجبور می شوند کنار بکشند. نمونه هایش هم فراوان است. نمونه بارز آن انتخاب وزرا بود که نیما به خوبی شرح داده بود. احمدی در انتخاب وزرا برعکس سایر روسای جمهوری با مجلس مشورت نمی کند و در دقیقه نود لیستی را به مجلس می دهد و مجلسیان هم می دانند که مثلا غالب این وزرا صلاحیت ندارند اما از طرف دیگر می دانند که اگر اینها را رد کنند، احمدی نژاد فردی بدتر از اینها را جایگزین می کنند و یا این تسلسل همین جا تمام می شود و مجلس به فرد بدتر رای می دهد و یا همینطور ادامه می یابد و کیفیت افراد پایین تر می آید و بالاخره مجلس مجبور است بین بدترها انتخاب کند!
در بازی یارانه ها هم به نظر می رسد چنین اتفاقی در حال وقوع است. احمدی نژاد رفت مجلس و تهدید کرد که اگر بخواهند اختیاراتش را کم کنند، لایحه را پس می گیرد. در حالی که خبرهای محکمی هست مبنی بر این که شخص رهبری اجرایی شدن این لایحه را خواستار شده است و مجلس هم دنبال تصویب کردنش است(تا حدی که حتی فردی مثل توکلی که در تمام دوره های پیشین چه در کسوت نماینده چه در کسوت دانشگاهی هر گونه افزایش قیمت ها را کفر مطلق می خواند، هم اکنون از لزوم این اصلاح قیمتی سخن می گوید و بیان می کند که ما با محتوای لایحه مشکلی نداریم!). با این احوالات این تهدید احمدی نژاد در مجلس دو حالت دارد: اول) یا تهدیدی است معتبر برای حفظ حداکثر اختیارات و رییس جمهور به هیچ وجه بر سر کم شدن اختیاراتش کوتاه نخواهد آمد(این خبر که آقا محمدی به عنوان نماینده رهبر به مجلس رفته و قانع شده که باید اختیارات رییس جمهور در این لایحه کم شود اما احمدی نژاد قبول نکرده است، موید این فرضیه است. همچنین این خبر که احمدی نژاد نامه استرداد را امروز پس گرفته است نیز این فرضیه را تایید می کند) اما فرضیه دومی هم هست که می گوید احمدی نژاد با اینکه در ابتدا قصد داشته از این لایحه در جهت جذب گروهی از مردم(مثلا بین 5-8 میلیون نفر) استفاده کند، اما از تبعات اجرایی کردن این لایحه ترسیده و به بهانه های مختلف نمی خواهد زیر بار این لایحه برود یا می خواهد این لایحه بصورت طرح مطرح شود و مشکلات و نارسایی هایش به گردن مجلسی ها بیفتد.
من خودم فکر می کنم فرضیه اول صحیح است. و احمدی نژاد که سعی داشت خزانه دولتی را به خزانه پادشاهی بدل کند، و اختیارات تام در جهت بذل و بخشش و اختصاص منابع و … داشته باشد، هم اکنون می بیند این چیزی که از مجلس بیرون آمده، پاسخگوی این نیاز نیست، مضافا بر اینکه هزینه نارضایتی گروهی از مردم که بالاخره با اجرای این لایحه بوجود می آید بر دوش دولت و شخص اوست.
حالا امشب هم می خواهد بیاید تلوزیون(بعد از خبر 21) و احتمالا گله و شکایت که دست ما را بستند و نمی گذارند کار کنیم. (حتما مقصر هم هاشمی است!) خلاصه اینکه احمدی نژاد دارد خوب بازی می کند.
نکته انحرافی: میرتاج الدینی که روز یکشنبه آن طرح کذایی را(مشروحش را در این سرمقاله ام می توانید بخوانید) آورده بود روز دوشنبه خبر آمد که معاون پارلمانی و حقوقی رییس جمهور شده است! حالا باهنر هم گفته که هنوز استعفا نداده ولی اصل خبر را تکذیب نکرده است!! این هم یکی دیگر از شیوه های مدیریتی دکتر!
———
پس نوشت نامربوط: نفیسه زارع کهن از بچه های دنیای اقتصاد و شوهرش حجت شریفی از بچه های ادوار دیروز در تظاهرات دستگیر شدند. به امید رهایی اشان.
آنیما گفت
سلام
البته این رو نباید در قالب بازی Chicken Game در نظر بگیریم، چرا که در این بازی، هزینهی عدمهمکاری متقابل، بینهایت هست؛ هزینهی همکاری یکطرفه، سوسک (جوجه) شدن، و هزینهی همکاری متقابل، چندان زیاد نیست.
این بازی رو بهتره تحت قالب Ultimate Bargaining (که کالین کمرر در کتاب Behavioral Game Theory) ازش نام برده، طبقهبندی کنیم. در این بازی مقداری سود (s) وجود داره که قراره بین طرفین تقسیم بشه یا نشه. یه پیشنهاددهنده و یه پاسخدهنده قراره با هم معامله کنن. پیشنهاددهنده اولتیماتوم میده که من فقط سر نرخ x حاضر به معامله هستم و پاسخدهنده یا قبول میکنه یا رد میکنه. اگر قبول کنه، پاسخدهنده به مقدار s-x و پیشنهادهدهنده به مقدار x سود میبرن. اگر هم قبول نکنه، هیچ کدوم سودی نمیبرن.
