<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: اقتصاد رفتاری چیست؟</title>
	<atom:link href="http://alhosseini.org/2008/07/07/200-2/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://alhosseini.org/2008/07/07/200-2/</link>
	<description>گاه نوشت های محمدصادق الحسینی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Feb 2012 12:06:41 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<item>
		<title>توسط: اردوان</title>
		<link>http://alhosseini.org/2008/07/07/200-2/#comment-3730</link>
		<dc:creator><![CDATA[اردوان]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 03 Jun 2011 11:10:51 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.wordpress.com/?p=237#comment-3730</guid>
		<description><![CDATA[ممنون مقاله بسیار خوبی بود من دنبال مقاله ای بودم برای درک بهتر اقتصاد رفتاری واسه مباحث درس جهانی شدن . خیلی مفید بود.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون مقاله بسیار خوبی بود من دنبال مقاله ای بودم برای درک بهتر اقتصاد رفتاری واسه مباحث درس جهانی شدن . خیلی مفید بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: مقالات مفید &#171; کوی تعادل</title>
		<link>http://alhosseini.org/2008/07/07/200-2/#comment-3439</link>
		<dc:creator><![CDATA[مقالات مفید &#171; کوی تعادل]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Dec 2010 10:15:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.wordpress.com/?p=237#comment-3439</guid>
		<description><![CDATA[[...] اقتصاد رفتاری چیست؟ [...]]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] اقتصاد رفتاری چیست؟ [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: Peyman</title>
		<link>http://alhosseini.org/2008/07/07/200-2/#comment-1158</link>
		<dc:creator><![CDATA[Peyman]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 13 Jul 2008 00:49:59 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.wordpress.com/?p=237#comment-1158</guid>
		<description><![CDATA[حاصل نوشته ها یک دفاعیه در مورد بازار شد ! :) .]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حاصل نوشته ها یک دفاعیه در مورد بازار شد ! <img src='http://s0.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: پیمان</title>
		<link>http://alhosseini.org/2008/07/07/200-2/#comment-1137</link>
		<dc:creator><![CDATA[پیمان]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 16:56:31 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.wordpress.com/?p=237#comment-1137</guid>
		<description><![CDATA[من کامنت هام رو در همین پست ادامه می دهم .

قرار بود بنویسم . که البته نوشتم . من تقریبا 6 صفحه ریز ریز دست نویس کردم . به نظر خودم می تونم نشون بدم که با فرض ایده آل شناخت فیزیولوژیکی کامل افراد جامعه ما می تونیم بازار رو حذف کنیم .
فقط محض اینکه بحث به بی راهه نره لازمه بگم : من دقیقا باب مخالفت گذاشتم برای محکم کردن دلایلمون . هم دلایل شما و هم خودم . من به نظام بازار آزاد به نوعی می تازم چرا که حدسم اینه که می تونه کاملا از پس انتقادات بر بیاد . ولی اگر دفاعیات ما کلی و سطحی باشن و در برخی مواقع نادرست حتی نتیجه ش اینه که بازار به درستی شناسایی نمی شه . 
من طی نوشته هام تا جایی که شده سعی کردم کمال انصاف رو نگه دارم و علاوه بر اینکه سعی کردم استدلال ضعیف برای دفاع از بازار رو به تصویر بکشم در پی جواب دادن به انتقادات هم بر اومدم .

و پیرامون بحثمون راستش من نقد لوکاس رو به یاد نمی آرم ( شاید هم اصلا نخواندم ) ولی در مورد کمی بودن ترجیحات به نظرم مناسبتی با بحث نداره و اصلا به کمی کردن نیازی نیست . اگر چه خیلی وسوسه کننده ست که باید کمی بشن مثلا تا بشه به شناخت بین فردی دست پیدا کرد ولی نیاز نیست .
