این روزها دوستان زیادی را می بینم که همگی از وضعیت زندگی اشان می نالند. (وضعیت کشور که جای خود دارد) این افراد که از طیف ها و رشته های مختلف و شاغل در بخش های مختلف هم هستند، غالبا از خراب شدن وضع شغلی، خراب شدن بازار، یا خراب شدن وضعیت پروژه های عمرانی یا پژوهشی نالانند. بطور کلی این روزها کسانی را که می بینم غالبا وضعیت مالی اشان رو به وخامت گذاشته است و از پس اندازهایشان خرج می کنند.
برای روشن تر شدن موضوع به چند نمونه اشاره می کنم:
1-یکی از دوستان که شرکت مهندسین مشاوره بزرگ و شناخته شده ای دارد و در کارهای نقشه کشی، طراحی و نظارت خصوصا در پروژه های نفتی بسیار کار کرده است و از مشهورترین شرکت های این عرصه است، از پرداخت نشدن طلب هایش از وزارت نفت بسیار شاکی بود. وی هم اکنون حدود 1 میلیارد تومان از نفت و شرکتهای زیر مجموعه طلب دارد. شایان ذکر است که او ماهانه حدود50 میلیون تومان فقط دستمزد می پردازد و فقط در تهران 3 دفتر کار بزرگ دارد. همچنین از کاهش یافتن پروژه ها و کم شدن تعداد پروژه هایش بسیار نگران بود و حتی از خطر ورشکستگی می ترسید!
2-دوست دیگری دارم که در بزرگترین شرکت خودروسازی خصوصی(که البته بیشتر یک هولندینگ بزرگ است که مجموعه بیش از 20 شرکت را شامل می شود) کار می کند. این شرکت چندین هکتار زمین مرغوب در بهترین نقاط تهران دارد، چند خط تولید دارد، چند قراداد خارجی دارد، و خلاصه می شود گفت توان بالقوه بسیار خوبی دارد اما در این 3 ساله چند قراداد خارجی اش با نظر طرف خارجی فسخ شده است، بانک ها به این هولدینگ وام نمی دهند، و مجبور به تعدیل نیرو شده است… خلاصه این که سایپا و ایران خودرو به جد دنبال خرید این شرکت هستند!!(به این می گویند خصوصی سازی به شیوه احمدی نژاد) مدیران ارشد این شرکت به مدیران میانی گفته اند که استراتژی شرکت مبتنی بر این بسته شده است که اگر احمدی نژاد برای دوره بعد هم رئیس جمهور شد، شرکت را بفروشند و بروند و اگر نشد به کار ادامه دهند.
3-دوست دیگری که با چند مرکز پژوهشی دولتی به صورت نیمه وقت کار می کند(از جمله مرکز پژوهش های مجلس، مطالعات بازرگانی و مجمع تشخیص) وی که در سالهای گذشته وقت سر خاراندن نداشت، امروز تلفنی گفت که وضع خراب است و دنبال یک کار دیگر هم می گردد! از سوی دیگر چند مرکز پژوهشی خصوصی که می شناسمشان نیز وضعیت خوبی ندارند و در این سه سال صرفا پروژه های کوچکی توانسته اند جذب نمایند. در حالی که این مراکز در سال های قبل از آن در سال حداقل 5 پروژه بزرگ می گرفتند.
4-دوستان روزنامه نگار هم که وضعشان به شدت خراب است. چند روزنامه حدود 5 ماه است که نتوانسته اند طلب های روزنامه نگاران را بپردازند.
5-چند نفر از دوستانی که شرکت های پیمانکاری دارند یا دراین شرکت ها کار می کنند نیز بسیار نگرانند و می گویند که طلب هایشان از شرکت های دولتی داده نمی شود و پروژه ها هم کاهش پیدا کرده است.(در این میان وضع شرکتهایی که با شهرداری کار می کنند اندکی بهتر است)
با این مشاهدات این سوال پیش می آید که چرا چنین شده است؟ مگر با گران شدن بشکه های نفت، سالانه حجم عظیمی ریال به جامعه تزریق نمی شود؟ مگر نسبت تزریق پول و نقدینگی به جامعه در این چند سال چندین برابر افزایش نیافته است، پس این پول ها کجا می روند؟ چرا این پول ها فقط به تورم منجر می شوند و ما سهمی از آن ها نداریم؟
برای پاسخ به این پرسش ها اول باید دانست که بله پول زیادی هر سال به اقتصاد در حال تزریق شدن است اما یک امکان را باید در نظر گرفت؛ آن اینکه نمونه آدم هایی که من می شناسم در این میان نسبت به سایرین کمتر از قبل دریافت می کنند. و پول ها به سوی کسانی منحرف می شوند که از نمونه مشاهدتی من دور هستند. این گزینه محتملی است. همچنین این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که مثلا حوزه هایی مثل پژوهش و روزنامه نگاری در این سال ها بیشتر از سایر حوزه ها دچار آسیب شده اند و پول توزیعی در این میان بسیار کمتر از سال های قبل بوده است.
اما یک نکته دیگر هم هست و آن اینکه در این سه سال مجاری ورود پول به جامعه به شدت عوض شده است(یعنی گروه هایی که از طریق آنها پول به جامعه تزریق می شد و آنها اولین افرادی بودند که پول را دریافت می کردند تغییر کردند) و این تغییر سبب شده که حجم رانتخواری نسبت به سالهای گذشته افزایش یابد(یعنی گروه های جدید، احتمالا مقدار بیشتری از پول را به خارج از کشور می فرستند، و یا صرف خرید کالاهای وارداتی می کنند و یا …).
همچینین این نکته هم مهم است که در این سه سال احتمالا تمرکز پول ها بیشتر شده است. یعنی پول ها میان آدم های کمتری نسبت به قبل (ولی هریک به مقداری بسیار بیشتر) توزیع می شود. که این مدعا با امار ضریب جینی هم تا حدودی تایید می شود.
البته شاید هم فشار تورم، و عدم افزایش رشد اقتصادی توضیح دهنده ای بر این فضای بد کسب و کار باشند.
دوستان اگر نظری دارند یا چیزی به ذهنشان می رسد کمک کنند به این بحث ناقص.