حامد قدوسی مطلبی نوشته با عنوان:»کروبی یا موسوی: یک محاسبه استراتژیک» که بطور خلاصه در آن سعی کرده با یک فرض از آرای انتخابات آتی، یک احتمال(صرفا یک احتمال) و خطر محقق شدن این احتمال را یادآور شود و نتیجه گرفته است که احیانا با رای به میرحسین می توان خطر محقق شدن چنین احتمالی را کاهش داد. گویا او این پست را در پاسخ به استدلال هایی شبیه به چیزهایی که من در مورد بهینه بودن رای به کروبی در دور اول نوشته بودم، نوشته است.
دوستان در کامنت هایشان در پست حامد، حرفهای مختلفی زده اند که بسیاری از آنها اصلا مربوط به بحث مورد نظر نیست. حامد صرفا قصد دارد تا با رهنمون شدن مخاطب به یک فضای جواب احتمالی نشان دهد که عواقب یک حالت رای دادن(رای دادن بر مبنای تمایلات) می تواند چگونه باشد.
من از انجایی که فکر می کنم رای دادن بهینه در دور اول برای من و دیگر افرادی که احساس می کنند کروبی خواست های آنان را نمایندگی می کند، رای به کروبی و در دور دوم رای به هرکسی جز احمدی نژاد است، سعی می کنم با ارایه یک فضای جواب دیگر نشان دهم که خطر رای استراتژیک در این دوره چقدر می تواند خطرناک باشد.
همین جا یادآور می شوم که این فقط یک حالت ذهنی است (همانند حالت ذهنی که حامد تصور کرده) و بحثی از این که بر طبق این حالت ذهنی باید رای داد، نیست. بلکه بحث این است که می خواهم نشان دهم خطر رای دادن استراتژیک به موسوی(اگر احساس می کنید خواست های شما را نمایندگی نمی کند و صرفا بخاطر رای آوری می خواهید به وی رای دهید) با اسمتداد از نحوه استدلال حامد، چقدر می تواند باشد:
به سناریوی زیر توجه کنید:
فرض کنید که موسوی 13-15 میلیون، احمدی نزاد حدود 10 میلیون و کروبی هم هم اکنون حدود 8-10 میلیون و رضایی2-3 میلیون رای دارند. (البته برای این مقادیر می توان ادله هایی هم ارایه کرد که مورد بحث نیستند و البته چالش برانگیز هم هستند. شما صرفا به عنوان یک فرض بپذیرید)
حال اگر فکر می کنیم که کروبی بیش از سایر کاندیدها خواست های ما را نمایندگی می کند و رئیس جمهور بهتری است، ولی به خاطر این که فکر می کنیم موسوی رای بیشتری دارد، می خواهیم به وی رای دهیم، باعث می شویم که احتمالا موسوی یکضرب به مرحله دوم رود در حالی که با رای به کروبی می توانیم او را با موسوی به دور دوم ببریم(گفتم که اگر فرض بالا را بپذیریم).
خب اگر این اتقاق بیفتد چه می شود:
1- این خواست هایی که خواست شماست و کروبی شعارش را داده است، به علت رای آوری کم، تحقیر می شود و کمتر کسی در دولت بعدی و در انتخابات های بعدی به آنها توجه خواهد کرد
2- فرصت تاریخی معاون اولی قوی ترین مدیر اجرایی ایران(با توجه به شناختی که از کرباسچی دارم و در این انتخابات شناخت بسیار بهتری از او پیدا کردم) و کسانی همچون نجفی و … از بین می رود.(این می تواند به این معنا باشد که ما فرصت توسعه و رشد اقتصادی را برای 4 یا 8 سال آینده از دست دهیم. چرا که هم اکنون در دنیا دیگر فرایند توسعه آنقدرها طولانی مدت نیست و با مثلا 8 سال کار درست می توان به توسعه دست یافت )
3- موسوی را به عنوان یک سوسیالیست در دور اول به ریاست جمهوری رسانده ایم. که این باعث می شود تا ایشان تصور کند این رای، رای به افکار و برنامه و اطرافیانش بوده است که میتواند خطرناک باشد.
4- این ریسک را می کنیم که کسی مثل مومنی وزیر اقتصاد شود. در حالی که میتوانیم وزارت امثال نجفی را ببنیم در رای به کروبی. این بدان معناست که با اشتباه برآورد کردن آرای احمدی نژاد، موسوی و کروبی، باعث شدیم با رای به اصطلاح استراتژیک خود، شرایط کشور را حداقل در عرصه اقتصادی دچار ریسک شدید نماییم.
5-….
منظورم از این پست این بود که نشان دهم فضای جواب پر از این جواب هاست دوستان. اینقدر با این بازی های ذهنی خود را از فضای واقعی دور نکنید. اگر فکر می کنید کروبی کاندیدای بهتری است در دور اول به نظرم باید به او رای داد و اگر فکر می کنید موسوی کاندیدای بهتری است و خواست های شما را بهتر نمایندگی می کند(نه به خاطر رای آوری) باید به موسوی رای دهید. در دور اول (چون قوی ترین فرضیه مطرح در این انتخابات دو مرحله ای شدن آن است) رای به تمایلاتتان، رای بهینه است. در دور دوم هم به هرکسی جز احمدی نژاد.
پانوشت: این حالت در وضعیت که احمدی نژاد 13-15 میلیون، موسوی 10 میلیون و کروبی 8-10 میلیون، یا احمدی نژاد 20 میلیون، موسوی 10-12 و کروبی هم 10-8 میلیون و رضایی هم 2 میلیون، یا وضعیت های مشابه که فاصله کروبی با نفر دوم کم است و نیز نفر اول هم 50 درصد آرا را ندارد(که به نظر غیرمنطقی هم نیست) صادق است.