ولی کل داستان رو می شه به نحو دیگه ای جواب داد که سعی می کنم منتشر کنم تو جایی مثه وبلاگ . اتفاقا این جوابیه که به نظر می آد میزس هم داشته تلاش می کرده بگه . حالا من از مطالبش درست متوجه نشده بودم ولی الآن که نوشته ها رو مقایسه می کنم حس می کنم به تکرار حرف های اون مبادرت کردم .

موفق باشی 
:)]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من کامنت هام رو در همین پست ادامه می دهم .</p>
<p>قرار بود بنویسم . که البته نوشتم . من تقریبا 6 صفحه ریز ریز دست نویس کردم . به نظر خودم می تونم نشون بدم که با فرض ایده آل شناخت فیزیولوژیکی کامل افراد جامعه ما می تونیم بازار رو حذف کنیم .<br />
فقط محض اینکه بحث به بی راهه نره لازمه بگم : من دقیقا باب مخالفت گذاشتم برای محکم کردن دلایلمون . هم دلایل شما و هم خودم . من به نظام بازار آزاد به نوعی می تازم چرا که حدسم اینه که می تونه کاملا از پس انتقادات بر بیاد . ولی اگر دفاعیات ما کلی و سطحی باشن و در برخی مواقع نادرست حتی نتیجه ش اینه که بازار به درستی شناسایی نمی شه .<br />
من طی نوشته هام تا جایی که شده سعی کردم کمال انصاف رو نگه دارم و علاوه بر اینکه سعی کردم استدلال ضعیف برای دفاع از بازار رو به تصویر بکشم در پی جواب دادن به انتقادات هم بر اومدم .</p>
<p>و پیرامون بحثمون راستش من نقد لوکاس رو به یاد نمی آرم ( شاید هم اصلا نخواندم ) ولی در مورد کمی بودن ترجیحات به نظرم مناسبتی با بحث نداره و اصلا به کمی کردن نیازی نیست . اگر چه خیلی وسوسه کننده ست که باید کمی بشن مثلا تا بشه به شناخت بین فردی دست پیدا کرد ولی نیاز نیست .<br />
ولی کل داستان رو می شه به نحو دیگه ای جواب داد که سعی می کنم منتشر کنم تو جایی مثه وبلاگ . اتفاقا این جوابیه که به نظر می آد میزس هم داشته تلاش می کرده بگه . حالا من از مطالبش درست متوجه نشده بودم ولی الآن که نوشته ها رو مقایسه می کنم حس می کنم به تکرار حرف های اون مبادرت کردم .</p>
<p>موفق باشی  <img src='http://s0.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: Peyman</title>
		<link>http://alhosseini.org/2008/07/07/200-2/#comment-1123</link>
		<dc:creator><![CDATA[Peyman]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Jul 2008 10:57:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.wordpress.com/?p=237#comment-1123</guid>
		<description><![CDATA[صادق جان
دیشب بحث ها خوب پیش رفت . من سعی می کنم نشون بدم که جایگزینیه بازار ممکنه . این تقریبا باعث می شه که خیلی خوب بتونیم خصوصیات بازار رو نشون بدیم . صحبت های کامنت آخرت هم خیلی قاطع هستن . مخصوصا در مورد عددی کردن ترجیحات . این پاشنه آشیله . من دارم سعی می کنم مدل چیزی که قصد بیانش رو دارم بسازم . تا الآن هم به نتایج جالبی رسیدم . به مرور به بحث اضافه می کنم .
