پراکنده ها

این چند وقت، به دلیل زیاد شدن کارها و گرفته شدن بعد از ظهرها، فرصتم
خیلی کم شده ولی اینجا را سرپا نگاه خواهیم داشت! چرا که به قول پویان،
سنگر و خاکریز را که نباید به دشمن تسلیم کرد…

1-این سرمقاله دیروزم در دنیای اقتصاده. که خیلی هم مورد توجه قرار گرفته و دو نفر زنگ زدن و فحش دادن! یکنفر هم زنگ زد و کلی کیف کرده بود! 

2-این محمدرضا هم به تمام مصاحبه های این آقای مالجو لینک می دهد. مصاحبه
ایشان را ببینید در اینجا! مصاحبه واقعا خنده دار و پر از تناقض است! ان
چنان که مصاحبه شونده خود را در مقامی می بیند که چیزهایی را می بیند که
مابقی اقتصاددانان ایران این چیزها را نمی فهمند!(خصوصا طعنه هایش به طرح
توزیع مستقیم و طرح دکتر نیلی را ببینید!). ایشان آن قدر ادبیات موجود در
خصوص کشورهای نفت خیز و اقتصاد وسیاست اشان را نمی داند که حرف های بی
ربطی هم زده است. که دیگر آنقدر حوصله ندارم که پنبه اش را هم بزنم.

3-طرح حذف حداقل دستمزد،
پیشنهاد بسیار خوب و عالی است. حیف که احمدی نژاد چند روز دیگر تکذیبش می
کند! ولی اگر این کار بشود. و اگر اصلاحیه قانون کار موارد بسیار دیگری را
نیز در این قانون اصلاح کند، خیلی نقطه خوبیه.

4-چند تا لینک خوب از ترجمه ها و تالیف هایی که این چند وقته کار کردیم رو هم وقت نکردم بگذارم الان، فردا می گذارم روی وبلاگ.

10 دیدگاه »

  1. بهاره گفت

    شما دلایل خودت را برای اینکه طرح حذف حداقل دستمزد خوب است را ننوشته اید.
    من مخالف حذف حداقل دستمزد هستم. جایی که اتحادیه ها و تشکیلات صنفی به لحاظ عرف جامعه هر اقدامی شان حساسیت برانگیز است و سیاسی می شود، نباید این حداقل امید نیروی کار را از بین برد. به خصوص که حداقل دستمزد هم با چانه زنی نمایندگان نیروی کار و دولت تعیین می شود. در ایران هم آن قدر این حداقل دستمزد پایین است که من به وجود آن صنعت و بنگاهی که نتواند حداقل دستمزد کارگرش را تامین کند شک می کنم. اصولا چنین بنگاهی اگر این قدر سود ندارد که حداقل دستمزد کارگرانش را فراهم کند چرا باید وجود داشته باشد؟ صاحب بنگاه بهتر است فکر دیگری برای سرمایه اش بکند و جای بهتری سرمایه گذاری کند.

  2. محمود گفت

    سلام صادق جان
    خوبی ؟
    دلمان تنگ شده بود
    امیدوارم که کارهات و پروژه هات رو به خوبی پشت سر گذرانده باشی
    آره لینک سرمقالت رو تو بالاترین هم گذاشته بودند برو ببین چه کامنت هایی زیر مطلبت گذاشتند!!

  3. محمود گفت

    در مورد حداقل دستمزد هم به نظرم یکی تون باید یه چیزی بنویسید چون شدیدا موضوعی پوپولیستی هستش و به راحتی نمیشه پنبه اش رو زد

  4. Rasoul Namazi گفت

    صادق عزیز. مقاله ات رو خوندم، فارغ از اینکه آمارهای مورد اشاره در مقاله ات درست هستند و اونها رو درست تحلیل کردی یا خیر یک مسئله دیگه وجود داره. بصورت کلی قصد داری بگی وقتی درآمد فروش نفت و به تبع اون درآمد دولت پایین میاد دولت مداخله خودش رو در اقتصاد کاهش میده و این امر مفیدی است. شکی نیست که اگر این مسئله درست باشه حادثه مبارکی است. بعضی پیشبینی می کنند قیمت مواد خام در سال آینده دوباره افزایش خواهد یافت و بنابراین ممکنه اصولا این شرایط که درموردش صحبت کردی دوام زیادی نداشته باشه. اما فرض کنیم قیمت نفت پایین بمونه. خب دولت به وضوح باید مخارجش رو کاهش بده. اما آیا دولت این کار رو انجام می ده؟ آیا دولت حاضر سوبسیدها، پروژه های در دست اجرا، انواع و اقسام پولهایی که پخش می کنه رو به یکباره تعطیل کنه؟ می دونی که این از نظر سیاسی مخصوصا در این ماههای باقی مانده ممکن نیست و در ماههای آتی هم می تونه منجر به نارضایتیهای اجتماعی و از دست دادن حمایت بخشهای خاص (سپاه و بسیج و کارمندان …) بشه. در عین حال یک پروژه نیمه کاره بسیار بعیده که به امان خدا سپرده بشه بخاطر کسری بودجه. پس چه اتفاقی می افته؟ خیلی ساده است! یا دولت مجبوره از سیستم بانکی استقراض کنه یا اینکه اسکناس چاپ کنه تا پاسخ نیازهاش رو بده. خودت هم بهتر از من می دونی که این نتیجه ای بجز افزایش بسیار زیاد تورم نخواهد داشت. بنظرم تحلیلت این مسائل رو در نظر نگرفته بود. ارادتمند
    ————–
    صادق: درسته . ممکنه این اتفاق بیفته. اما تورمی که ایجاد می شه و فشاری که به نرخ ارز می آید، سیاستمداران را تحت فشار خواهد گذاشت. از سوی دیگر تاریخ نشون داده که در دوران کاهش های درآمدهای نفتی در کل ؛ وضعیت اقتصادهای نفتی بدتر از وضعیت افزایش قیمت نفت نبوده. بنابراین اگر هم این کار هم انجام بشه احتمالا با درگیری های بسیاری انجام خواهد شد.