حسن گفت
نظرتون درمورد این تحلیل چیه؟
http://presidentmirhossein.blogspot.com/2009/06/blog-post_09.html
حسن ذاکری گفت
سلام
چیزی که شما در نظر نگرفته اید این موضوع است که آیا آقای کروبی میتواند در دور دوم از پس احمدی نژاد بر بیاید؟ با تمام احترامی که به ایشان و تیم قوی و مجربشان دارم، جواب من منفی است. متاسفانه آقای احمدی نژاد قواعد بازی انتخاباتی را بسیار تغییر داده و دیگر داشتن یک برنامه و تیم قوی را نمیتوان در تعیین سرنوشت انتخابات تعیین کننده دانست.
—————
صادق: من تحلیلم این است که رای کروبی در دور دوم در برابر احمدی نژاد در برابر موسوی مقابل احمدی نژاد، بیشتر است.
امیر حسین گفت
با سلام
یک نکته دیکه رو هم در نظر بگیرید…با مناظره بین رضایی و احمدی نژاد بنظرم رسید که رضایی میتونه ارای احمدی نژاد رو جذب کنه و از این تخمینهایی که زده میشه بیشتر رای بیاره…این می تونه حتی باعث بشه احمدی نژاد به دور دوم هم نرسه…چرا این شانس رو در نظر نگیریم؟؟؟؟
با تشکر
صادق گفت
جناب مومنی بهترین وزیر اقتصاد می تواند باشد. تحلیل شما هم بسیار آبکی است. کروبی نهایتا 3 میلیون رای دارد. از این موضع عجیب بیا بیرون قربون شکل ماهت.
مریم گفت
خوب کروبی اگر دور دوم برود حامیان موسوی بین او و احمدی نژاد به او رای خواهند داد!!
بی نام گفت
اولا، احتمال اینکه موسوی و کروبی به دور دوم با هم بروند خیلی کم است، صفر نیست، قبول، ولی خیلی کم هست. در کامنت های پست حامد این بحث شده است. اینکه رای احمدی نژاد را 10 میلیون فرض می کنید واقعا جای شگفتی است، کاملا درک می کنم مجبورید این کار را بکنید وگرنه واضح است که میزان مشارکت لازم برای چیزی که شما می گویید غیر محتمل است. ولی این تحلیل های مستقل از واقعیت فقط به درد توجیه می خورد. پس این را کنار بگذارید.
در مورد اینکه کروبی برای شما اولویت دارد، عملا این کروبی و شعارها کروبی نیست که اولویت دارد، تیم کروبی و شعارهای آنها هست که الویت دارد که لزوما یکی نیستند، بخصوص در مورد مسائل اجتماعی. در مورد مشکل وجود مومنی و اینکه کرباسچی/نجفی چقدر بهتر است من شناخت کافی ندارم، نمی توانم حرفی بزنم، ولی وانمودن اینکه موسوی سوسیالیست است غیرواقعی و مغرضانه است و با شعارهای صریحی که موسوی داده تناسب ندارد. برداشتن فقط یک نفر از تیم موسوی یعنی مومنی به تنهایی هم به هیچ وجه نمی تواند نماینده ی تیم موسوی و حامیان او باشد. اگر این قدر سوسیالیست است چرا اساتید اقتصاد که طرفدار آزادی اقتصادی هستند از او حمایت می کنند؟ شعار اقتصادی کروبی که دادن 70 هزار تومن است پوپولیستی است یا شعارهای موسوی؟ با اینکار چطور می خواهد تورم را مهار کند؟ شما فکر کنم به خوبی می فهمید که وارد شدن این همه به پول به جامعه چه عوارض تورمی شدیدی ایجاد می کند. حتی برنامه های احمدی نژاد هم این قدر تورم نمی توانند ایجاد کنند. کمبود بوجه را چطور می خواهند جبران کنند؟ دولت را نمی شود که یکدفعه کوچک کرد. از طرف دیگر شعار جذب مالیات است، این را هم می دانید که در ایران ساختار مالیاتی درست و حسابی وجود ندارد. میزان مالیاتی که دولت واقعا می تواند بدست آورد خیلی کم است، این سیستم را هم نمی توان در یکی دو سال درست کرد. تمام مشکلاتی را که این شعارها ایجاد می کنند به کنار، این ها را چطور می خواهند اجرا کنند؟ در طول 4 سال شما هم به خوبی من می دانید که ممکن نیست، و چهار سال دیگر سن کروبی به قدری زیاد است نمی تواند رئیس جمهور شود. از سوی دیگر، ریاست جمهوری که آنقدر قدرت ندارد که هر کاری خواست بکند. فکر می کنید کرباسچی و تیم کروبی می تواند از مجلس اصول گرا رای بگیرد؟ برنامه هایش تصویب می شوند؟ واقعیت ها را نباید فراموش کرد. شعارهای اجتماعی/سیاسی کروبی هم که بدتر، وقتی رهبر برای عدم بررسی آزادی مطبوعات حکم حکومتی می دهد واضح است که بقیه شعارها قرار است به کجا بروند. خاتمی با شعارهای خیلی معتدل تر نگذاشتند اصلاحات اساسی انجام بدهد، این شعارهای تند طرفداران کروبی که از همین الان مشخص است. شعار با عمل کردن فرق دارد. تازه این ها واضحات است، اگر برنامه کروبی باز شود مشکلات اساسی دیگرش هم آشکار می شود. این برنامه ها همه مشکلات اساسی دارد. اگر اینها را نمی گویند و تا حالا من هم در کامنت های حامد ننوشته ام علتش این است که هدف فعلا کم کردن رای احمدی نژاد است. این را هم به یاد داشته باشید که هرچقدر احساس خطر حکومت زیاد شود، اصطکاک بیشتر می شود. خودتان کلاهتان را قاضی کنید ببینید چقدر از این شعارهای کروبی بعد چهار سال انجام می شود؟ چقدر از تیم کروبی می تواند رای اعتماد بگیرد؟
تنها ایده واقعی و عملی محتمل در پست شما این است که بخواهید با موسوی چانه بزنید، این را هم از رفتارش با دفتر تحکیم که حتی جوابشان را هم نداد و مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی که حاضر است با انها همکاری کند ولی با آنها کاملا یک فکر نیست، فهمید.
از طرف دیگر، آمار حامد را هم داشته باشید که بنا به نظر سنجی ها بیش از نصف کسانی که به موسوی رای می دهند به کروبی رای نمی دهند حتی در مقابل احمدی نژاد.