کوتاه که بگم دارم سعی می کنم انحرافاتی تو مدل نیو کلاسیک ایجاد بکنم ببینم چی می شه .]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>صادق جان<br />
دیشب بحث ها خوب پیش رفت . من سعی می کنم نشون بدم که جایگزینیه بازار ممکنه . این تقریبا باعث می شه که خیلی خوب بتونیم خصوصیات بازار رو نشون بدیم . صحبت های کامنت آخرت هم خیلی قاطع هستن . مخصوصا در مورد عددی کردن ترجیحات . این پاشنه آشیله . من دارم سعی می کنم مدل چیزی که قصد بیانش رو دارم بسازم . تا الآن هم به نتایج جالبی رسیدم . به مرور به بحث اضافه می کنم .<br />
کوتاه که بگم دارم سعی می کنم انحرافاتی تو مدل نیو کلاسیک ایجاد بکنم ببینم چی می شه .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: Peyman</title>
		<link>http://alhosseini.org/2008/07/07/200-2/#comment-1121</link>
		<dc:creator><![CDATA[Peyman]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Jul 2008 20:20:51 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.wordpress.com/?p=237#comment-1121</guid>
		<description><![CDATA[بذار دقیق پیش بریم .
اول هم گفتم . صحبت روی سر حد اقتصاد رفتاریه . یعنی شرایطی که بشه فرآیند شکل گیریه یک نوع نگاه در ذهن فرد رو فهمید . اینجا یه بحث داریم که اصلا این فرآیند مکانیکی هست یا نه . اینکه متغیر ها زیادن اگر چه باعث مشکل بشه ولی به لحاظ نظری خیلی آسیب نمی زنه . می شه فرض کرد که محیط خیلی بی تنش باشه . یا اینکه حتی متغیر ها رو به حساب می آوریم . به نظر من اصل روی نگاه فرد روی موضوعه . اگر این فرآیند قابل بازسازی باشه مستقیما به این نتیجه میر سیم که می شه قیمت رو &quot; بدون بازار &quot; تعیین کرد . 
درست می گی که این بحث مورد دفاع طرفداران کنترل مرکزیه . اتفاقا من هم از این ناحیه حساس شدم . &quot; آیا واقعا آلترناتیوی برای بازار در اختیار داریم با اقتصاد رفتاری ؟ &quot; 

اگر تکلیف این بحث روشن نشه دقیقا چیزیه که می تونه ادعای کنترل مرکزی رو پر رنگ بکنه .
در مورد پیش بینی قیمت هم به نظرم هر نوع پیش بینی صرفا حدسه . یک حدس که اگر فراگیر بشه کارایی خودش رو از دست می ده . دقیقتر اینه که قیمت رو می تونیم تعیین کنیم . مثلا در بلند مدت با فرض عدم تغییر . ولی با این بحث جدید دقیقا نیازی به بازار از این جهت که قیمت رو بده احساس نمی شه . 

به نظرم باید در فروضی که من قرار دادم نگاهی بندازیم . ایرادی باشه از اونجاست .
-----------------------
صادق: در کامنت قبلی هم گفتم زیاد بودن متغیرها مهم نیست. مهم اینه که این ضرایب ثابتی برای متغیرها عملا در دنیای واقعی نمی تونه وجود داشته باشه. بنابراین پیش بینی کردن مقادیر عملا به لحاظ نظری غیرممکن می شه.(چیزی شبیه به انتقاد لوکاس از سنجی) من در کامنت های قبلی هم گفتم. فقط ذهن یک فرد نیست که این متغیرهای زیاد رو هماهنگ می کنه. بلکه این تعدیل اذهان با یکدیگر و همچنین این برآیند ذهنی خیلی مهمه. شناخت ذهن یک فرد لزوما به توانایی برای پیش بینی کردن قیمت منتهی نمیشه. چرا که باید این فرآیند را شناخت. این فرآیند هم فرآیند قیمت گذاری در بازار است.