چند روزی مسافرت بودم. در ولایت : اراک ( البته ولایت اصلی ما فراهان است ها)!
1- از چند نفر از بچه های فعال که بعضی هاشون هم کار روزنامه نگاری در اراک می کنند، شنیدم که سفر احمدی نژاد به اراک، یک شکست کامل بوده است. چرا که اولا چند روز قبل از سفر در شهر بمبی کار گذاشته شده که البته خنثی شده و باعث شده سفر احمدی نژاد 10 روز عقب بیفته. دوما تعداد استقبال کنندگان از احمدی نژاد در این سفر تقریبا طبق گفته دوستان یک پنجم الی یک دهم سفر پیش بوده است(اقوال متعدد بود ولی نشان میداد که این دوستان هم از این جمعیت کم شوکه بودند). سوما گزارشی که تلویزیون از سفر نشان داده است(که من به آن استناد می کردم و می گفتم جمعیت بیشتر از این حرف ها بوده) مونتاژ بوده!!!
بله، ظاهرا از آنجایی که گزارشات تلویزیونی هم نگاتیو پاره هایی بیش نیستند، آقایان که از جمعیت به این اندکی ناامید شده بودند و چنین انتظاری نداشتند، صحنه های حضور قبلی احمدی نژاد را با صحنه های سفر جدید مونتاژ کرده بودند طوری که در چند صحنه استاندار قبلی (آقای سهرابی که 2 ماه قبل عوض شدند) در کنار احمدی نژاد هستند، نه استاندار جدید!
این ها همه خبرهای خوب و متقاعد کننده ای بر سبک شدن وضع رای احمدی نژاد دارد. اما خبر از بی اخلاقی دولت نهم و انجام هر کاری در راستای رای آوردن در دوره بعد هم دارد.(کسی که فیلم را به این اظهر من الشمسی مونتاژ می کند در جلوی چشم 70 میلیون، چرا باید در برگه های رای دست نبرد. ضمانت قانونی هم که وجود ندارد.) همچنین مدت مدیدی است که احمدی نژاد تنها در رسانه ها اتفاق می افتد، اگر نظر رهبری به هر نحوی از حمایت از او برداشته شود و آنتن قدرت(تلویزیون)از او گرفته شود، وضعش بسیار زود شدیدا نزول می کند.
2- دوستی در اراک لطیفه ای تعریف کرد که خالی از لطف نیست:
“وقتی برق ها می رود، ملت یاد پدر و مادر دو نفر می افتند، اول ادیسون، بعد احمدی نژاد، شاید هم برعکس.
3- چند وقتی است سرم خیلی شلوغ شده: پایان نامه، تافل، دو پروژه پژوهشی که در حال اتمام هستند و اندکی هم نوشتن مقاله برای روزنامه. وبلاگ ها را که اصلا نمی خوانم(هرچند قبلا هم وبلاگ های معدودی را می خواندم)، وبلاگ نویسی هم با تاخیر همراه شده …