دو حالت بیشتر وجود ندارد، یا به رشد سیاسی نرسیده اید که درک کنید رای دادن به کدام گزینه در عمل جامعه را می تواند به سمتی که شما می خواهید ببرد، یا اینکه تابع مطلوبیت شما خیلی وابسته به احساس درونی تحویل گرفته شدن و اینکه به کسی که مرا به مقداری که می خواهم مورد خطاب تبلیغاتش قرار نداده رای ندادن است، مستقل از اینکه چه کسی رای بیاورد (حتی احمدی نژاد) و چه اتفاقی بیافتد.
اگر از دایره ادب خارج شده باشم، عذر می خواهم. امیدوارام صراحتم موجب ناراحتی شما نشود.
——————–
صادق: شما مسایل زیادی را مطرح کردید. ولی در مورد تیم موسوی: فقط آقای مومنی نیست: حلقه اولی که هی می گوید حلقه اول من فلان است و فلان همه برای خود یک مومنی هستند. اگر لازم شد نام می برم!
اینکه نیمی از حامیان میرحسین حاضر نیستند به کروبی رای دهند کاملا غلط است. من نظرسنجی های گوناگونی را دیدم که هیچکدام چنین چیزی را نمی گویند. صحیح نیست که جعل آمار کنیم برای کمک به استدلالمان.
در مورد پاراگراف آخر هم باید بگویم که متاسفانه گویا شما قدرت تحلیل صحیح امور سیاسی را ندارید و اینگونه دست و پا می زنید و متهم می کنید! اگر کمی با ادبیات مربوطه آشنایی داشتید، اینگونه صحبت نمی کردید.
نوید گفت
بهترین توصیفی را که تا به حال از موسوی دیدهام، جملهای است که یکی از دانشجویان سیاسی به رادیو زمانه میگفت: موسوی، یک احمدینژاد اتوکشیده است. با این وجود، من متوجه این جو سبزی که الکی این روزها راه افتاده نمیشوم…
من نمیفهمم این همه فاصلهای که بین مردم ما و بین روشنفکران ما به وجود آمده از کجا ناشی میشود. دیگر کسی از سران جنبشهای روشنفکری ایران بود که از آقای کروبی حمایت نکرده باشد؟
واقعاً حیف است که با این روندی که پیش آمده و موج سبزی که از یک طرف به راه افتاده و موج گروههای فشار، بسیج، سپاهی که از سمت دیگر راه افتاده، از همین الآن باید مدیر توانمندی همچون کرباسچی را در گوشهی خانه دید، باید شیخ اصلاحات را در شکستخورده دید. واقعاً حیف است…
داود گفت
چه نتیجه ای میشه گرفت؟
هیچی!
با یه مثال میشه نشون داد اصرار بر رای صادقانه میتونه نتیجه بدی داشته باشه و با یه مثال دیگه میشه نشون داد اصرار بر رای استراتژیک میتونه نتیجه بدی داشته باشه!
حرف هیچ کدوم هم ابطال پذیر نیست که بشه از این بحث نتیجه ای گرفت.
————
صادق: احسنت.(البته ابطال پذیر است!) ولی من دقیقا می خواستم همین را نشان دهم و شما را به این نتیجه برسانم که استدلال حامد قدوسی، استدلال صحیحی نیست
ن.ا گفت
اقاي الحسيني من كاملا بي طرفانه به مناظره ها و فيلمهاي تبليغاتي كانديداها نگاه كردم، براي اقاي كروبي و تيمش احترام قائلم اما به نظر م حتي اگر تصور كنيم به دور دوم مي روند در دور دوم در مقابل احمدي نژاد كه به احتمال خيلي زياد با تقلب به دور دوم خواهد رفت شكست مي خورند. ايشون قدرت كلامي كه در هزاره ي سوم لزومه ي موفقيت هست رو ندارن . حتي نتونستن متني رو كه اعضاي تيمشون تنظيم كرده بودند بدون غلط و سليس بخونند. فيلمهاي تبليغاتيشون اصلا طوري نبود كه بتونه عامه ي مردم رو در سراسر كشور جذب كنه ، بنابراين از نظرم خيلي از كساني كه به موسوي راي مي دن، در دور دوم (بافرض اينكه احمدي نژاد و كروبي منتخب دور اول باشند) پاي صندوق راي نخواهند رفت و يا به احمدي نژاد راي خواهند داد. از طرف ديگه حرفهاي ايشون بيشتر به نظرم شعار مي رسه و ما با مرگ بر امريكا 30 ساله نتونستيم امريكا رو از بين ببريم. اقاي موسوي به نظرم بيشتر اهل سياست مي رسند، كه يه سياستمدار بايد از فرصتهاش استفاده كنه. يه سياستمدار اگه شعار مي ده كه از دگر انديشها پشتيباني مي كنه نبايد به مخالف انگ كمونيست بزنه. يه سياستمدار بايد اينقدر شعور سياسي داشته باشه كه در فيلم تبليغاتيش تلاش كنه عامه مردم رو جذب كنه(در نظر بگيرم كه اينجا تيمشون هم نقش داشتن). وگرنه كسي كه اهل تحقيق و مطالعه ست براش امكان شناخت كانديداي مورد نظرش از راههاي ديگه هم وجود داره.اگه هم شما به خاطر برنامه اقتصادي ايشون انتخابشون كردين ، كه فكر مي كنم حرفها و شعارهاي اقاي رضايي در اين زمينه قوي تر بوده و بهتر از ساير كانديداها احمدي نژاد رو به چالش كشيد. تنها بازنده ي مناظره با احمدي نژاد از نظرم اقاي كروبي بود (درست كه به وقاحت احمدي نژاد باخت) اما رئيس جمهوري مي خوايم كه حتي به وقاحت سفيهان نبازه. بنابر دلايل فوق به نظرم تحليل چاي داغ منطقي تر مي رسه.