در این بازی مجلس و دولت، اگه طرفین، متقابلا همکاری نکنن، بر خلاف بازی جوجه، قرار نیست که هزینهی بینهایت برای طرفین به بار بیاره.
پرواضحه که این بازی، حالت تعمیمیافتهی بازی Ultimate Bargaining معمولی هست.
———————-
صادق: مرسی. آره به شرطی که s کوچکتر از x باشه. بحث اینه که در این معامله مجلس سودی نمی بره و عملا از جایگاه قانونگذاری و نظارتی که داره عزل شده و برایش یک ضرر بزرگه این. و از طرف دیگه بر اثر عدم همکاری ، خب همه کارها می خوابد و این را ضرر بی نهایت محسوب کردم. بر این مبنا بود که من چیکن گیم به ذهنم رسید. در هر حال این مشخصه که مجلس سودی در قبول نظر دولت نداره.
آنیما گفت
البته منظورت این بود که x کوچکتر از s باشه.
به نظر من، مجلس هم سود میبره. سودش اینه که نقش خودش رو پر-رنگ میکنه. هر چی تاثیر بیشتری در لایحه داشته باشه، این پیام رو به همه مخابره میکنه که مجلس قویه.
ضمن اینکه مجلس هم دوست داره اقتصاد کشور بهتر بشه. بالاخره اینا حیوون که نیستن! هر چی هم باشه، دوست دارن مملکت پیشرفت کنه. حالا شما بگی اینا تخصص کافی ندارن یا هر چی، من مشکلی ندارم.
دولت هم سود میبره ولی سودش اون جوری نیست که شما میگی. دولت برای حفظ طرفداراش واقعا نیازی نداره که «طرح تحول اقتصادی» رو اجرا کنه. خیلی راحتتر از این حرفا میتونه طرفداراش رو حفظ کنه. به قول استاد عزیزی، آدم برای شکار مگس، از تانک استفاده نمیکنه! از نظر من انگیزهی دولت از اجرای این لایحه، ترکیبی هست از «کمک به اقتصاد کشور»، «ثبت اسم خودش در تاریخ مملکت» و «ارضای نیاز جاهطلبی و مخابرهی این پیام که من خفنم».
پس واضحه که x از s کمتره. حالا شما اگه بگی که x مثلا حدود نود درصد s هست، من بازم مشکلی ندارم. ولی معنیش این نیست که مجلس ضرر کرده که ۱۰٪ سود برده ولی دولت ۹۰٪. دولت «پیشنهاددهنده» بوده، پس به طور طبیعی دولت موضع افتعالی رو در اختیار داره و مجلس موضع انفعالی.
اگه این میون، مجلس بخواد خیلی کوتاه بیاد، برچسب «ضعیف» بودن میخوره و این براش خیلی بده. دولت هم اگه بخواد خیلی کوتاه بیاد، همین برچسب رو میخوره و در بازیهای بعدی براش گرون تموم میشه.
ضمن اینکه این بازی کاملا fuzzyـه و این جوری نیست که حالا دولت گفت «این است و جز این نیست»، مجلس دو راه فقط پیش پاش باشه که بگه «چشم» یا بگه «جمع کن بینیم بابا».
ته ته تهش اینه که اصلا لایحه تصویب نمیشه. خب این کجاش هزینهی بینهایت داره؟ تازه برمیگردیم سر خونهی اول، مثل هزار تا پروژهی نیمهتموم دیگه!
——————
صادق: من با توضیحاتی که دادم، به نظرم روشنه که مجلس در این میان ضرر می کنه. اتفاقا بحث دقیقا صفر و یک است! رییس جمهور دقیقا می گوید مجلس یا باید بگه «چشم» یا رییس جمهور می گه:»جمع کن بینیم بابا». اینکه تهش چی میشه معلوم نیست هنوز، ولی احمدی نژاد داره اینطور بازی می کنه. حداقل می شه گفت که سعی داره بازی رو به یک چیکن گیم تبدیل کنه. خلاصه اینکه اختلافمون در اینه که من می گم مجلس این میان سودی نداره. اما اینکه چرا ضرر در حالت تصویب نشدن حداکثره، شما فرض کن که مجلسی ها معتقدند اگر قیمت ها واقعی نشود، مملکت ضرر بزرگی می کند از طرفی هم می خوان وظیفه قانون گذاری اشان رو انجام بدن ولی احمدی نژاد نمی ذاره میگه یا همین یا هیچی! همین هم برای مجلس بی ضرر نیست، کمتر از هیچیه چون بی حیثیت می شه! اگر هم قبول نکنه که در نهایت قیمت هایی رو هم که مجلس فکر می کند باید واقعی بشه نشده و کشور و دولت و مجلس همه ضرر کردن.
