در حالی که کمتر از یکسال به انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی مانده، تحرکات انتخاباتی خصوصا در جناح دور از قدرت یعنی جناح موسوم به اصلاحات شدت گرفته است. این جناح پس از تجدید سناریوی تکراری و نامفهوم دعوت از میرحسین موسوی(که وجه اصلاح طلب بودنش مشخص نیست در کجایش نهفته است!) دست به دامان سیدمحمد خاتمی شده اند. و چقدر این سیاست سطحی شده و بازیگران به اصطلاح اصلاح طلب و سطحی سیاست پیچیده ایران(سیاستی که رشته و نخ و سرنخ آن در دست جناح راست است) بد عمل می کنند و چقدر شرایط را نمی شناسند. البته این بعید نبود چرا که مگر همین ها نبودند که هشت سال طلایی را به طرفه العینی بر باد دادند؟! به هر حال نکاتی به نظرم رسیده است که در زیر می گویم.(خصوصا اینکه پس از این نوشته در نقد زیدآبادی، بسیاری از دوستان گمان کردند که به حضور خاتمی در انتخابات دل بسته ام که البته چه سوءبرداشت بدی بود! همین جا بگویم که اعتقادم همان است که در همان نوشته بود. پس این تغییر موضع تلقی نشود.)
بزودی مقاله کاملی در این خصوص در روزنامه اعتماد خواهم نوشت. فعلا این چند ایده خام را ببینید و نظرتان را بگویید.
اول) بهترین گزینه برای اصلاح طلبان (منظورم مناسب ترین گزینه برای آینده کشور، آینده اصلاح طلبی و حتی آینده اصلاح طلبان است) در انتخابات پیش روی، عدم معرفی کاندیدا از داخل این جریان و حمایت از یکی از عقلا و معتدلان جناح راست، که در شهرهای بزرگ می تواند احمدی نژاد را شکست دهد، و همچنین احیانا حمایت ضمنی از فردی(در داخل یا خارج از جناح اصلاح طلب) که می تواند در شهرستان های کوچک و روستاها احمدی نژاد را شکست دهد، می باشد. حمایتی که حداقل موجب وام داری این فرد به جریان اصلاح طلبی می شود و این شکافی که در جناح راست بوجود آمده را تقویت می کند که برای رشد و دموکراسی در کشور این شکاف بسیار حیاتی است. در وضعیت کنونی(که البته بسیار متغیر است) به نظر می رسد که امثال ولایتی بهترین گزینه ها هستند(کسانی همچون ناطق نوری هرچند نیروهای خوبی در این شرایط هستند اما امکان رای آوری پایین تری دارند). همچنین از آنجایی که کروبی هم از کاندیدهای احتمالی خواهد بود، اصلاح طلبان می توانند حمایت ضمنی هم از ایشان داشته باشند، چرا که به نظر می رسد کروبی توانایی سوزاندن رای احمدی نژاد در روستاها و شهرستانهای کوچک را دارد.(توانایی که هم اکنون به غیر از احمدی نژاد در شخص دیگری سراغ ندارم)
دوم) از آنجایی که به نظر می رسد با توجه به عطش اصلاح طلبان برای ورود به قدرت، و همچنین تحریکات بخشی از جناح راست در این جهت، امکان ائتلاف بر سر نیامدن آشکار اصلاح طلبان منتفی باشد. اگر فرض را بر این بگیریم که خاتمی هم نمی تواند کاندید شود( و البته اگر هم کاندید شود بعلت قفل شدن از جانب جناح قدرتمند که برعکس سال هفتاد وشش تمام جبهه های قدرت را کامل در اختیار دارد و به هیچ وجه هم آن را واگذار نمی کند، دستاوردی نخواهد داشت)، بنابراین در این شرایط پیش بینی می شود که چندین و چند کاندیدا از کروبی تا مهرعلیزاده و از عارف و احتمالا اصغرزاده و …(کسی همچون نجفی محاسبه گر تر از آنست که در چنین محیطی وارد شود) برای انتخابات کاندید شوند، در این شرایط هم شانس اعتدالیونی همچون امثال ولایتی کم می شود، و هم احمدی نژاد با اقتدار پیروز می شود! (تنها در صورت وجود یک وضعیت امکان ورود خاتمی وجود دارد و آن این که نظام در شرایطی قرار بگیرد که راس هرم قدرت در ایران، صلاح بداند خاتمی وارد شود. در آنصورت بسیاری از معادلات بالا به هم می ریزد و وضعیت دیگری خواهد بود. چرا که احتمالا قدرت چانه زنی خاتمی افزایش یافته و می تواند تاثیر گذار باشد.)
