حامد قدوسی مطلبی نوشته با عنوان:»کروبی یا موسوی: یک محاسبه استراتژیک» که بطور خلاصه در آن سعی کرده با یک فرض از آرای انتخابات آتی، یک احتمال(صرفا یک احتمال) و خطر محقق شدن این احتمال را یادآور شود و نتیجه گرفته است که احیانا با رای به میرحسین می توان خطر محقق شدن چنین احتمالی را کاهش داد. گویا او این پست را در پاسخ به استدلال هایی شبیه به چیزهایی که من در مورد بهینه بودن رای به کروبی در دور اول نوشته بودم، نوشته است.
دوستان در کامنت هایشان در پست حامد، حرفهای مختلفی زده اند که بسیاری از آنها اصلا مربوط به بحث مورد نظر نیست. حامد صرفا قصد دارد تا با رهنمون شدن مخاطب به یک فضای جواب احتمالی نشان دهد که عواقب یک حالت رای دادن(رای دادن بر مبنای تمایلات) می تواند چگونه باشد.
من از انجایی که فکر می کنم رای دادن بهینه در دور اول برای من و دیگر افرادی که احساس می کنند کروبی خواست های آنان را نمایندگی می کند، رای به کروبی و در دور دوم رای به هرکسی جز احمدی نژاد است، سعی می کنم با ارایه یک فضای جواب دیگر نشان دهم که خطر رای استراتژیک در این دوره چقدر می تواند خطرناک باشد.
همین جا یادآور می شوم که این فقط یک حالت ذهنی است (همانند حالت ذهنی که حامد تصور کرده) و بحثی از این که بر طبق این حالت ذهنی باید رای داد، نیست. بلکه بحث این است که می خواهم نشان دهم خطر رای دادن استراتژیک به موسوی(اگر احساس می کنید خواست های شما را نمایندگی نمی کند و صرفا بخاطر رای آوری می خواهید به وی رای دهید) با اسمتداد از نحوه استدلال حامد، چقدر می تواند باشد:
به سناریوی زیر توجه کنید:
فرض کنید که موسوی 13-15 میلیون، احمدی نزاد حدود 10 میلیون و کروبی هم هم اکنون حدود 8-10 میلیون و رضایی2-3 میلیون رای دارند. (البته برای این مقادیر می توان ادله هایی هم ارایه کرد که مورد بحث نیستند و البته چالش برانگیز هم هستند. شما صرفا به عنوان یک فرض بپذیرید)
حال اگر فکر می کنیم که کروبی بیش از سایر کاندیدها خواست های ما را نمایندگی می کند و رئیس جمهور بهتری است، ولی به خاطر این که فکر می کنیم موسوی رای بیشتری دارد، می خواهیم به وی رای دهیم، باعث می شویم که احتمالا موسوی یکضرب به مرحله دوم رود در حالی که با رای به کروبی می توانیم او را با موسوی به دور دوم ببریم(گفتم که اگر فرض بالا را بپذیریم).
خب اگر این اتقاق بیفتد چه می شود:
1- این خواست هایی که خواست شماست و کروبی شعارش را داده است، به علت رای آوری کم، تحقیر می شود و کمتر کسی در دولت بعدی و در انتخابات های بعدی به آنها توجه خواهد کرد
2- فرصت تاریخی معاون اولی قوی ترین مدیر اجرایی ایران(با توجه به شناختی که از کرباسچی دارم و در این انتخابات شناخت بسیار بهتری از او پیدا کردم) و کسانی همچون نجفی و … از بین می رود.(این می تواند به این معنا باشد که ما فرصت توسعه و رشد اقتصادی را برای 4 یا 8 سال آینده از دست دهیم. چرا که هم اکنون در دنیا دیگر فرایند توسعه آنقدرها طولانی مدت نیست و با مثلا 8 سال کار درست می توان به توسعه دست یافت )
3- موسوی را به عنوان یک سوسیالیست در دور اول به ریاست جمهوری رسانده ایم. که این باعث می شود تا ایشان تصور کند این رای، رای به افکار و برنامه و اطرافیانش بوده است که میتواند خطرناک باشد.
4- این ریسک را می کنیم که کسی مثل مومنی وزیر اقتصاد شود. در حالی که میتوانیم وزارت امثال نجفی را ببنیم در رای به کروبی. این بدان معناست که با اشتباه برآورد کردن آرای احمدی نژاد، موسوی و کروبی، باعث شدیم با رای به اصطلاح استراتژیک خود، شرایط کشور را حداقل در عرصه اقتصادی دچار ریسک شدید نماییم.
5-….
منظورم از این پست این بود که نشان دهم فضای جواب پر از این جواب هاست دوستان. اینقدر با این بازی های ذهنی خود را از فضای واقعی دور نکنید. اگر فکر می کنید کروبی کاندیدای بهتری است در دور اول به نظرم باید به او رای داد و اگر فکر می کنید موسوی کاندیدای بهتری است و خواست های شما را بهتر نمایندگی می کند(نه به خاطر رای آوری) باید به موسوی رای دهید. در دور اول (چون قوی ترین فرضیه مطرح در این انتخابات دو مرحله ای شدن آن است) رای به تمایلاتتان، رای بهینه است. در دور دوم هم به هرکسی جز احمدی نژاد.
پانوشت: این حالت در وضعیت که احمدی نژاد 13-15 میلیون، موسوی 10 میلیون و کروبی 8-10 میلیون، یا احمدی نژاد 20 میلیون، موسوی 10-12 و کروبی هم 10-8 میلیون و رضایی هم 2 میلیون، یا وضعیت های مشابه که فاصله کروبی با نفر دوم کم است و نیز نفر اول هم 50 درصد آرا را ندارد(که به نظر غیرمنطقی هم نیست) صادق است.