از امروز بخشی از سخنان مختلف میرحسین موسوی را که هم اکنون و یا در زمان نخست وزیری ایراد کرده روی وبلاگ می گذارم. دوستان هم می تونن در این امر مشارکت کنن. تا این کسانی که مدام می گویند میرحسین عوض شده، میرحسین هیچوقت سویالیست یا شبه کمونیست یا چپ نبوده، 20 سال از اون زمان گذشته و اینطوری میرحسین رو زیر سبیلی رد می کنن حقانیتشون معلوم بشه.
بخش هایی از سخنان میرحسین در نازی آباد:
دغدغه اصلی میرحسین، استقلال است. شعاری که نه تنها در دنیا نخ نما شده بلکه در کشور هم محلی از اعراب ندارد. ما 30 سال است استقلال را چسبیده ایم و عقلانیت و اقتصاد و ازادی را فرو نهاده ایم. این چه شعاری است واقعا! (این بخش از نظریات وی دقیقا شبیه نظریات و صحبت های احمدی نژاد است.)
“استقلال در کشور ما فرصتهاي بينظيري ايجاد کرده که ارزش آن براي نسل جوان ما زماني آشکار ميگردد که بتوانيم شرايط قبل از انقلاب را براي آنان توصيف کنيم و گوشه اي از وضعيتي که در آن قرار داشتهايم را به آنان انتقال دهيم….دهها هزار مستشار فرنگي و آمريکايي در شرکتها، سازمانها، نهادها و ادارات و کارخانجات حضور داشتند…
دفاع مقدس و هشت سال ايستادن، خوف از مرگ، خوف از ايثار را در کشور ما از بين برد و مردم به خاطر ارزشهاي والا و براي حفظ کشور و اسلام در برابر مرگ ايستادند و اين هراس را يکباره در ذهن خود از بين بردند…. نخست وزير دوران جنگ تحميلي با بيان اينکه استقلال تنها به يک ملت سرافرازي نمي بخشد، تصريح کرد: در سايهي استقلال فرصت هاي عظيمي براي رشد، تعالي ، پيشرفت و توسعه کشور بوجود خواهد آمد. بدون استقلال و دفاع مقدس که چنين سرمايهاي را در کشور بوجود آورده ، امکان پيشرفت و ما در تکنولوژي هسته اي و صنايع موشکي امکان پذير نبود.فرصت پرداختن به اين تکنولوژي ها تنها در سايه استقلال يک کشور مي تواند امکان پذير باشد.”
اسلام ناب محمدی، اصطلاحی که دقیقا مربوط به گفتمان دهه 50 و 60 است یکی از اصطلاحاتی است که در سخنرانی موسوی بیشترین تعداد تکرار شدن را دارد. اسلام ناب هم یعنی اسلامی که با سرمایه داری جهانی و با سرمایه داری خدانشناس و با مرفهین بی درد مخالف است!!(چرا مرفه باید درد داشته باشه؟؟!) (شبیه سخنان احمدی نژاد)
“وي به تشريح اسلام ناب محمدي از منظر امام خميني پرداخت و گفت: ايشان اين اسلام را اسلام رهايي بخش و اسلامي که پرچمداران آنرا مظلومان، پابرهنگان و فقراي جهان هستند، عنوان ميکردند، اسلامي که طرفداران آن هميشه از مال و قدرت بي بهره بودند و يا اسلامي که در مقابل اسلام مقدس نماهاي متحجر مي ايستد ، و يا اسلامي که در مقابل سرمايه داري خدانشناس مي ايستد و يا اسلامي که در مقابل اسلام مرفهين بي درد قرار مي گيرد معرفي مي کرد….امام خميني(ره) با رفاه و مرفه مخالف نيستند اما با ثروت هاي باد آورده و مرفهين بي درد که به مسائل کشور ، نظام و جامعه بي تفاوت هستند و دست در دست سرمايه گذاران جهاني گذاشته اند ، مخالفند. او با رفاه و سرمايه اي که در خدمت توليد ، کار افريني و مردم باشد مخالفت ندارد بلکه با سرمايه داريي مخالف است که در خدمت سرمايه هاي بين المللي براي غارت سرمايه هاي کشوري است. ايشان به هيچ وجه بدنبال قطبي کردن رابطه کارگر و کارفرما نيست او مخالف جامعه اي است که در آن همه چيز کالايي ، پولي و يا قابل خريد و فروش است حتي آبرو و عزت مردم….اسلام ناب محمدي از برنامه ريزي استقبال مي کند و اسلام ناب نمي تواند مخالف سازمان برنامه ريزي کشور باشد.”