پانته آ گفت
سلام
اگر ممکنه یک توضیحی درمورد محاسبه تورم به صورت نقطه ای بدهید ممنون می شم. از قرار معلوم آقای احمدی نژاد می گویند که تورم نقطه ای در فروردین 15 درصد است اما در سال 25 درصد. من هرچقدر سعی کردم نفهمیدم منظور چیه. البته ایشون هم درست میگه چون به سایت بانک مرکزی هم مراجعه کردم از همین اعداد استفاده کرده بود. فکر کردم شاید از افزایش قیمتها در فروردین دو سال صحبت می کنه. اما مگه میشه اینهمه اختلاف میان تورم سالانه و نقطه ای وجود داشته باشه؟ دلیل این اختلاف چیه؟
ارادتمند
————————–
صادق: نرخ تورم نقطه ای نرخ افزایش قیمت های مثلا اردیبهشت ماه 88 نسبت به اردیبهشت ماه 87 است. اما نرخ تورم سالانه نرخ تورم 12 ماه منتهی به آخر اردیبهشت سال 88 است. دلیل اختلاف با این حساب روشن است.
Hesam گفت
تمام تحلیلهای دوستان راا خوندم … جالب بود …
شما اگه انتخابات آمریکا به عنوانه بزرگترین دمکراسی را در نظر بگیرید متوجه میشید در دنیای امروز اگر چه هر ۲ حزب دمکرات و جمهور خواه آمریکا نه تنها قادر بیدارهٔ آمریکا هستن بلکه با تیمی که داران میتونن کل جهان را مدیریت کنن ولی در اونجا مهمترین مساله شخصیت رئیس جومهور که رای راا به طرف دو حزب میکشونا یا نمیکشونه …
حال در ایران ، اگر چه آمریکا نیست اما باید به شخصیت رئیس جمهور هم بها داد ، همین که همهٔ گروههای حامی میر حسین به شخصیت مدیریتی ایشون استناد داران پس میشه بهش اعتماد کرد و به راحتی شخصیتی که مخالف خودشا انگ کمنیستی به استناد زشتی میده (البته کمونیست اصلا زشت نیست ) جای تردید داره …
باید قبول کنید که کروبی ضعیف بود ، تیمش هم ضعیف عمل کرد چرا که بارها دیدم و شنیدم که از خاتمی هم به عنوان یک سرمایهٔ رای ساز تخریب کردن ، اگر تیم قوی بود باید میفهمید با تخریب خاتمی به هیچ منزلگاهی نمیرسن …
نظر سنجیها حد اقل در مورد اقای کروبی صحیح است ، چون در تمامی اونها زیر ۱۰ درصد رای داران که در خوش شانسترین حالت بیش از ۴-۵ ملیون نسیبشون نمیشه …
کمونیست بودن میر حسین هم از اون گفتهاس !!! اگر استناد دوران جنگ میشه که باید قبول کرد که مدیریت بحران کرده نه جنگ جولانگاه بیان اقتصاد دلخاهش نبود که به سر انجام برسونه ، در حال حاضر هم تمام دولتها مقید به اجرای ۲ سند بالا دستی نظام هستند که کاملا بر پایهٔ اقتصاد آزاد هست پس دولت کمونیست اگر خودش هم بخواد نمیتونه اجرأ کنه !
در مورد کنار رفتن ابطحی و کرباسچی و نجفی و … باید عرض کنم که این تاوانی برای هر سیاست مداری که اشتباه سیاست ورزی کنه پس به حق هم هست .
من تمام برنامه های به اصطلاح دوستان مدون اقای کروبی را در برنامه های میر حسین نه کمتر بلکه تفزیلی تر هم دیدم ، میتو نید برنامهٔ زنان این دو راا با هم مقایسه کنید و نظر بدید .
——————–
اولا که همه نظرسنجی های انتخابات قبلی هم نشان می داد که کروبی حدود 1-2 میلیون رای دارد! اما دیدیم که داشت به دور دوم می رفت. پس این استدلال که همه نظرسنجی ها اینطور می گویند، پس ….، استدلال صحیحی نیست.
در مورد برنامه ها هم عرض کنم که برنامه اقتصادی نوشته شده دوستان موسوی ، چیزی جز وصله پینه بندی های مزخرفی که احمدی نژاد هم همان ها را می گوید نبود!
محمد گفت
مشکل اصلی عدم وجود اطلاعات کافی برای تصمیم گیریست. در واقع، اگر این سناریویی که شما تصویر کردید سناریوی درستی باشد رای به کروبی منطقی است، و اگر سناریویی که در آن رای کروبی خیلی کمتر از رای موسوی است و رای رضایی (که در دور دوم میتواند به احمدی نژاد برسد) قابل توجه است نزدیک تر به واقعیت باشد، در آن صورت منطقی است که رای استراتژیک به موسوی داده شود.
من خودم هم در همین وضعیت شما هستم، یعنی کاندیدای ایده آل من کروبی است، و تا حالا تصمیم داشته ام که به او رای دهم، ولی با دیدن این که مقبولیت رضایی رو به افزایش است، ممکن است رایم را به موسوی تغییر دهم.
در ضمن، نکته ی دیگری که من را متمایل به رای به موسوی میکند این است که بعید میدانم رهبری و قدرت های بالای رییس جمهور برای استفاده از نیروهایی مثل کرباسچی، مهاجرانی، یا زهرا رهنورد سنگ اندازی نکنند. فراموش نکن بلایی که بر سر کرباسچی آوردند، یا مجبور کردن مهاجرانی به استعفا…
رضا گفت
نکته مهم استدلالهای رأی استراتژیک اینه که اونا احمدینژاد رو خیلی بدتر از موسوی میدانند. و تفاوت دیدگاه موسوی و کروبی را نسبت به تفاوت احمدینژاد و موسوی کم میبینند. بدین ترتیب هدف اصلیشون حذف احمدینژاد هست. با این هدف استدلالشون درست است و رأی دادن به کسی غیر احمدینژاد که بیشترین رأی را دارد منطقی مینماید.
مسئله هدف است. احمدینژاد در روابط خارجی گند زده. لذا فردی که به روابط خارجه خیلی بها میدهد برایش مهم حذف احمدینژاد هست.