(که یکی از مولفه هاش ذهنیت افراد است) این فرآیند هم فقط در نظام بازار قابل اتفاق افتادن است. و اگر این نظام را برداری تمام آن شناخت ها بی معنا می شود. چرا که توانایی پیش بینی(البته بیشتر تاریخی و حتی مبتنی بر ترجیحات) صرفا به معنای توان پیش بینی است نه توان برساخت فرآیندی که آن پیش بینی را محقق می کند! از سوی دیگر ما امکان جمع کردن ترجیحات گوناگون و متضاد و ... و عددی کردن آنها را نداریم، امکانی که بواسطه خود قیمت بوجود می آید(ترجیحات که قابل عددی شدن نیستند) و قیمت تنها چیزی است که در این میان عددی می شود. بنابراین بر ساختن ساختاری که نمی تواند هیچ گونه معیار عددی برای طی فرآیند ساخت یک عددی مثل قیمت داشته باشد، ممکن نیست.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بذار دقیق پیش بریم .<br />
اول هم گفتم . صحبت روی سر حد اقتصاد رفتاریه . یعنی شرایطی که بشه فرآیند شکل گیریه یک نوع نگاه در ذهن فرد رو فهمید . اینجا یه بحث داریم که اصلا این فرآیند مکانیکی هست یا نه . اینکه متغیر ها زیادن اگر چه باعث مشکل بشه ولی به لحاظ نظری خیلی آسیب نمی زنه . می شه فرض کرد که محیط خیلی بی تنش باشه . یا اینکه حتی متغیر ها رو به حساب می آوریم . به نظر من اصل روی نگاه فرد روی موضوعه . اگر این فرآیند قابل بازسازی باشه مستقیما به این نتیجه میر سیم که می شه قیمت رو &#8221; بدون بازار &#8221; تعیین کرد .<br />
درست می گی که این بحث مورد دفاع طرفداران کنترل مرکزیه . اتفاقا من هم از این ناحیه حساس شدم . &#8221; آیا واقعا آلترناتیوی برای بازار در اختیار داریم با اقتصاد رفتاری ؟ &#8221; </p>
<p>اگر تکلیف این بحث روشن نشه دقیقا چیزیه که می تونه ادعای کنترل مرکزی رو پر رنگ بکنه .<br />
در مورد پیش بینی قیمت هم به نظرم هر نوع پیش بینی صرفا حدسه . یک حدس که اگر فراگیر بشه کارایی خودش رو از دست می ده . دقیقتر اینه که قیمت رو می تونیم تعیین کنیم . مثلا در بلند مدت با فرض عدم تغییر . ولی با این بحث جدید دقیقا نیازی به بازار از این جهت که قیمت رو بده احساس نمی شه . </p>
<p>به نظرم باید در فروضی که من قرار دادم نگاهی بندازیم . ایرادی باشه از اونجاست .<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
صادق: در کامنت قبلی هم گفتم زیاد بودن متغیرها مهم نیست. مهم اینه که این ضرایب ثابتی برای متغیرها عملا در دنیای واقعی نمی تونه وجود داشته باشه. بنابراین پیش بینی کردن مقادیر عملا به لحاظ نظری غیرممکن می شه.(چیزی شبیه به انتقاد لوکاس از سنجی) من در کامنت های قبلی هم گفتم. فقط ذهن یک فرد نیست که این متغیرهای زیاد رو هماهنگ می کنه. بلکه این تعدیل اذهان با یکدیگر و همچنین این برآیند ذهنی خیلی مهمه. شناخت ذهن یک فرد لزوما به توانایی برای پیش بینی کردن قیمت منتهی نمیشه. چرا که باید این فرآیند را شناخت. این فرآیند هم فرآیند قیمت گذاری در بازار است.