تفکر برنامه ریزی مرکز گرای منسوخ شده، تفکری که حتی منابع کمیاب را نمی داند چیست!، تفکری که نظام توزیعی و تخصیصی رو نمی فهمه، نمی فهمه که نظام قیمت هاست که کالای کمیاب رو تخصیص می ده نه دولت!! کی می تونه ادعا کنه که این تفکر بویی از آزادی و بویی از آزادی اقتصادی و بویی از نظام اقتصادی درست برده. (این بخش که دیگه شباهت بسیاری با گفتار احمدی نژاد دارد. )
“ما منابع بی نهایتی نداریم. ما منابع کمی داریم برای اینکه هزینه بکنیم… منابع کمیاب به چیزی می گن که همه مردم به دلیل کم بودنش نمی تونن از اون کامل استفاده کنن و نظام مجبوره اون رو تخصیص بده و بگه یک مقدار اینجا، یک مقدار اونجا و در جامعه پخش بکنه.”
**اگر کسی حالش رو داره جملات مشابه احمدی نژاد رو می شه به این متن اضافه کرد.
Ali گفت
fekr mikonam tafaavot e zeyaad az nazar baavar-haay eghtesaadi beyn 2 candida nist.
پیمان گفت
سلام از شما دعوت می کنیم در کارگروه هایی اقتصادی مهندس موسوی شرکت کنید تا از نظرات و ایده های شما استفاده کنیم.
محمد گفت
سلام
1-درسته که باید حقیقت رو گفت و باید انتقاد کرد اما این انتقاد به مهندس موسوی در این مقطع زمانی منجر به تضعیف ایشان می شود و موقعیت احمدی نژاد رو بهتر میکند .
2-بهر حال همه ما درک کردیم و میدانیم که احمدی نژاد افراطی ترین شکل دخالت دولت در اقتصادرو انجام دادو همچنین همه اون حرفهایی که در مدت بیست و شش سال جمهوری اسلامی در مجامع جهانی میزد را به بدترین شکل ممکن انتقال داد و همچنین غیر علمی ترین کارهایی که یه مدیر میتواند انجام دهد را انجام داد .چرا ناخواسته موقعیت اون رو تقویت میکنیم.
3-اگرمهندس موسوی این حرفهایی رو که در نازی آباد گفت را بتواند به صورت علمی و سیستماتیک انجام دهد و این سخنان را با توجه به شرایط واقعی و با همه محدودیت های
داخلی و خارجی جامعه عمل بپوشاند , حرفهای بدی نیست.
4-ظاهرا مهندس موسوی در این مدت دوری از سیاست بیکار نبودند و در مورد فرآیند توسعه کشورهای مشابه ایران مطالعاتی را انجام دادند و حتی به مسافرتهای تحقیقاتی به کشورهای مالزی و برزیل رفتند و این خود نشان دهنده مرام و عقیده علمی ایشان استو این خود یک روزنه امیدی است.
5-این اتقادات اگر در دولتی غیر از این دولت گفته شود حتما خیلی بهتر از این است که در دولتی اینچنین مطرح شود که فکر کنم در بین همه کاندیداهای ریاست جمهوری بدترین گزینه احمدی نژاد است .
6-هر کس بجز احمدی نژاد
انشاا…
———–
صادق: اولا که حرفهای موسوی حرف های بسیار بدی است! (تا بد را چه بدانید) ، دوما کارهایی که موسوی هم انجام داد همینطور بود و کمی از احمدی نژاد نداشت.سوما این گزینه هرکس بجز احمدی نژاد کاملا غیرعقلایی و ضد سیاست است. هرکسی بهتر از احمدی نژاد درسته! که موسوی اصلا بهتر از احمدی نزاد نیست که به نظر من بدتر هم خواهد بود.