من به شخصه فکر کنم به کروبی رأی بدهم. ولی استدلال شما را ناقص میبینم.
——————–
صادق: درسته! ولی بحث شده بود که با فضای جواب خاصی که نوشته شده بود، رای استراتژیک رای به موسوی است. من با یک فضای جواب دیگر نشان دادم که می تواند رای استراتژیک حتی رای به کروبی باشد! رای به هرکسی هم جز احمدی نزاد یعنی احمدی نژاد نباشد دیگر! استدلالی که می کنید صحیح نیست. چون مسلم است که رای موسوی در دور دوم بیشتر خواهد شد و می تواند احمدی نژاد را ببرد و اگر نتواند الان هم نمی تواند!
حامد گفت
ظاهرا فاكتور تقلب رو حسابي فراموش كردهايد. چرا اينطوري فكر نميكنيد كه 14000 تا صندوق سيار اگر تو هركدوم فقط حدود 200 راي تقلب بشه ميشه حدود 3 ميليون راي و در فاصلة اندك موسوي و احمدي به راحتي احمدي رو در دور اول برنده خواهد كرد. اين بحثي كه ميكنيد مال وقتي است كه واقعا انتخابات سالم و بدون تقلب باشه. بازم ميگم، مشغول شديم بين خودمون، رقيب از هر دو تا جلو ميزنه.
Aydin K گفت
مخصوصا با بند يك كاملا موافقم.
داود گفت
ابطال پذیر در حیطه بحث و امکانات ما.
مهدي گفت
يك نكته اي را تلفني هم بهت گفتم:
با اين فضا و اين دولت فرض حداقل 5% تقلب (يا از ان محتملتر ابطال ارا توسط شوراي نگهبان) فرض كاملا واقع بينانه اي است. در اينصورت هرچه اراي كانديداي رقيب احمدي نژاد قويتر باشد،تاثير تقلب كمتر ميشود. دو مثال: فرض كن اراي واقعي و نه استراتژيك اينطور باشد:
1- موسوي 53% احمدي نژاد 35% كروبي 5% و … در اينحالت با فرض 5% تقلب انتخابات به دور دوم ميكشد. در صورتي كه ميشد در همان دور اول كار را تمام كرد.
2-موسوي47% احمدي نژاد 45% و كروبي 5% و… در اينحالت هم با فرض 5% تقلب اين بار احمدي نژاد در همان مرحله اول پيروز ميشود. كه يك فاجعه تمام عيار است.
از انجايي كه به زعم ما انتخاب مجدد احمدي نژاد به معني ضرر بينهايت است، از كوچكترين احتمالي كه به اين وضعيت منجر شود بايد پرهيز كرد.
بنابراين در هر دو حالت بهتره ارا به سبد موسوي برود.
——————————-
صادق: خب حامد هم که چیزی شبیه به این را گفته بود. من هم با حالتی دیگری نشان دادم که شاید هزینه این فرض خیلی بالا باشد. بعد درضمن وقتی که میرحسین در دور اول مثلا 53 درصد رای دارد ولی با تقلب می شود 46 درصد، دور دم رایش خیلی بیشتر از اینها خواهد بود(این که بدیهی است) پس فرقی نمی کند. چون با فروض تو هم باز احمدی نژاد انتخاب نخواهد شد!
پس بهینه است به کسی رای دهی که خواست های تو را نمایندگی می کند.
حامد گفت
بازهم يادآوري: 1) مردم نشان دادهاند در دور دوم كمتر شركت ميكنند. 2) خيلي از آرا رضايي به احمدي تعلق خواهد گرفت درحالي كه همة آرا كروبي به موسوي داده نخواهد شد. 3) دور دوم اكثريت نسبي مطرح است 4) در دور دوم هم تميزتر ميشود تقلب كرد. 5) نتيجة اخلاقي: دور دوم ريسك خيلي بالايي دارد مگر اينكه احمدي يكي از دو نفر نباشد. در غير اينصورت به نظر من اگر به دور دوم كشيد، احمدي برنده است.
داود گفت
طرفداران کروبی بیشتر از اینکه وقت بگذارند برای تبلیغ کروبی،وقت گذاشتند برای اینکه به طرفداران کروبی بقبولانند که باید به کروبی رای داد!
اینهم یک مدلش است دیگر!
نیما گفت
من همین استدلالت رو ریاضیتر نوشتم.
بی نام گفت
فکر می کنم واضح است چه کسی دارد دست و پا می زند.
saeed گفت
چرا نمي خواهم موسوي دور اول راي بياورد؟
به دو دليل
اول آنكه موسوي به عنوان كانديد مستقل آمده و اگر در دور اول راي بياورد خود را وامدار اصلاح طلبان نمي داند و احتمال دادن امتياز به اصلاح طلبان كاهش مي يابد.اما اگر در دور دوم به پشتوانه اصلاح طلبان راي بياورد از نظر اخلاقي مجبور است امتيازاتي به آنان بدهد.
دوم آنكه حمايت كروبي و تيم او شامل كرباسچي دكتر نجفي و… از موسوي در دور دوم باعث مي شوداين گروه نزد طرفداران موسوي(اكثريت مردم) محبوبيت پيدا كنند و به آنان توجه بيشتري شده حتي در دولت آينده احتمال آنكه از آنان و برنامه هايشان استفاده شود بيشتر است.
حامد گفت
نظر بسيار خوبي است. خوشم آمد. مخصوصا در مورد بكارگيري تيم كروبي توسط موسوي. بشرطي كه اتفاقاتي كه در كامنت قبلي گفتم نيفتند.