فراموش نکنیم که اگر اصلاح طلبان در انتخابات بعد کاندیدهایی را معرفی کنند، با توجه به عدم توانایی ایشان در کسب قدرت موثر، و هزینه های بسیاری که بر کشور تحمیل می شود، تنها و تنها به دلیل انگیزه قدرت طلبی و استفاده های شخصی است. انگیزه هایی که هرچند به خودی خود قابل نکوهش نیستند، اما وقتی در تقابل با منفعت مردمی قرار می گیرند که به آنها رای داده اند، نه تنها قابل ملامتی بس ستبر خواهند بود، بلکه به مفهوم تیر خلاصی بر خود اصلاح طلبان و بر جریان اصلاح طلبی مرسوم در ایران خواهد بود.
سوم) اصلاح طلبان اگر می خواهند به هر صورتی در انتخابات کاندیدای مشخص داشته باشند، و اعتنایی به این گونه استدلالات و حرف ها ندارند، باید به دنبال کسانی در میان خود باشند که علاوه بر محبوبیت مردمی و امکان شکست دادن جناح راست، یا ارتباط بسیار خوبی با راس هرم قدرت در ایران داشته باشد، و یا به لحاظ شخصی یا خانوادگی و اصالت در آن حدی باشد که بتواند در هرم قدرت ایران تغییر ایجاد کند، یا حداقل موثر باشد. از این منظر اگر اصلاح طلبان نمی خواهند بر اساس بهینه ترین گزینه خود(یعنی حمایت از اعتدالیون راست) عمل کنند، بهینه دوم این جریان، به صورت مصداقی اشخاصی همچون کروبی(که البته امکان رای بالایی ندارد) و حسن خمینی(به عنوان کسی که هم رای خوبی در مناطق شهری و هم در روستاها دارد و هم در هرم قدرت ایران به لحاظ نام خانوادگی خود احتمالا موثرتر از سایرین می تواند عمل کند و شکست او فقط شکست اصلاح طلبان تلقی نخواهد شد، بلکه معانی مختلفی خواهد داشت و برای نظام هزینه زاست) هستند.
میرعلی گفت
صادق جان سلام،
در مورد حمایت از اعتدالیون راست من به شخصه کاملا مخالف این حرکتم، چراکه نمونه این چنین حرکتی رو درباره ریاست مجلس این دوره دیدیم و اینکه چه جوری لاریجانی با سیاست کاری اومد و رای اصلاح طلبها رو هم گرفت و بعدش توی کمیسیونها چه برنامه ای پیاده کرد. راست معتدل و افراطی الان کشور بر خلاف ادعاشون هیچ بنیان اخلاقی براشون تعریف نشده هست و بنابر این اعتمادی به اونها نمی شه کرد. تقلب در انتخابات هم جایی برای حتی خاتمی و سید حسن هم نمی ذاره. از الان هم می بینی احمدی نژاد داره از فرصت معرفی وزارت کشور سواستفاده می کنه و استاندارها رو اونطور که خودش می خواد می چینه. از الان معلومه چی می شه. انتخابات بعدی باید تحریم بشه و هیچ اصلاح طلبی روی اون بحث نکنه. 6 ماه اول برای اقایان خوش خوشان است بعد از 6 ماه فشار برنده شدن در انتخابات بی رقیب ببین چه می کنه با آقایون.
مهدي مصطفايي گفت
کپی فکر منو داری دنبال میکنی، من 6 ماه پیش طرح سید حسن خمینی رو در دستور قرار دادم منتها تا این لحظه بر هرکدام از سران راست و چپ مطرح کردم، پاسخی ندادند و فعلا همه سکوت کردهاند.