(که یکی از مولفه هاش ذهنیت افراد است) این فرآیند هم فقط در نظام بازار قابل اتفاق افتادن است. و اگر این نظام را برداری تمام آن شناخت ها بی معنا می شود. چرا که توانایی پیش بینی(البته بیشتر تاریخی و حتی مبتنی بر ترجیحات) صرفا به معنای توان پیش بینی است نه توان برساخت فرآیندی که آن پیش بینی را محقق می کند! از سوی دیگر ما امکان جمع کردن ترجیحات گوناگون و متضاد و &#8230; و عددی کردن آنها را نداریم، امکانی که بواسطه خود قیمت بوجود می آید(ترجیحات که قابل عددی شدن نیستند) و قیمت تنها چیزی است که در این میان عددی می شود. بنابراین بر ساختن ساختاری که نمی تواند هیچ گونه معیار عددی برای طی فرآیند ساخت یک عددی مثل قیمت داشته باشد، ممکن نیست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: Peyman</title>
		<link>http://alhosseini.org/2008/07/07/200-2/#comment-1120</link>
		<dc:creator><![CDATA[Peyman]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Jul 2008 19:56:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.wordpress.com/?p=237#comment-1120</guid>
		<description><![CDATA[صادق البته کاملا درست می گی که ذهنی بودن تعریفش اینه که هر کس دید خودش رو بر اساس ذهن خودش در مورد شیی بیرونی داره . ولی پیامد این قضیه اینه که قیمت شکل میگی ره . در عین حال ما به این علت پیش بینی نمیتونیم بکنیم بازار رو که از ذهن فرد خبر نداریم . قیمت هم که صرفا ذهن و برآورد جمع روی یک موضوعه . روی یک کالا . ولی خبری از ذهن فرد نمی ده . مثل دما که مربوط می شه به متوسط جنبش مولکول های یک ظرف . ولی ما از میزان جنبش تک تک مولکول ها اطلاعی نداریم . حالا اگر ما بتونیم نحوه شکل گیریه ارزش ها در ذهن فرد و انتظارات فردی رو بشناسیم چرا نباید بتونیم قیمت رو پیش بینی بکنیم ؟ 
اینجا حقیقتا بحث اطلاعات کامل نیست که فرض محالیه درست ! ولی کاملا ممکنه بشه حدود قیمت رو بدون بازار تعیین کرد .
و ضمنا تغییر انتظارات و ترجیحات به واسطه اطلاعات کاملا درسته . که مربوط به این حوزه نیست . ولی به هر حال بعید نیست که بشه دینامیک تغییرات ترجیخات رو هم رصد کرد . 
ضمنا این رو هم می دونی که من طرفدار قیمت ذهنی ام . در واقع کی نیست ؟! ولی این موضوع اقتصاد رفتاری با این رویکرد به نظرم واقعا ضربه می زنه . از اینکه بحث رو پیش ببری خوشحال می شم . 
:)
---------------------
صادق: ما فقط به خاطر اینکه از ذهن فرد خبر نداریم نمی تونیم قیمت رو مکانیکی کنیم، بلکه کلی متغیر دیگر هم وجود داره از جمله تغییرات مداوم هم در ترجیحات و هم در محیط پیرامونی و همچنین تلفیق این ترجیحات مختلف با یکدیگر. در ضمن می دانی که قیمت که یک عدد مشخص نیست، یک فرآیند مشخص است. و این فرآیند که مدام در حال عوض شدن و .... است. در ضمن ما همین الان هم می تونیم قیمت رو پیش بینی بکنیم!! بحث که پیش بینی قیمت نیست. بحث اینه که می دونیم که این پیش بینی فلان مقدار خطا داره و حتی می تونه به دلیل هزار و یک دلیل پیش بینی نشده که در مدل ما وارد نشده اند، کاملا غلط از آب در بیاد. اگر هم بر فرض محال همه چیز را بتوانیم در مدل وارد کنیم که دیگر آن مدل، مدل نیست، واقعیت است! و خب همانطور که گفتم این ذهن خوانی چیز جدیدی به ما نمی ده. جز این که احتمال پیش بینی قیمت ها رو افزایش می ده. ولی امکان قیمت گذاری و یا استقرار یک سیستم مرکزی را نمی دهد(چیزی که مطلوب کسانی است که از ذهنی نبودن قیمت ها دفاع می کنند)