متتی گفت
از خراب کردن موسوی تنها کسایی که نفع می بره حامیان دولت نهم و کیهانیها هستند. گاهی خوبه در اعمالمون با دقت و غیر احساسی تر عمل کنیم.
—————-
صادق: نه عزیز جان بهتر اینه که درست عمل کنیم! حالا احساس بدبخت چه تقصیری داره معلوم نیست!
همچنین میرحسین از نظر من از کیهانی ها و حامیان دولت خطرناک تر به سه دلیل مشخص که الان جاش نیست.
يكي از همين آرش ها گفت
اولاً سلامعلیکم! تا اینجاش که طبق سناریو پیش رفته، اگر چه من فکر میکردم خاتمی کمی بیشتر بمونه تا برای خودش چار تا رأی جمع کنه بعد به نفع میرحسین کنار بکشه، ولی خب… باید دید پشت پرده چه خبر بوده.
بعدش هم با دیدن این لینکی که خودتون این کنار گذاشته بودید (دیدار هاشمی با کروبی) http://www.tabnak.com/nbody.php?id=1244 که ظاهراً در جهت متقاعد کردن او به کنار کشیدن بوده، میفهمیم که هاشمی طرف کروبی نیست، که با توجه به بیکلاسی کروبی من احتمال رئیسجمهور شدن این شیخ را زیاد نمیدانم.
مردم ما الان دو دستهاند یه عده که الان یه رئیسجمهور با کلاس و خوشتیپ میخوان تا آبروی ریخته شدهء این چند سال ایران در جهان رو برگردونه (و احتمالاً تو ذهنشون اون رو در کنار اوباما در حال دست دادن و لبخند زدن به دوربینها میبینند)، یه عده هم میگن یکی باشه که دیگه انقدر گند بزنه که تیر خلاص رو بزنه و یه طوری بشه (یا این وری یا اون وری).
با این حساب من که در بین کاندیداهای فعلی رقابت اصلی رو بین میرحسین و احمدینژاد میبینم. ولی اگه قالیباف بیاد (طبق نظر شما که من زیاد این فرض رو جدی نمیبینم، چون معادله رو به هم میزنه) اون وقت فکر کنم اون برنده است و چون قرار نیست اون برنده باشه یه جوری میشه که یا نیاد یا نشه!
به شخصه فکر میکنم احمدینژاد بمونه و بشینه پای لرز خربزههایی که خورده نخورده، حرومشون کرده بهتره.
احمد جنتی گفت
اسم و فامیلت که به کیهانی ها میخوره. استدلالهات هم به همچنین. عکست رو هم بذار تا امت بیشتر فیض ببرن!
آریو گفت
خدای من ۴ سال دیگر محمود به ما میرینه! (ببخشید اینقدر عصبانی هستم که حوصله سانسور خودم رو ندارم. خودت از اینجا به بعد هرجارو خواستی … بزار) بعد از ۴ سال که حسابی قهوهای شدی از قرار این میرحسین میاد زجرمون میده. بعدهم ۸ سال دیگر. ۸ سال دیگر….
خدای من. ملت بیاید وبلاگهای راهنمای مهاجرت راه بندازیم و بهم کمک کنیم. بلاخره که باید از مملکت فرار کنیم.
پویان فخرایی گفت
منم می خواستم چنین کاری را بکنم ولی وقتش نشد به شدت هم باهات موافقم که گزینه ی میر حسین از گزینه ی احمدی نژاد بدتر نباشد بهتر نیست. این هم پست من است در باره میر حسین:
یک مومیایی چپ زده برای حمایت از مستضعفین
http://fakhraie17.blogfa.com/post-205.aspx
میر حسین موسوی بالاخره فراق رهبر فعلی جمهوری اسلامی را نتوانست تحمل کند و در راستای زنده کردن خاطرات دهه 60 در صحنه ی عمومی خود را کاندیدای انتخابات کرد. میر حسین موسوی در خدمت کردن به رهبری تنها یک رقیب دارد و آنهم احمدی نژاد است.