اگر شما هم در جو سازی رسانهای اش کمک کنید، ممنونتان میشوم، به نظر من سید حسن بهترین گزینه است و 20 میلیون رای هم میآورد.
یک مطلبی امروز یا فردا در این مورد مینویسم.
اینو چند ماه پیش نوشتم ولی فکر کنم خودنش در الان خالیاز لطف نباشه
http://negaheno.wordpress.com/2008/04/26/kandida-1
———————
صادق: کپی!!؟(عجب شهامتی داری پسر)… بهرحال من در وهله اول با عدم مشارکت یا حمایت مشخص از کاندیدای راست موافقم. و این طرح به نظرم از ناچاری است. همین. داعیه ای هم ندارم!!!
مهدي مصطفايي گفت
چه ربطی به شهامت داشت؟
من فقط گفتم من از 6 ماه پیش در حال رایزنی با بزرگان اصلاح طلب برای انتخاب گزینه راست میانه یا یک کاندیدای فراجناحی مانند ولایتی، بوده ام و در مطبوعات هم مقالاتی برای پیش زمینه سازی اش چاپ کردم، این چه ربطی به شهامت داشت؟
من خودم چون راستِ مدرنم حاضر به رو آوردن به کاندیدهای چپ گرا نیستم و به نظر من راستِ میانهای مانند ولایتی یا راستِ پراگماتیکی مانند قالیباف و یا حتی حسن روحانی برای طرح دولتِ وحدت ملی خوب اند، سید حسن خمینی هم که کلا بحثش جداست ولی محض اطلاع باید بگویم سید حسن اتفاقا راست نیست، مش چپ گرا دارد به دنباله روی از پدر و پدر بزرگش، ولی یک چپ میانه است و ما چون در عمل ندیدیمش نمیتوانیم بیشتر قضاوت کنیم، در هر حال شاید ذاتا یک سوسیال دموکرات باشد ولی برای این انتخابات به نظر من ما یا لیبرال دموکرات نیاز داریم یا یک محافظهکار راستگاری معتدل.
وسلام
این تحلیلی که جدیدا نوشتم را هم اگر وقت کردی بخوان ( تحلیلی بر 10 گزینه احتمالی اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری)
http://negaheno.wordpress.com/2008/07/16/kandida-2/
اینم فکر کنم برات جالب باشه، ( 8 نشانه افول احمدی نژاد و راستِ رادیکال)
http://negaheno.wordpress.com/2008/07/12/8-mark/
——————-
صادق: یکبار دیگر برو کامنت قبلی ات را بخوان تا ارتباطش را با شهامت و اینکه فرد باشهامتی هستی را متوجه شوی!
به هرحال بله سید حسن خمینی چپگراست هم به لحاظ منش سیاسی و هم اقتصادی ولی گفتم که اصلاح طلبان توانایی اینکه وارد انتخابات نشوند را ندارند(فهم و درایت بلندمدت مبتنی بر عمل کردن بر مبنای بهینه اولشان را ندارند) بنابراین چون می خواهند وارد شوند به صورت مستقل(نه با حمایت از راست ها) بهترین گزینه همان سیدحسن است. دلایلش هم متعدد است که جایش اینجا نیست.
مهدي مصطفايي گفت
در هر صورت شما اول باشید هم من قبول دارم، اسمش را بگذارید همفکری در زمانهای مشترک، مثله همون داستان گراهام بل
——————–
صادق: بحث بر سر این نیست. بر سر اینست که کسی که می رود یک جایی و لغت «کپی»!! را به کار می برد باید خیلی شهامت داشته باشد! بهرحال مسئله ای نیست. من هم گفتم که خوبه که دیگری ها هم اینطور فکر می کنند. اما لب لباب بحث من بر سر نیامدن بود و نه بحث سیدحسن خمینی
لاچین گفت
منم با این نظریه موافقم و فکر می کنم تنها کسی که احتمال رای اوردنش بالاست همین قالیباف هستش
با توجه به امکاناتی که داشته خوب واسه خودش تبلیغ مدیریت کرده و خودشو نشون داده
قالیباف اگر غلظت راستی بودنش زیاد هم که بشه از لحاظ مدیریتی فرد قوی هستش و پوپولیست نیست
آرزو گفت
شما هم که سیاسی می نویسین….