نمی فهمم که چرا فکر میکنی این موضوع به اقتصاد رفتاری ضربه می زنه؟!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>صادق البته کاملا درست می گی که ذهنی بودن تعریفش اینه که هر کس دید خودش رو بر اساس ذهن خودش در مورد شیی بیرونی داره . ولی پیامد این قضیه اینه که قیمت شکل میگی ره . در عین حال ما به این علت پیش بینی نمیتونیم بکنیم بازار رو که از ذهن فرد خبر نداریم . قیمت هم که صرفا ذهن و برآورد جمع روی یک موضوعه . روی یک کالا . ولی خبری از ذهن فرد نمی ده . مثل دما که مربوط می شه به متوسط جنبش مولکول های یک ظرف . ولی ما از میزان جنبش تک تک مولکول ها اطلاعی نداریم . حالا اگر ما بتونیم نحوه شکل گیریه ارزش ها در ذهن فرد و انتظارات فردی رو بشناسیم چرا نباید بتونیم قیمت رو پیش بینی بکنیم ؟<br />
اینجا حقیقتا بحث اطلاعات کامل نیست که فرض محالیه درست ! ولی کاملا ممکنه بشه حدود قیمت رو بدون بازار تعیین کرد .<br />
و ضمنا تغییر انتظارات و ترجیحات به واسطه اطلاعات کاملا درسته . که مربوط به این حوزه نیست . ولی به هر حال بعید نیست که بشه دینامیک تغییرات ترجیخات رو هم رصد کرد .<br />
ضمنا این رو هم می دونی که من طرفدار قیمت ذهنی ام . در واقع کی نیست ؟! ولی این موضوع اقتصاد رفتاری با این رویکرد به نظرم واقعا ضربه می زنه . از اینکه بحث رو پیش ببری خوشحال می شم .  <img src='http://s0.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
صادق: ما فقط به خاطر اینکه از ذهن فرد خبر نداریم نمی تونیم قیمت رو مکانیکی کنیم، بلکه کلی متغیر دیگر هم وجود داره از جمله تغییرات مداوم هم در ترجیحات و هم در محیط پیرامونی و همچنین تلفیق این ترجیحات مختلف با یکدیگر. در ضمن می دانی که قیمت که یک عدد مشخص نیست، یک فرآیند مشخص است. و این فرآیند که مدام در حال عوض شدن و &#8230;. است. در ضمن ما همین الان هم می تونیم قیمت رو پیش بینی بکنیم!! بحث که پیش بینی قیمت نیست. بحث اینه که می دونیم که این پیش بینی فلان مقدار خطا داره و حتی می تونه به دلیل هزار و یک دلیل پیش بینی نشده که در مدل ما وارد نشده اند، کاملا غلط از آب در بیاد. اگر هم بر فرض محال همه چیز را بتوانیم در مدل وارد کنیم که دیگر آن مدل، مدل نیست، واقعیت است! و خب همانطور که گفتم این ذهن خوانی چیز جدیدی به ما نمی ده. جز این که احتمال پیش بینی قیمت ها رو افزایش می ده. ولی امکان قیمت گذاری و یا استقرار یک سیستم مرکزی را نمی دهد(چیزی که مطلوب کسانی است که از ذهنی نبودن قیمت ها دفاع می کنند)<br />
نمی فهمم که چرا فکر میکنی این موضوع به اقتصاد رفتاری ضربه می زنه؟!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: Peyman</title>
		<link>http://alhosseini.org/2008/07/07/200-2/#comment-1119</link>
		<dc:creator><![CDATA[Peyman]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Jul 2008 18:40:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.wordpress.com/?p=237#comment-1119</guid>
		<description><![CDATA[به نظر من هم خسته نباشید داره .