فی الواقع میر حسین با کاندیداتوری در این زمان بزرگترین خیانت را به جریانی که هنوز اصلاحات از درون نظام را ممکن می دانند کرد.
رهبر جمهوری اسلامی که هیچ گاه حاضر نبود با اصلاح طلبانی نظیر رضا خاتمی یا بهزاد نبوی بر سر یک سفره بنشیند، خود را در خطر بازگشت این گروهها دید و با تشویق میر حسین برای به صحنه آمدن، کاندیدای آنها را دچار تردیدی جدی برای ادامه حضور کرد.
خاتمی روند خوبی را آغاز کرده بود و هر روز بر شفافیت خود می افزود اما یکباره با اعلام این خبر تمام رشته های جناح پیشرو اصلاح طلبان پنبه کرد و روند حرکتی اشان دچار سکته ای شد که هنوز مشخص نیست خفیف یا شدید است.
البته میر حسین به علت یخ زدگی چندین و چند ساله احتمالا از معامله ای که با هاشمی در چهار سال پیش شد خبر ندارد؛ خیانتی که آن رفیق قدیمی در حق هاشمی انجام داد احتمالا منتظر میر حسین هم هست که با استفاده از او شاهد ریاست جمهوری دوباره احمدی نژاد باشیم.
مهدي مصطفايي گفت
بنده شما را از قدیم میشناسم، آدم سمجی هستید و رفتارتان تغییر نمیکند و بسیار آدم تندرو و رادیکالی هستید. لاکن به عنوان یک دوست قدیمی به شما توصیه میکنم دست از تخریب میر حسین بردارید.
بنده خودم هم مانند شما طرفدار اقتصاد باز آنهم از مکتب شیکاگویی هستم و به اصول پراگماتیک باور دارم، لاکن شرایط بسیار بغرنج امروز ایران حکم میکند که از خود زنی و آب به هاوان رقیب ریختن خودداری کنیم.
این بسیار کار غلطی است که معتقد باشیم “دیگی که برای من نمیجوشد بذار سر سگ توش بجوشد”
این کارهایی که شما میکنید باعث تمدید دوران ریاست جمهوری احمدینژاد میشود و مرا یاد انتخابات نهم میاندازد که همین مشارکتیها مانند شما سماجت کردن و رای کروبی را شکستن و گذاشتن احمدینژاد رئیس جمهور بشه، این بار هم اگر بیاییم و همه کاندیدهای خودی را بزنیم این یک کار غلطی است.
شما اگر هنرمندی، مچ آقای احمدینژاد را باز کن، مچ کاندیدهای اصولگرایان را باز کن، نه اینکه به خاطر اینکه چار کلاس اقتصاد خوندی و چندتا اقتصاد دان دیدی، فوری دست به قلم بشی و کاندیدهای خودی را بزنی.
میدانی بزرگترین عامل توسعه نیافتگی ما چیست؟ همین مخالفتهاست، به قول دکتر سریع القلم ما از مخالفت با یکدیگر لذت میبریم. ما تا مقداری احساس نخبگی میکنیم، خیال میکنیم تمام عالم بر طبق تفکر ما باید بچرخد و همه ملت اینجوری اند و تفکر ما دوای دردهای همه ملت است.
ما اصلاح طلبان در خود زنی مهارت وافری داریم اما در تهاجم به رقیب عاجزیم، اول میاییم خودمان را میزنیم وقتی بی رمق شدیم تازه میخواهیم برویم سراغ حریف.
بنده معتقدم چه میر حسین چه کروبی و چه عبدالله نوری، هرکدام بیاید، خوب است چراکه حداقل یک دوران آرامشی ایجاد میکند.