Mona گفت
من بیش از همه با نظرات فردی که خودش رو ن.ا معرفی کرده موافقم.آقای الحسینی شما ظاهراً فراموش کرده اید در ایران زندگی می کنید.بنده در هفته های اخیر ساعت های متمادی با روشن فکر ترین طرفداران احمدی نژاد بحث های طولانی داشته ام و هزاران دلیل منطقی رابرایشان بازگو کرده ام هیچکدام دلیل منطقی برای رد صحبت هایم نداشته اند و تنها دلیل رای خود به این فرد را معرفی مفاسد اقتصادی نام می برند!چگونه از چنین مردمی انتظار دارید فیلم تبلیغاتی بسیار ضعیف مهدی کروبی را که تنها قشر خاصی را خطاب قرار داده بود ببینند و جذب شوند؟چگونه انتظار دارید مردمی که نام کرباسچی را معادل مفسد فی الارض می دانند کروبی را برگزینند؟
به اعتقاد من کروبی در تمام مناظره هایش شکست خورد،او حتی قادر نبود متنی را که کرباسچی برایش نوشته بود از رو بخواند.بزرگترین ضعف او روحانی و حوزوی بودنش است.از کرباسچی هوشمند تعجب می کنم چرا تنها یک گروه هدف را خطاب قرار داده بود،به گونه ای که به اعتقاد من کروبی را به بازنده این رقابت چهار نفره تبدیل خواهد نمود.
از شما به عنوان یک فارغ التحصیل اقتصاد تعجب می کنم که سیاست نخ نما و مضحک تقسیم هفتاد هزار تومان میان مردم را تائید کنید!آنگاه برنامه های موسوی را وصله پینه می گوئید؟!!!آیا هفتاد هزار تومان کروبی به وصله پینه احمدی نژاد نزدیک تر نیست؟
به راه افتادن موج سبز روانشناسی بسیار ساده ای دارد.موسوی نه مانند خاتمی آرمان شهری باور نکردنی را ترسیم کرده و نه مانند احمدی نژاد تندروست.دور بودن او از سیاست به مدت بیست سال سوءظن مردم را به کمترین سطح کاهش می دهد.مردمی که از احمدی نژاد و حماقت هایش به سطوح آمده اند و گوششان از حرفهای کروبی و رضایی پر شده،بر اساس ماجراجویی و ریسک پذیری ایرانی حاضرند اینبار میدان را به مردی بسپارند که دورادور ترکیبی از آرامش گذشته را به آنان ببخشد.بزرگترین اشتباه استراتژیک کروبی معرفی تیم و اعضا کابینه اش بود.خاتمی را از سایر اصلاح طلبان جدا بدانید.او هنوز محبوبیت فراوانی میان جوانان،هنرمندان،فرهنگیان و عامه مردم دارد.در حالیکه بر خلاف او،اطرافیان سابقش که اکنون به اطرافیان کروبی مبدل گشته اند تنها حمایت قشر خاصی را برای خود باقی گذاشته اند.واقعیت آن است که چهره اصلاح طلبان بسیار مخدوش تر از آن است که بتوانند به دوران طلایی شان باز گردند.خاتمی با هوشمندی خود را از آنان جدا ساخت و به حمایت از فردی برخاست که به جهات بسیار زیاد بر تمامی کاندیدهای این دوره برتری دارد.در اینکه مردم احمدی نژاد را نمی خواهند شکی نیست!اما چرا موسوی؟
موسوی به اعتقاد بسیاری از افراد(خصوصاً افراد مسن تر) لیاقت خود را در دوران جنگ به اثبات رسانده،حمایت بسیاری از علما و مذهبیان را در اختیار دارد،از طریق همسرش زهرا رهنورد و مانور های تبلیغاتی همچون حضور رهنورد در جلسات انتخاباتی و حتی گرفتن دست او در انظار عمومی و نیز شرکت دادن او در فیلم تبلیغاتی اش،حمایت زنان را به شدت به دست آورده،سه مناظره کاملاً متفاوت و به اعتقاد من موفق را برگزار نمود.در مناظره با احمدی نژاد با سکوت در برابر هیجانات و وقاحت رئیس جمهور فعلی،خود را از چالش هایی که ممکن بود او را به کلی از رقابت حذف نماید مصون نگه داشت.در مناظره با رضایی تا حدودی از خود دفاع نمود و اندکی برنامه هایش را به طور منطقی بیان نمود و در مناظره با کروبی سعی نمود صلابت خود را با ده دقیقه سخنرانی پر حرارت به آنانی که او را به سست بوذن متهم می کردند نشان دهد.
موسوی حامی همچون خاتمی دارد.خاتمی گمنامی او برای جوانان را تا حدود زیادی پوشش داده و اعتماد آنان را جلب نموده است.ضمن اینکه به اعتقاد شخصی من،کلام موسوی صادقانه ترین به نظر می رسد و بازتاب آن را در همین موج سبز ببینید.
مردمی که به دنبال توسل به هر راهی برای خلاص شدن از کابوس احمدی نژاد هستند و روحانیت و اطرافیان کروبی را هم نمی توانند تحمل کنند،به موسوی روی می آورند.
احمدی نژاد تا همین ساعت تلاش های متقلبانه بسیاری(مانند بیست دقیقه زمان طلایی اضافه و قطع سرویس اس.ام.اس و تقلبات فریبکارانه در گوگل) برای پیروزی انجام داده است.او تمام تلاش خود را خواهد نمود تا به دور دوم راه پیدا کند. به اعتقاد من تقلب 10% نیز او را به جایی نخواهد رساند مگر آنکه اقدامات اساسی ترتیب داده باشد.
به اعتقاد من تنها انتخابی که در حال حاضر ایران را به تعادل و آرامش خواهد رساند فردی میانه رو همچون موسوی است.انتظار روی کار آمدن فردی مانند کرباسچی(ضمن اینکه من تیم کروبی را ابداً دور از نقص و ایده آل نمی دانم) بلافاصله بعد از فرد تندرویی مانند احمدی نژاد دور از منطق است و جامعه را با شوک مواجه می نماید.
saeed گفت
حامد جان و ساير دوستان: براي اينكه احمدي در دور اول راي بياره بايد نسبت «راي احمدي» به «مجموع آراي احمدي موسوي كروبي ورضايي» بيشتر از 0.5 بشه.خب اگه آراي موسوي به كروبي داده بشه يا برعكس كروبي به موسوي مخرج كسر تغيير نمي كنه پس هيچ تفاوتي در راي آوري احمدي در دور اول نداره.