از اون جایی که این علم ممکنه روی نحوه قضاوت افراد بر روی کالا ها تحقیق بکنه ( که می دونم این کار رو می کنه ) ممکنه بتونه به توصیفی مکانیکی از نحوه ارزش گذاریه کالا از طرف شخص دست پیدا بکنه . اونوقت یکی از فروض زیر سوال می ره . اون هم ذهنی بودن قیمته . چون اونوقت می شه کالای بیرونی رو در اختیار یک برنامه کامپیوتری با اطلاعات انبوه بذاریم و بگیم بگو که این کالا قیمتش چقدر می شه در اون صورت قیمت عینی می شه .
-----------------
صادق: بحث این که قیمت امری ذهنی است و این که بر فرض محال چیزی یا دستگاهی امکان ارزش گذاری کالا از طرف شخص را پیدا کند به این معناست که ذهن خوانی کرده است.(که البته محال است چرا که روند قیمت گذاری، فقط ناشی از وجود اطلاعات نیست. بلکه ناشی از تغییر مدام این اطلاعات و تغییر سلیقه های ذهنی و تغییر نگرش هاست. که اصولا قابل پیش بینی نیست. این بیشتر مثل این می ماند که بگوییم در آینده چون امکان این وجود دارد که بدانیم مردم چه فکر می کنند در نتیجه دیگر نیازی به رای گیری نیست و سیستمی حاوی اطلاعات انبوه می تواند رئیس جمهور اصلح و مورد اعتماد مردم را انخاب کند!) و خب این به معنای ذهنی نبودن قیمت نیست. مهمترین فاکتور در بحث ذهنی بودن قیمت این است که قیمت بیش از هر چیز ناشی از سلیقه، ترجیحات و مطلوبیت افراد است تا قیمت تمام شده کالاها. و اصولا ذهنی بودن قیمت گذاری در برابر این ایده قرار می گیرد.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نظر من هم خسته نباشید داره .<br />
از اون جایی که این علم ممکنه روی نحوه قضاوت افراد بر روی کالا ها تحقیق بکنه ( که می دونم این کار رو می کنه ) ممکنه بتونه به توصیفی مکانیکی از نحوه ارزش گذاریه کالا از طرف شخص دست پیدا بکنه . اونوقت یکی از فروض زیر سوال می ره . اون هم ذهنی بودن قیمته . چون اونوقت می شه کالای بیرونی رو در اختیار یک برنامه کامپیوتری با اطلاعات انبوه بذاریم و بگیم بگو که این کالا قیمتش چقدر می شه در اون صورت قیمت عینی می شه .<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
صادق: بحث این که قیمت امری ذهنی است و این که بر فرض محال چیزی یا دستگاهی امکان ارزش گذاری کالا از طرف شخص را پیدا کند به این معناست که ذهن خوانی کرده است.(که البته محال است چرا که روند قیمت گذاری، فقط ناشی از وجود اطلاعات نیست. بلکه ناشی از تغییر مدام این اطلاعات و تغییر سلیقه های ذهنی و تغییر نگرش هاست. که اصولا قابل پیش بینی نیست. این بیشتر مثل این می ماند که بگوییم در آینده چون امکان این وجود دارد که بدانیم مردم چه فکر می کنند در نتیجه دیگر نیازی به رای گیری نیست و سیستمی حاوی اطلاعات انبوه می تواند رئیس جمهور اصلح و مورد اعتماد مردم را انخاب کند!) و خب این به معنای ذهنی نبودن قیمت نیست. مهمترین فاکتور در بحث ذهنی بودن قیمت این است که قیمت بیش از هر چیز ناشی از سلیقه، ترجیحات و مطلوبیت افراد است تا قیمت تمام شده کالاها. و اصولا ذهنی بودن قیمت گذاری در برابر این ایده قرار می گیرد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: محمدرضا فرهادی پور</title>
		<link>http://alhosseini.org/2008/07/07/200-2/#comment-1118</link>
		<dc:creator><![CDATA[محمدرضا فرهادی پور]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Jul 2008 13:03:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.wordpress.com/?p=237#comment-1118</guid>
		<description><![CDATA[خسته نباشید. جالب بود.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خسته نباشید. جالب بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