مطمئن باشید میر حسین دیگر نمیتواند اقتصاد دولتی را پیاده کند و نهایتا ناچار است از سوسیالیسم به سوسیال دموکراسی برسد، حالا هرچی هم از این حرفهای کلی بزند بازهم به ناچار به اینجا خواهد رسید و به نظر من جای خالی سوسیال دموکراسی بسیار احساس میشود و تنها همین میر حسین منفور شما میتواند این کار را بکند، بقیه اصلاح طلبان همه از سوسیالیسم به لیبرالیسم ارتقا یافتهاند، حال تنها سوسیالیست موجود همین میر حسین است و تنها اوست که میتواند یک جنبش سوسیال دموکرات اصلاح طلب را تاسیس کند. شاید یک هایکی مانند شما و یک شیکاگویی مانند من سوسیال دموکرات نباشیم و اصلا بدمان بیاید از این چیزها، اما به نظر من یک سوسیال دموکراسی هرچند به صورت نیمبندش – همانطور که لیبرالیسم ما هست – میتواند ما را از فاشیسم و پوپولیسم نجات دهد، یک سوسیال دموکرات میتواند با تکیه بر تامین اجتماعی و سیاستهای اقتصادی باز، هم اقتصاد را ترمیم کند و هم طبقه متوسط را تحت پوشش قرار دهد، چیزی که چپهای قدیم از آن عاجز بودند.
من مطمئنم از انتهای دولت میر حسین، یک دولت اصلاح طلب واقعی بیرون خواهد آمد و احمدینژاد ثانی خروج نخواهد کرد.
پس بازهم توصیه میکنم که چند ماهی دست نگاه دارید، با نومید کردن مردم و خراب کردن ذهن ایشان، احمدینژاد را رئیس جمهور نکنید.
محققا در زمان وحدت هرکدام از اینها بماند باید پشتیبان او باشیم، لاکن اگر امثال شما اوضاع را خراب کند و آخر کار با همین میر حسین بمانیم و گزینه بهتری نباشد، دیگر نمیتوان کاری کرد.
با سپاس / مصطفایی
——————————
صادق: اولا که بنده شما را نمی شناسم! اینکه چند بار آمدی در وبلاگ کامنت گذاشتی دلیل شناخت من نسبت به شما و برعکس نمی شود و دلیل دوستی مضافا!!
اما مغالطه های شما در همین چند خط:
1- اولا که شما اگر حرفی داری می تونی راجع به مطلب بزنی نه راجع به اینکه با این مطلب نتیجه این چی می شود و آن چی میشود
2-من به هیچ وجه هدفم رفتن احمدی نژاد به هر قیمت نیست! آمدن کسی بهتر و مفیدتر از اوست! که شما نتوانستی نشان دهی که موسوی چنین است.
3- اگر شما معتقدی که دیگی که برای من …. بنده به این معتقد نیستم. گویا در هنگام نگارش کامنت حالت خوب نبوده و قیاس به نفس کردی
4- اینکه شما طرفدار چه هستی و چه نیستی نه به من ربط دارد نه میرحسین نه انتخابات! هر چند که فکر نمی کنم معنای چیزی را که طرفدارش هستی(اقتصاد آزاد-مکتب شیکاگو) را بدرستی بدانی، ارنه احتمالا گزاره هایت متفاوت می شد.
5- اینکه شما مطمئنی از ابتدا یا انتهای دولت میرحسین چه بیرون می آید، برای دیگران از جمله من اصلا اهمیتی ندارد!
6-اول فکر کن، متن را بدان، بفهم بعد کامنت بگذار….
مهدي مصطفايي گفت
همچنین در مورد سیاه بازی شما که میگویی میر حسین از احمدی نژاد بدتر است باید گفت که:
1 – در دولت میر حسین آزادیهای اجتماعی بیشتر خواهد بود، محققا میر حسین در برابر بستن روزنامهها و محدود کردن آزادیهای مدنی خواهد ایستاد.
2 – میر حسین دنبال حذف تمام قد رقبای خود نخواهد رفت.
3 – میر حسین دلالها و باندبازها و … را وزیر نخواهد کرد و میر حسین ریکاری نخواهد کرد.
4 – میر حسین حرفهای جفنگ و دروغ در سیاست خارجی نخواهد زد و میر حسین پوپولیسم نیست.
5 – میر حسین نبخه گرا خواهد بود.
