بایگانیِ فوریه, 2009

لینک های مفید (8)

سرمقاله روز پنجشنبه ام در باره تاثیرات بسته اقتصادی اوباما  (+)

کینز دموکرات ها را جادو کرده است. تحلیل عالی رابرت بارو از شرایط اقتصاد آمریکا و بسته اقتصادی اوباما.(نکته بسیار مهمی که بارو گفته این است که ضریب تکاثری مخارج دولت نه تنها بیشتر از یک نیست بلکه کمتر از یک و حدود 8 دهم بوده است و این یعنی پایان تمام عیار کینز! در مصاحبه ای هم که با بارو شده ، بارو کروگمن را بخاطر اظهار نظرهای ناشیانه در این خصوص عملا مسخره کرده است.) (+)

آیا سرمایه گذاری دولت در آموزش عالی مفید است؟ (+)

تاملی در رکود بزرگ (+)

آیا قانون، قانون گذاری احتیاج دارد؟ (+)

اطمینان دادن بانک مرکزی به هموار کردن سیکل های تجاری: یک دروغ بزرگ (+)

اقتصاد زاد و ولد (+)

پایان راه اقتصاد دستوری در ایران (+)

توسعه مالی و رشد اقتصادی (+)

آشوب در همه بانک های مرکزی همزمان پیش می رود (+)

چرا فلسفه علوم اجتماعی؟ (+)

دایره المعارف اقتصاد (کمونیسم) (+)

دایره المعارف (هنر) (+)

دایره المعارف اقتصاد(رقابت) (+)

بحران اقتصادی و تغییر پاردایم (+)

رسالت تاریخی اقتصاددان در بازسازی عقلانیت اقتصادی – حمید زمان زاده (+)

ایجاد ظرفیت نهادی برای دموکراسی (+)

صندوق های ذخیره ارزی (+)

(4) دیدگاه

خاتمی آمد!

خاتمی امشب اعلام حضور کرد، در حالی که یک هفته است حضور خاتمی قطعی شده بود، بالاخره خاتمی امروز اعلام حضور کرد و آب پاکی رو روی دست همه ریخت.

اول) به نظر من برعکس چیزهایی که گفته می شه و کلیشه های مزخرفی که  امروز شده سکه رایج فضای این وبلاگستان و هم ههی پشت سر هم به خاتمی فحش می دن و ژست و اداهای روشنفکرانه می گیرند، اعلام حضور خاتمی فارغ از این که خاتمی چگونه در دوره ریاست جمهوری اش عمل خواهد کرد، خبر خوبیه.

چرا؟ چون خاتمی برای من نوعی رئیس جمهوری بدتر از احمدی نژاد نیست. و همین کافیه که از این خبر خوشحال بشم. همچنین سیاست های اقتصادی و اجتماعی خاتمی هم بوضوح از احمدی نژاد عقلایی تر و آزاد تره بنابراین بصورت مضاعف آمدن خاتمی، خوشحالی دارد.

دوم) چندی پیش در دیداری که خاتمی با چند تن از اقتصاددانان لیبرال داشته، کلی از اونها تجلیل کرده، ابراز خشوع کرده و خلاصه کلی تحویلشون گرفته. همچنین برنامه اقثصادی اش رو هم داده یکی از اقتصاددانان مطرح لیبرال تا براش جمع کنه. اینها همه سیگنال های بسیار مثبتیه. (حتی اگر تصور کنیم که پایدار نیست.)

سوم) من قانع شدم که کسی جز خاتمی یا کسی که خاتمی محکم ازش حمایت بکنه، امکان رای آوری رو در برابر احمدی نژاد نداره. (من هنوز هم معتقدم که اگر خاتمی محکم از کروبی حمایت بکنه و کروبی و کرباسچی با هم تبلیغ بشن و اعضای کابینه هم از الان معرفی بشن، کروبی امکان رای آوری داره) حالا که امکان حمایت منتفیه به دلایلی، تنها گزینه پیش روی آمدن خود خاتمی بعنوان تنها گزینه ممکنِ رای آور است.