در نهایت اینکه طرح تحول از نظر من اهداف مشخصی دارد اگر اینطور است که شما می گویی چرا احمدی نژاد نمی ذاره جریان روشن بشه و نمی خواد ردیف ها مشخص بشه و در جواب حتی حاضره کل لایحه رو پس بگیره؟
محمد گفت
یک مخاطب جدید:
چرا نمیگیم هر دو؟ ماشالله آقای احمدی نژاد در تمامی زمینه ها ابتکار دارن و ثابت کردن که توانایی نقض کردن تمامی تئوری ها رو دارن.
راستی یک سری به بلاگ من بزنید. «بعضی چیزها باید خوانده شوند»
آنیما گفت
یه توضیح کوچیک:
حقیقت اینه که من آدم سیاسیی نیستم. در جوهای سیاسی حضور نداشتم. اطلاعات سیاسی زیادی هم ندارم. شاید اصلا هیچ رقم شم سیاسی هم نداشته باشم. نمیدونم.
واقعا «تعصبی نسبت به حرفی که دارم میزنم ندارم، ولی این برداشت برای شخص خودم محترمه. خیلی هم محترمه. ولی نه انقدری که اگه دیدم اشتباه میکنم، برداشتم رو تصحیح نکنم»
اینکه چرا احمدینژاد میخواد تمام اختیارات مالی این طرح تحول رو به عهده بگیره، به نظر من «تا حد زیادی» ربط به شخصیتش داره. من به ویژگیهای روانی آدمها خیلی دقت میکنم و سعی میکنم در تحلیلها دخالتشون بدم. احمدینژاد آدمیه که حرف حرف خودشه و عملا دوست داره همه چیز رو به صورت متمرکز در دست خودش داشته باشه. حسش اینه که بهتر از همه میفهمه. برای همین دوست داره همه چیز کاملا تحت کنترل خودش باشه. شما ممکنه برگردی بگی که این خطرناکه. ممکنه بگی که این غلطه و اصلا اینکه ثروت و قدرت به این شدت در یک جا جمع بشه، امکان بروز فساد رو بالا میبره. من هم میگم موافقم با شما. ولی معنیش این نیست که دولت با نیت قبلی، برای پولها نقشههای سیاسی کشیده.
من فکر میکنم تقریبا «تمام» تحلیلهای سیاسی و اقتصادی و تا حدی اجتماعی موجود در مورد شرایط ایران رو در این چند ماه بعد از انتخابات با دقت دنبال کردم. «کاملا» هم متوجه تحلیل شما هستم.
ولی من مسئله رو سادهتر و کمتر-سیاسی میبینم.
چیکنگیم «خیلی» بدبینانهست. چیکنگیم یعنی دوئل. یعنی آخر خط!
بعدم فرض کن که اصلا این لایحه تصویب نشه. مجلس میتونه «آرومآروم» خودش طرح بده و یارانهها رو حذف کنه و پولش بیاد تو ردیف بودجه. آخر آخرش اینه دیگه. درسته؟ واقعا این جوری نیست که مجلس دست و پا بسته باشه و این جوری هم نیست که دولت سوار بر خر مراد باشه. طرفین به هم نیاز دارن. هم مجلس به دولت و هم دولت به مجلس. این جوری هم نیست که شما بگی اگه مجلس طرح بده، مسوولیتش کاملا بر دوش مجلسه و دولت هم راحت میاد کارشکنی میکنه و گند میزنه به طرح تا مجلس رو زیر سوال ببره. این خیلی عجیبه. این رو در نظر داشته باش، که اگه طرفین بخوان محکم بایستن و ساز مخالف بزنن، چهار سال آینده رو فقط باید صرف دعوا و مرافعه و رفت و برگشت کنن و دودش تو چشم هر دو طرف میره. این به نفع هیچکدوم نیست. این یه one-shot game نیست. بازی ادامه داره. بالاخره نقطهی تعادل، یه جا اون وسطاست. یه جا مجلس کوتاه میاد. یه جا دولت.
من طرفین رو تو فاز «همکاری» میبینم. این لایحه تصویب میشه به نظر من. یه جوری که نه سیخ بسوزه نه کباب. هر چند طرفین دوست دارن، سود بیشتری عایدشون بشه.
شما اگه کمتر سیاسی نگاه کنی، میبینی که اجرای خوب طرح، برای مجلس هم سود داره. یه مقدار به این مسئله فکر کن که این آدما در کنار اغراض سیاسی و شغلی و … دوست دارن مملکت پیشرفت هم بکنه. پیشرفت مملکت برای مجلس یا دولت سود نیست؟
————–
صادق: امروز یک نگاهی به مصوبات مجلس بکن. دقیقا چیزی که احمدی نژاد می خواست گرفت. و مجلس این میان فقط اعتبارش بود که رفت و به چیزی هم که می خواست یعنی نظارت نرسید.
آنیما گفت
حرفام رو پس میگیرم.
سعی هم میکنم در مورد چیزی که نمیدونم، اظهار نظر نکنم. یا در حالت غیر-ایدهآل کمتر اظهار نظر کنم.