6 و …. حسنها و تفاوتها زیاد است تنها انتقادی که میماند اینست که آیا او میخواهد به مدل اقتصاد چپ سنتی باز گردد، محققا این کار را نمیتواند بکند و نخواهد هم کرد، الان مشاورن اقتصادی ایشان از جمله دکتر فرشاد مومنی و تیمی که پشتشان هستند به خوبی این را به ما نشان میدهد که میر حسین آن برنامه اقتصادی را پیدا نخواهد کرد.
پس باز هم میگویم به جای کلاس گذاشتن برای اینکه بگویی منم اقتصاد بلدم و دنیا را از عینک خود دیدن و ژست مخالف گرفتن و در درون خود لذت بردن و خود گویی خود خندی، بیا به فکر این ملت بیچاره باش، این کارها را نکن. الان آنهایی که مانند شما اینقدر در انتقاد کردن استاد بودن و هاشمی را تخریب کردند چه چیزی درو کردند؟
تخریب کردن کار ساده ایست، اما ساختن سخت است. تاریخ ما پر است از ترورهای خونین جسمی و شخصیتی و این کاری که شما میکنید را همه بلد هستند اما چیزی که ما در تاریخمان کم داریم خرد و سیاست حرفهای است. در سیاست حرفهای نمیآیند به خاطر تفاوت عقیده، همدیگر را بزنند، بلکه اصل بازی و نتیجه بازی است، الان سارکوزی وزیر امور خارجهاش سوسیالیست است، یا اوباما وزیر جنگش محافظهکار است، یا خانم مرکل با سوسیالیستها متحد است و …. خوب اگر همه دنیا مانند شما فکر میکرد و میگفت همه باید مانند من باشند اینکه نمیشد. این کاری که شما میکنید مانند همان کار کمونیستهای شوری است لاکن در لباسی لیبرال!
این چیزی که شما میگویی سیاست حرفهای، این حرفهای تفسیر خود شماست، مگرنه آدم حرفهای واقعی این کارها را نمیکند. آدم واقعا نتیجه کنش و عمل سیاسی برایش مهم است نه اختلافات ایدئولوژیک و عقیدتی.
یک جاهایی در تاریخ باید به جای آرامانگرایی و گفتن اینکه هرکه در آرمان با من تفاوت دارد باید بمیرد، باید واقع گرا باشیم، محققا اگر میر حسین رئیس جمهور شد و بعد خواست برگردد به گذشته، بنده خودم اولین کسی خواهم بود که با توپهای خویش بدو حمله خواهم کرد و یک لحظه هم امانش نخواه داد.
با سپاسی دوباره
پا نوشت= بنده پاسخ شما را میدانم و عصبیت شما را درک میکنم و میدانم الان حاضرید بمیرید ولی میر حسین رئیس جمهور نشود، پس دنبال جوابی از طرف شما نیستم، فقط به شما توصیه میکنم که گاهی مواقع عینکها را برداشته و سعی کنید زندگی واقعی را درک کنید.
این نوشته دکتر زیبا کلام هم جالب است، توصیه میکنم بخوانید (البته اگر او را هم خوائن بدانید که منتفی است!)
آدام اسمیت هم اگر بود مانند میرحسین عمل می كرد
http://www.kalemeh.ir/pages/4822.php
و این مقاله محمد قوچانی که سال پیش نوشته شده ولی هنوز هم تر و تازه است:
پوپوليسم همان سوسياليسم نيست
http://shahrvandemroz.blogfa.com/post-1.aspx
———————
صادق: این کامنت هم پر از مغالطه است متاسفانه. اینکه کسانی، کس دیگری را در زمان دیگری تخریب کردند، ربطی ندارد به الان که من دارم کس دیگری را در زمان دیگری تخریب می کنم یا نمی کنم!! (این یعنی اینقدر مثال های مبتذل برای مقاصد خودت نیاور)
دوم اینکه من کسی را خائن نمی دانم. خیانت کردن لزوما منجر به خائن شمردن دیگران نمیشود! یاد بگیر.
سوم، این ادای پراگماتیست بودن که گرفته ای، آنقدر سطحی و بی معنا است که اسمش پراگماتیسم نیست بل خامی در لباس واقع بین بودن است! همان چیزی که فریدمن بخوبی اسم آن را پراگماتیسم ناشیانه و کودکانه می گذارد!