چهارم) اسیر شدن به این خیالات کودکانه و ایده آلیستی که تصور می کند ریاست جمهور قدرت فراوانی دارد و می تواند همه چیز را تغییر بدهد، یا رئیس جمهوری در ساختار قدرت باید بجنگد، یا اینکه اصلاحات امری سیاسی است و نیز این مهملات که ما خارج از جمهوری اسلامی هم افرادی را داریم که می توانند بهتر از افراد این نظام عمل کنند و یا این که باید افراد رادیکالی را کاندید کرد که در صورت رد صلاحیت شدن فلان و بهمان بشود و ….. یا گیر افتادن در بند روشنفکر بازی های بر باد دهنده، و رمانتیک بازی هایی که جایش نه در عرصه سیاست که در فیلم های هندی است، نه تنها دردی از ما دوا نمی کند، بلکه همانطور که در این 100 سال این کمالگرایی خام اندیشانه پدرمان را درآورده است، امروز هم به بادمان می دهد.

پنجم)  اینکه بهترین حالت از نظر من آمدن کروبی و خاتمی به صورت همزمان است. یعنی هر دو با کل کل بیایند به میدان تا شکاف درون جناح راست حفظ شود، و هم سبد رای مشترکی که کروبی و احمدی نژاد دارند، به نفع خاتمی از احمدی نژاد رای کم کند.(فرضم این است که سبد رای خاتمی و کروبی و خاتمی و احمدی نژاد همپوشانی بسیار بسیار اندکی دارد.) بعد هم خاتمی چند وزارتخانه را به کروبی بدهد. (طبق آخرین نظر سنجی های معتبر نهادهای مسئول، خاتمی حدود دو برابر احمدی نژاد و موسوی رای دارد. حس من هم این را تایید می کند.)

نکته آخر: نظام از دست احمدی نژاد کلافه شده. بحران سال های آینده بحران ثبات و بحران کارآمدی است. نظام به کسی احتیاج دارد تا بتواند در نفت 30-40 دلاری کشور را حفظ کند و از هزینه های گزافی که می پردازیم کم کند. بنظرم خاتمی باید عاقلانه عمل کند، مصلحت اندیشانه و در جهتی که تخریب های گسترده پس از دوران ریاست جمهوری علیه اش کمتر باشد. خاتمی نباید اجازه دهد که اطرافیانش آقای خامنه ای را به وی بدبین کنند، تا بتواند در فضایی بهتر و با آرامش بیشتر کارها را پیش ببرد. (من تصور می کنم چنین خاتمی حتی برای خود نظام به احمدی نژاد ارجح است.)

قبلا هم در این مورد در اینجا نوشته بودم. آنوقت طرفدار نیامدن خاتمی به دلایلی بودم که می توانید ببینید.(+)

*** پس نوشت: نوشتن برنامه توسط آن اقتصاددان لیبرال تکذیب شد! گویا ایشان فقط یکی از شرکت کنندگان بوده اند. و برنامه در دست بروبچه های ستاری فر است!!!

(15) دیدگاه

سرمقاله و لینک های مفید (7)

سرمقاله امروز در دنیای اقتصادی درباره اردوغان و عقلانیتش در داخل و خارج از کشور (+)

دو قاشق مطلوبیت : اقتصاد مسواک زدن . (ستون جدید و بسیار جالب سه شنبه های صفحه اندیشه اقتصاد دنیای اقتصاد (+)

مصاحبه نیوزویک با رئیس کل بانک مرکزی زیمبابوه. خیلی شاهکاره حتما بخونید. می بینید که وضعیت ما توی ایران می تونست خیلی بدتر از این حرف ها باشه. صد رحمت به احمدی نژاد. (+)

گزینه های شوم پیش روی دولت ها : چک سفید، ملی سازی یا ورشکستگی (+)

رکود سریعتر از آنچه فکرش را می کنید تمام خواهد شد. (+)

پیچیدگی غیرقابل انتظار شهرهای آینده (+)