صندوقک گفت
تنها کسی که من در این چند سال دیدم کار مفیدی برای کشور انجام داده قالیباف است ، اما واقعا سخته که بخواهیم به کسی اعتماد کنیم.
مهدي گفت
نظر من هم- كه خيلي وقت است به اين نتيجه رسيده ام- اين است كه اصلاح طلبان در ازاي چند وزارتخانه از قاليباف حمايت كنند.
سيدحسن هم فايده ندارد چون اولا هيچ تجربه مديريتي ندارد و قاعدتا نبايد تاييد صلاحيت شود و ثانيا هم اينكه رئيس جمهور در ايران بايد از ابرو و وجهه خود بگذرد و با خيلي ها در بيافتد كه بعيد است سيدحسن چنين شخصي باشد.
سجاد گفت
امکان ندارد اجازه بدهند که قدرت به اصلاح طلبان برگردد و نماینده ی انان پیروز اعلام شود
مگر با حضور کسی مثل سید حسن که امدنش فقط در خیالات اصلاح طلبان شکل گرفته و مدام بال و پر داده می شود و خودش هرگز قبول نخواهد کرد
25mordad گفت
توجه ويژه براي وبلاگ نويس ها
جيره فيلم به وبلاگ نويس ها اکانت رايگان به عنوان هديه مي دهد . براي فرستادن اکانت شما به آدرس ميل خود کافي است که ايميل خود را………
http://25mordad.wordpress.com/2008/07/27/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D8%B6%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%A7/
goriz گفت
از آمدن قالیباف و ولایتی نوشتی. که اینان بهترند که بیایند تا خاتمی. اما اینکه آن ها چرا می توانند رای بیاورند، با اختلاف هم رای بیاورند چیزی ننوشتی، از اینکه چه پایگاهی در روستاها و دوردست نشینان دارند نگفتی. از طرفی به هم گونه ای نوشتی که انتخابات گویی نتایجش قابل اطمیانند و در جایی دیگر نوشتی که اگر خاتمی بیاید این صلاح هرم قدرت بوده است و این یعنی آن نام که از صندوق برون آید بهترین است برای هرم قدرت و اگر اینگونه باشد آیا صلاح نیست برای تداوم استبداد که باری دیگر احمدی نژاد از صندوق ها بیرون بیاید و خادم ملت شود؟ خاتمی را نمی پذیری چون هشت سال طلایی را به باد سپرد، آیا قالیباف را بدین جهت تایی می کنی که می تواند دم اهورایی اش آرمان های آن هشت سال را از نو برپا و سخت حمایت کند؟
من هم مقاله نوشتم در همین مورد انتخابان دهم، خوشحال میشم نظرت را داشته باشم :
http://www.goriz.wordpress.com
——————–
صادق:
1-در مورد اختلاف رای بارها نوشته ام که رای ریاست جمهوری در 4 شهر بزرگ ایران شکل می گیرد و نه در روستا ها و … ارنه کروبی در دوره قبل در 11 استان بالاترین رای را اورد!! اما تهران، مشهد، شیراز، تبریز، تعیین کننده بودند. رای آوری قالیباف در این شهرها کم نیست، حتی ولایتی و اگر رویشان کار شود به نظرم می توانند رای خوبی بیاورند.
2- در مورد خاتمی هم گفتم که خاتمی نمی آید مگر اینکه آقای خامنه ای از او بخواهد. یعنی خاتمی بداند که ارکان قدرت سر کارش نمی گذارند. و اگر انطور بشود بله آمدن خاتمی بهینه است
3-خاتمی را بخاطر این که نمی تواند در این شرایط مفید باشد نپذیرفتم نه به خاطر به باد دادن چیزی…. نخیر قالیباف را به این جهت تایید می کنم که از جنس هیئت حاکمه است. و بنابراین می تواند خیلی بهتر موثر باشد تا خاتمی(آرمان ها هم مال آنهایی که با تصور آرمان ها حال می کنند.)