ضمنا همانطور كه شرح دادم اصلا مايل نيستم موسوي در دور اول راي بياره.حتي اگر احتمال خيلي ضعيف (چند درصدي)پيروزي احمدي در دور دوم باشه.
saeed گفت
مخالف نظر حامد در مورد راي آوردن احمدي در دور دوم هستم.طرفداران رضايي و كروبي در واقع مخالفان احمدي نژادند.با توجه به اعلام مستقل بودن موسوي؛سيادتش و …بخش عمده طرفداران رضايي كه از احمدي دلزده اند به سمت موسوي ميان.شايد يه عده كه در دور اول راي دادن دور دوم راي ندن كه مطمئنم از ترس احمدي خيلي تعدادشون كمه.اما كساني كه از احمدي برگشته اند به سمتش جذب نميشن.
saeed گفت
احمدي فقط 5 ميليون طرفدار داره كه حتي اگه به چشم ببينن كار ناصوابي ميكنه بازهم بهش راي ميدن.تحليل من اينه كه در دور دوم راي احمدي به كف مي رسه چون روزهاي آخر با شفاف سازيها ريزش بسياري داشت.با ادامه شفاف سازيها ميشه انتظار اين موضوع رو داشت.
دينا گفت
سلام اقاي الحسيني
من تو درك اعلام نتايج بر اساس دو فرم 22 و 28 بد جور موندهام ميشه برام توضيح بديد و اون كاهش راي رضايي بر اساس اين 2 فرم جايي ديگه اي بهتر از اينجا نديدم كه بپرسم خواهشا جوابم را بدهيد توضيح اين 2 فرم را 23 خرداد در تي وي ايران شنيدم اما قبول كاهش راي رضايي دركش برام سخت و عجيب
ممنون
طاهره گفت
آقای صادق الحسینی
نتایج انتخابات مشخص شد
البته قبلا هم مشخص بود فرض شما کاملا اشتباه است.
توضیح آنکه:
در جامعه ایرانی با توجه به توسعه ناهمگون آن ، طبقات اجتماعی متفاوتی نیز در آن وجود دارد که هر طبقه خواسته ها نیازها و اندیشه های متفاوتی دارند و مطمئنا به طریقی متفاوت از آنچه که طبقه تحصیل کرده فکر می کند فکر می کنند.
برای طبقه کشاورز که هنوز در جامعه ای تقریبا فئودالی زندگی می کند مهم نیست که ما صادرات غیر نفتی مان رشد داشته یا کاهش ، برای او حجم نقدینگی کاملا بی معنی است. این چیزی که براش مهمه اینه که به خانواده 5 نفره اش 450هزار تومان (نفری 80هزار تومان) داده اند و شما می دانید در بعضی مناطق کشور 80هزارتومان معادل یک ماه حقوق است! و البته قرار است بعد از انتخابات هم بدهند!!!
آقای صادق الحسینی!
بنده یه بعضی روستاهای دور افتاده سر زده ام (شماهم سر بزنید) در آنجا با تعجب مردان و زنانی را دیده ام که در روستا بی خود می گردند یا صندلی گذاشته اند و در فصل بهار بجای رسیدگی به زمین اوقات فراغت را می گذرانند!!!!
از همه جالبتر وانتی را دیدم که در حال فروش سبزی خوردن به روستایی ها بود!!!
وقتی پرس و جو کردم متوجه شدم که حقوق کمیته امداد افزایش یافته و البته افراد مشمول آن هم زیاد شده اند! خب! حالا به این اضافه کنید سود سهام عدالت را!!!
شما میدونید تقسیم 90درصدی سود سهم عدالت هم موجب رشد نقدینگی و هم کاهش نقدینگی بنگاه اقتصادی می شود و البته شما خیلی چیزهای دیگه می دانید اما این طبقه چیزی نمی داند!
طبقات توسعه نیافته به دنیال برآورده کردن نیازهای ابتدایی خود هست و به نظر این طبقه «همه ما در بلند مدت مرده ایم!!»
لذا به همین دلیل احمدی نژاد 24میلیون رای را می آورد!
پس دو راه وجود دارد:
1- مفاهیم توسعه گرایی را عوامانه مطرح کنیم و با شعارهای پوپولیستی آراسته کنیم
2-در راستای آموزش و آگاهی طبقات دیگر گام برداریم
رامین یکی از اعضای تیم رسانه ای احمدی نژاد!!! گفت
انتخابات تموم شد و کاندیدای مورد نظر شما پنجم شد.
البته من به جد اعتقاد دارم که تقلب شده. نه توی انتخابات بلکه توی تایید صلاحیتها.
اگر تقلب نشده بود آدمی مثل کروبی که توی بنیاد شهید زندان می سازه رد صلاحیت می شد. یکی از دوستانم مطلب جالبی در معرفی کروبی نوشته نخونید از دستتون میره:
«مهدی کروبی: شیخ. مرد. پیر مرد. بابای حزب ایران. حرف مرد یکی ست. قرار بود کل اصلاحات زیر عبای او جمع شوند ولی ظاهرا یکجای عبایش سوراخ بود و مقداری اصلاحات بیرون ریخت. او تا اندازهای به کار حزبی اعتقاد دارد که کرباسچی، دبیر کل کارگزاران، عبدی و ابطحی از مشارکت و … در تیم او جای دارند. او معتقد است هر کسی میتواند از من حمایت کند حتی ساسی مانکن. او تعداد دفعاتی که امام(ره) را از نزدیک دیده است، به خاطر دارد. او میگوید در زمان امام(ره) به قدری مورد اعتماد ایشان بود که کلی از وجوهات امام(ره) دست ایشان بوده است. بعد از امام(ره) هم شهرام جزایری به او اعتماد پیدا کرد. شخصا به طرفداران ایشان توصیه میکنم تا چند دوره بعد دندان روی جگر گذاشته و به ایشان رای ندهند، آنوقت ماهی دویست، سیصد هزار تومان کاسب میشوند. احتمالا از نظر ایشان چرخاندن و نظارت بر یک مملکت آسانتر از نظارت بر یک روزنامه است. البته ایشان فرمودهاند قوچانی نمیتواند سر من کلاه بگذارد. آگاهان پرسیدند: آیا میتواند کلاه بردارد؟ خلاصه تا شقایق هست زندگی باید کرد. تا عمر باقیست باید کاندیدای انتخابات شد و حالا حالاها میتوان طنز نوشت.»