سرخوردگی هند از هم پیمانانش (+)

در انتقاد به قوانین حقوق مالکیت معنوی (+)

آثار خارجی توجیه کننده قوانین ضدتراست نیست (+)

تحلیل اکونومیست از آینده فاینانس (+)

شوخی با اقتصاد: منحنی فیلیپس ژاپن شکل ژاپن است. (+)

انتقاد و تحلیل ویلییام ایسترلی از اعطای کمک های خارجی (+)

تحلیل اکونومیست از جنگ غزه (+)

درباره نظام پایه طلا: مزایا و معایب (+)

در انتقاد به سیستم بهداشتی دولتی (+)

ادوار تجاری اتریشی (+)

وقتی خرت و پرت ها ارزش پیدا می کنند (+)

ایا آدام اسمیت پدر علم اقتصاد است ؟ (+)

تحلیل اکونومیست از سیاست خارجی اوباما (+)

دایره المعارف اقتصاد (برای اولین بار این دایره المعارف سه روز اول هفته در روزنامه چاپ می شه.)

تحلیل هزینه فایده (دایره المعارف) (+)

فساد (دایره المعارف) (+)

حمایت از مصرف کننده (دایره المعارف) (+)

(2) دیدگاه

تحلیل اقتصادی هنر- آزادسازی هنر به نفع همه است

مقاله امروزم در ویژه نامه جشنواره فجر روزنامه دنیای اقتصاد. (+)

همواره این عقیده عمومی که دایره گسترده هنر و فرهنگ و همچنین گستره وسیع کالاهای هنری و فرهنگی علی القاعده مي‌بایست در مثلث محدود دولت محاط باشد، در کشور ما رواج داشته و مورد اعتنای بسیار بوده است.

این عقیده عمومی بر این امر استوار است که حوزه‌هاي هنری و فرهنگی، به‌صورت اعم، از اصول رایج علم اقتصاد مستثنی هستند و نمي‌توان همانند سایر حوزه‌ها آن را به‌دست افراد آزاد و بازارهای آزاد سپرد. بنابراین این حوزه‌ها بدون حمایت دولت‌ها نمي‌توانند به کار خود ادامه دهند و در نتیجه حضور پرقدرت و حمایت‌هاي همه‌جانبه دولت‌ها در این میان ضروری است. طنز ماجرا آنجاست که خود هنرمندان و اهالی فرهنگ بیش از دیگران به این عقیده عمومی دامن مي‌زنند. جالب‌تر آن که همین هنرمندان و اهالی فرهنگ پس از آن‌که حضور پر رنگ دولت را در این حوزه خواستار مي‌شوند، همزمان از دخالت‌هاي بیشمار دولت‌ها در خط مشی‌گذاری‌ها، مجوزدهی‌ها، عدم تناسب پرداختی‌ها، سانسورها و …. گله و شکایت مي‌کنند و خواستار آن مي‌شوند که دولت به سلیقه هنری و عقاید و ارزش‌هاي آنها و هنر آنها احترام بگذارد و پای خود را از این میانه بیرون گذارد!
در این مختصر سعی خواهم کرد نشان دهم که اولا؛ کالاهای هنری و فرهنگی هم همانند سایر کالاها از شمول کالاهای اقتصادی خارج نیستند و ویژگی‌هاي خاصی که این کالاها را به صفت هنری و فرهنگی متصف مي‌کند، کیفیتی به آنها نمي‌بخشد که سبب شود تا این کالاها از تعریف کالاهای اقتصادی خارج شوند. ثانیا؛ حضور دولت در بخش هنر و فرهنگ به هیچ وجه برای ادامه حیات این بخش ضروری نیست، بلکه همیشه بزرگترین پروژه‌ها و کالاهای فرهنگی در عدم سیاستگذاری و خط مشی گذاری و در نبود حمایت‌هاي دولتی به وجود آمده‌اند. براي اين منظور پرداختن ادله زير ضروري است:

ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

(4) دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 57 مشترک دیگر بپیوندید