  5. Sadeghe aziz

    your article in donyae eghtesad does not reflect the reality of Iranian economy at least since the introduction of oil in the national budgets at the late 1970s.

    Figures and estimations tell another story which in contrast with your optimistic ideas on negative trend of oil prices. The inflationary pressures would be much more significant in the negative oil markets for the case of Iran

    I would be happy if you read our paper more precisely and let me know about your comments

    http://dx.doi.org/10.1016/j.eneco.2008.09.003

  6. من گفت

    بسم ا…
    یه جایی resource curse را نفرین منابع معنا کرده بود
    واژه تاثیر گذاریست اما جهت گیری دارد
    همان به که مصیبت منابع معنا شود

  7. علي گفت

    در دفاع از حذف حداقل دستمزد:
    دستمزد، نشان‌دهنده میزان رضایت مصرف‌کنندگان از کالایی است که توسط دستمزد گیرنده تولید می‌شود. هر قدر تقاضا برای کالاهای مصرفی بیشتر شود، تقاضا برای نیروی کار هم افزایش می‌یابد و کارگران به دستمزد و رفاه بیشتری دست می‌یابند. بازار، این امکان را فراهم می‌کند که ارزش انواع کارها معلوم شود و هر فعالیتی به سمتی هدایت شود که برای عامل آن سودآورترین وضع را داشته باشد.اتحادیه‌ها می‌کوشند دستمزدها را از سطحی که رقابت در بازار تعیین کرده است، بالاتر ببرند. این کار موجب بیکاری کارگران کم‌تخصص و غیرمتخصص و همچنین کاهش تولید کالاهای مصرفی می‌شود.
    —————-
    صادق: مرسی

  8. بهاره گفت

    به آقای علی: من استدلال شما را می فهمم ولی مساله اینجاست که به دلیل عرضه بالای نیروی کار (خصوصا در مشاغل غیر تخصصی مثل کارمند دفتری و مسئول فروش و تایپیست و منشی و از این دست شغلها که جایگزینی نیروی کار بسیار است …) کارفرما همیشه تهدید خود را در بکارگیری نیروی کار ارزانتر می تواند عملی کند این برای همه (چه فرد شاغل چه فرد بی کار) بد می شود چرا که در کل امنیت شغلی را بسیار پایین می آورد. در صورتی که با کف حداقل دستمزد کارفرما نمی تواند از یک حدی (که تاکید می کنم در ایران بسیار بسیار پایین است) بیشتر حقوق فرد را پایین بیاورد. ضمنا استدلال شما بیشتر توضیح دهنده چگونگی بیشتر بودن حداقل دستمزد در برخی صنایع یا کارگاههای خاص است. بالا رفتن دستمزد فرد در بنگاه به درآمد و در نتیجه سود بنگاه بستگی دارد. اما اگر کارگاهی آن قدر سود ندارد که به حیات خود و شاغلینش ادامه دهد چرا باید سرمایه خود را هدر دهد؟ سرمایه اش را به بنگاهی دیگر بسپارد که بتواند با افزایش سرمایه به قولی ایجاد اشتغال بیشتری با دستمزد بالاتری داشته باشد.

    جدا از استدلال ارزش کار و سود بنگاه، حقیقت آن است که من چند داستان واقعی دیده ام (زیاد نیست ولی مشت نمونه خروار) که دوستانی مورد سواستفاده کارفرما قرار گرفته اند و در قرارداد مدت معین یا کار معین نتوانسته اند دستمزدشان را بگیرند (معمولا در شرکتهای کوچک خصوصی). یا مواردی که کارفرما با سواستفاده از وضعیت مالی کارمندش حقوق پایینی می پردازد در حالی که بنگاه سودآوری دارد (معمولا در شرکتهای وابسته به ارگانهای دولتی). در شرایطی که نیروی کار آن قدر زیاد است که کارفرما به راحتی قربانی بعدیش را جایگزین می کند. چنین مکانیسم هایی برای جلوگیری از سواستفاده ضروری است.

  9. عارف قراخانی گفت

    به نظر من حذف حداقل دستمزد باعث بیشتر شدن under report حقوق در سیستم تامین اجتماعی در نتیجه ورشکستگی سریعتر آن خواهد شد.
    به نظر من حذف حداقل دستمزد در شرایطی که امکان تشکیل اتحادیه به کارگران داده نمیشود اثرات نامشخصی در بازار کار خواهد داشت.

  10. علي گفت

    صادق جان!
    سرمقالۀ امروزت در دنیای اقتصاد عالی بود! البته فراموش نکنیم که «ماهاتیر محمد» یک دیکتاتور بود هر چند از نوع خوبش! (اگر “دیکتاتور خوب” عبارتی بامعنی باشد!) کسی مانند پینوشه که شیلی را از نابودی نجات داد و اکنون شیلی آزادترین و پیشرفته ترین کشور آمریکای جنوبی است!

خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته · شناساگر دنبالک

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

Gravatar
نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 48 مشترک دیگر بپیوندید