چهارم من حاضر نیستم برای رییس جمهور شدن یا نشدن کسی بمیرم! عصبی همی نیستم. فقط تلاشم این است که کسی مثل میرحسین رئیس جمهور نباشد آن هم به دلایلی که برای خودم قوی هستند. شما بهتره بری یکسری آزمایشات کامل بدی…
راستی! تو یا فرشاد مومنی رو نمی شناسی یا اقتصاد دولتی را نمی فهمی و یا این که هر دو را.
راست گفتی: این البته عمق شما را می شناساند: میرحسین پوپولیسم نیست!!!
مهدي مصطفايي گفت
این خرد جمعی و نهاد اخلاقی بشری است که می تواند معیار قضاوت باشد که آیا من تندرو و بد زبانم یا شما؟
براستی که هر کسی می تواند از طریق منطق خودش به این مهم برسد.
شما هم هر کاری دوست داری بکن، اینها در برابر اراده جمعی ایرانیان ارزشی ندارند.
در ضمن بنده بیش از یک سال است وبلاگ شما را لینک کرده ام و مطالب شما را خوانده ام (حال شما لینک مرا خیلی وقت است براداشتی مهم نیست)، در پاره ای مواقع هم مطالب خوبی می نویسد، لاکن بسیار تندرو و بد زبان و بد دهنید و چیزی به نام احترام و شخصیت برای منتقدین خود قائل نیستید و حال اگر ما بی سوایم، حداقل می دانیم این نه آزادی خواهی است و نه لیبرالیسم، بلکه همان کیهانیسم است در شکلی روشنفکرانه ترش!
ان شاء الله در سال جدید رویه تان تغییر یابد.
ضمن تبریک سال نو و آرزوی توفیق و سال خوش برای خود و خانواده تان، وبلاگتان را برای همیشه ترک گفته و لینکتان را خارج می سازم، چراکه دوستی به اجبار نیست.
مهدی مصطفایی / بلاگر نگاه نو
————————-
صادق: اولا که اینجا وبلاگ است! متعلق به بنده هم هست. هر کاری هم بخواهم تویش می کنم! حتی اگر بخواهم صدای مخالفان را خفه می کنم. من نمی دانم کدام نادان کم سوادی این را جا انداخته است که کسی که از امکانات خودش و در فضای خودش حرف می زند می بایست بگذارد دیگران از امکانات او استفاده کنند و چیزهایی که در نظر او چرت و پرت است بگویند و در آخر هم حتی دست اشان نیندازد. شما اول برو معنای آزادی را بدان بعد بیا از کیهانیسم و غیره حرف بزن. برو معنای مالکیت خصووصی و عمومی و استفاده از ابزارهای عمومی برای اهداف خصوصی و فرق آن با استفاده از ابزارهای خصوصی برای نیل به اهداف خصوصی را بدان. شما ابتدا برو بدان که وبلاگ من وبلاگ من است شما می توانی آن را خارج کنی وارد کنی، یا هر کاری که می خواهی بکنی. اهمیتی ندارد! به شما مربوط است اینکه من هم چه رویه ای دارم به خودم مربوط است. این چرندیانی هم که راجع به نهاد اخلاقی بشری و این مزخرفات گفتی نشان داد که قابل صحبت کردن نیستی. شما را بخیر و ما را به سلامت
چه بهتر که ما از افاضات شما محروم بمانیم. خوش باشی. سال نو شما هم مبارک
خودم گفت
آقای آریو میتونی و بهتر همین الان بری آزادی
artima گفت
هر کس که رای ندهد، یک رای برای احمدی نژاد
هر تحریم کننده انتخابات، یک ستاد انتخاباتی برای احمدی نژاد
يك دوست گفت
راستش من سايت شما را از همون اوائل مي خوندم و هميشه نظرات شخصي شما را هم گوش مي دادم، به عنوان يك دانشجوي اقتصاد كه طرفدار اقتصاد آزاد است. اين هيچ مشكلي نداره و هر كسي در نظرات خود آزاده.