رامین یکی از اعضای تیم رسانه ای احمدی نژاد!!! گفت
این هم در مورد محسن رضایی:
در یکی از روزهای تابستان که آفتاب پشت ابرهای بهاری پنهان شده بود و مردم از سرما عرق میکردند. پیرمردی رنجور و ناتوان پیکان مدل 59 خود را بر دوش گذاشته بود و سعی می کرد تا راه طولانی اینور جوی تا آنور جوی آّب را از روی پل چند صد کیلومتری جلوی خانهاش بپیماید. او که در عنفوان جوانی در آخرین لحظات زندگیش به سر میبرد دست در جیب کرد و خرطوم فیلش را دور انگشتش پیچید و با صدای بلند شروع کرد به آرام نجوا کردن تصنیفی از علی دایی. پیرمرد که هنوز به وسطهای پل نرسیده بود از روی جوی آب جلوی خانهاش رد شد و ماشین پیکانش را زمین گذاشت، در آن را باز کرد و سوار ماکسیمایش شد و تا سر کارش چهار نعل تازاند. تا جایی که عرق اسبش در آمد و شروع کرد به خانواده پیرمرد سلام دادن که پیرمرد هم در جواب دست روی سینه اش گذاشت و خم شد و بند پوتینش را بست و تفنگ را به دست گرفت و آماده رفتن به یک جبهه از هوای سردی که از طرف شمال غربی وارد فضای ایران شده بود، شد. پیرمرد در همین احوال بود که یکی از دوستانش را دید و او در گوشش گفت: شنیدی که محسن رضایی هم کاندیدای ریاست جمهوری شده است؟ پیرمرد نگاهی به متن بالا انداخت و گفت: این هم روش…
رامین یکی از اعضای تیم رسانه ای احمدی نژاد!!! گفت
میرحسین موسوی:
آخرین نخست وزیر. هاشمی 2009. یکی به نعل، یکی به میخ. او یکی از مبارزان فعال قبل از انقلاب بوده است تا حدی که یک بار در حسینیه ارشاد نمایشگاه نقاشی بر پا کرده است. در ادامه این خوی مبارزهگری، ایشان معتقد است برای دفاع از آرمان فلسطین باید ابتدا خود قوی شویم. برخی آگاهان در این زمینه گفتند که ایول، باش تا قوی شویم. در میان این آگاهان ابراهیم یزدی هم به چشم میخورد. میرحسین به قدری به قانون پایبند است که وقتی در زمان نخست وزیری، مجلس به وزیر پیشنهادیش رای نداد، استعفا کرد. احتمالا در آن زمانها این کار مجلس قانونی نبوده است. او برای تاکید بر قانون مداریش حتی استعفایش را به مقام بالاتر از خود و مافوقش ننوشت. کلا او نشان میدهد که مصطفی معین از یک سبقه تاریخی برخوردار بوده است. از برنامه های او آوردن سیادت سر سفره مردم است. در همین راستا او فعلا سیادت را بر سر، دست، گردن و کیف دختران بیحجاب هم آورده است. او کل یوم با تبعیض مخالف است. با انتخاب او مردم ایران می توانند امیدوار باشند که از هر دو نفر یکی سید بشود. او از اینکه صدا و سیما در بیست سال گذشته از او خبری پخش نکرده بسیار شاکی است. صدا و سیما معتقد است: ایشان در این بیست سال کجا بوده اند؟ او معتقد است: همانجا. صدا و سیما معتقد است: آهان! شایان ذکر است فائزه هاشمی هم از او حمایت کرده است و «کامبوزیا پرتوی» هم در استادیوم آزادی و برای حمایت از او فرموده است: من در این چهار سال احساس حقارت میکردم. آگاهان گفتند یعنی تا چهار سال پیش اسم کوچکت را نمیدانستی؟
رامین یکی از اعضای تیم رسانه ای احمدی نژاد!!! گفت
در ضمن مردم به گانگسترهایی مثل کروبی و موسوی رای نمی دهند.
یا حق
سا را گفت
در ادا مه من هم مي گويم:
چهره زشت احمدي نزاد هم در اين چها سال خصو صا 1 ماه اخير براي بينايان روشن شد خفقا ن شديد كشتار مردم بيگنا ه درو غهاي پي در پي و عوا م فريبي فاحش تبديل كردن روسيه به يك گرگ براي بازار ايران و با جهايي كه به ان كشور بيگا نه ميدهد
………………………………… فقط يك جمله ديگه:
برا ي رسيدن به هدف والا كه ريختن خون بي گنا هان لازم نيست
او كه از راي خويش مطمئن است چرا؟
محمود گفت
داش صادق چرا نمی نویسی چیزی؟ بنویس آقا جون بنویس ! دیدگاه هات جالبند، بنویس.
مهتاب گفت
سلام دوست عزیز من شما رو لینک کردم لطفا شما هم من رولینک کنید
http://greeneconomist.wordpress.com/
با اسم اقتصاد سبز
مرسی
امیر گفت
آقا چرا دیگه نمی نویسی.
منتظریم
نکنه اتفاقی افتاده؟
کامی گفت
eghtesadesabz.wordpress.com
بابك گفت
سلام
مشکلی دارم که امیدوارم با نظر شما حل شود. من به دلیل پیشنهاد اطرافیان در مورد بازارکار رشته حسابداری را انتخاب کردم و الان دو ترم هم در دانشکده علوم اقتصادی خواندم ولی علاقه چندانی به مباحث و کار این رشته ندارم برعکس به مباحث دروس اقتصاد و بحث های اقتصادی و ریاضی علاقه مندم .
از نظر شخص شما تغییر رشته از حسابداری به اقتصاد (در لیسانس)مفید است؟
اگر ممکن است دورنمایی از ادامه تحصیل در مقطع ارشد و دکتری و بازارکار اقتصاد در مقایسه با حسابداری به من بدهید.
با تشکر