دوست من، مي خوام يك نكتهي مهمي را بگم كه اميدوارم بهش دوستانه نگاه كني. نمي خوام نصيحت كنم ولي واقعا از دستت خسته شدم. تكيه بر حرفهاي آكادميك، قوي و مستند خارجي ها و پشت سر هم ترجمه و تكرار آنها كار بدي نيست ولي دوست من، باعث غرور هم نيست. به عنوان يك دانشجوي قوي قبولت دارم. اما ديگه داري، به نظر من، در غرور و خودبيني (خودبيني كه نه، ديگران را زيادي بزرگ بيني و پشت اونا قايم شدن) فرو ميري (شايد هم تا حالا غرق شدي) و اينكه ديگران هيچي نمي فهمند يا اينكه عقب افتادهاند و يا اينقدر احمقاند كه مفاهيم اوليهاي مانند محدوديت منابع را نميفهمند و هركه از اسلام گفت حرفهاي عقب افتادگي زده يا هر كه از يك نگاه ديگه در اقتصاد صحبت كرد هيچي حاليش نيست يا اينكه كسي حتي در مورد بحث آزادي فكر كرد يك عقب مونده است و…. و فقط شما و همفكرهايتان عقلاي عالم هستيد كه ديگر شور قضيه را درآوردن است. آخه ترجمه چند تا مقاله خارجي (كه گفتم واقعا كار خوبي است و قابل تأييد، و خودم هم در هر فرصتي كه باشه سعي ميكنم حتما منابع اصلي خارجي رو خونده و يا ترجمه كنم) كه ديگه مغرور شدن و باد در غبغب انداختن و يكتي راه رفتن ندارد.
اميدوارم يك مورد و فقط يك مورد از كارهايي كه براي حل مشكلات اقتصادي انجام دادهايد و يا يك مورد از مسائلي كه در اقتصاد ايران حل كردهايد را بفرماييد تا ما هم مطمئن شويم. وگرنه، لطفا سنگ جلوي پاي كساني كه با تلاش فراوان در حال يافتن راهي بهتر و قابلاجراتر از آزادسازي همه چي در كمترين زمان ممكن، هستند كه بتواند منافع اقتصادي كشور را در نظر داشته و از آن مهمتر “انسانهايي كه دارند زندگي ميكنند” را هم به حساب بياورد، نياندازيد.
اگر نمي داني بدان كه در همان غرب هم در مسائلي كه شما پشت سرهم تكرار و ترجمه ميكنيد شك و شبهات زيادي وجود دارد. كسي آنها را رد نمي كند من هم در كارهايم بيشترين استفاده را از منابع خارجي مي كنم ولي هيچ وقت با دانش ديگران پز نميدهم و ديگران را به خاطر اينكه آدمهاي ديگري (نه خود من) هستند كه عاقلند، منظمند، دانشمندند و … تحقير نمي كنم. واقعا عشق به رفتن به خارج و با اونها سروكله زدن (محض اطلاع من خودم هم بورس دارم) شما را بيشتر از اينكه شبيه ما ايرانيها كرده باشه و متوجه مشكلات ما مردم مسلمان ايران، بيشتر شبيه همون خارجيهايي كرده كه در هلند و … تحويلت ميگيرند و ميخوان باهاشون درس بخوني. خيلي غريبه شدهاي. اميدوارم حداقل اين متن را بخوني.
مصطفی گفت
به احترام کلمه و قلم و به پاسداشت أزادی از همه دوستان خواهش میکنم در شرائط فعلی ایرانمون بهترین راه را انتخاب کنند .
اول تشخیص بدیم که میتونیم چهار سال دیگه احمدی نژاد رو تحمل کنیم یا ؛ نه ؛
دوم؛ از بین سه کاندید دیگه چه کسی رو میشه تحمل کرد؟ !
یادآور میشم که اگه از این دو مسیر عبور نکنیم باید و باید از مسیر اول و طبق خواسته احمدی نژاد عمل کنیم.
انتخاب با خودمونه ، بودن یا نبودن
سید گفت
همه چیز درمناظره معلوم می شود
ایرانی گفت
لطفاً با ایجاد تفرقه آب به آسیاب دیکتاتوری نریزید