بایگانیِ ژوئیه, 2008

جنگ خواب دیده ایم

جنگ، هواپیماهای غول پیکر، «من»، «ما»ی بی دفاع، حرکت موج وار و وحشت انگیز جت ها و بمب افکن ها بر فراز شهر، ریختن انواع و اقسام بمب ها و انفجارهای پی در پی و ویران شدن خانه ها و ویرانی انسان ها، هم آنها که می مردند و هم آنها که می کشتند.

دیشب خواب می دیدم، همه این ها را. و چقدر وحشت زده بودم. تا آن حد که صبح با صدای عبور ماشینی در خیابان، وحشت زده از خواب پریدم.

این تصاویر واقعی(به معنای که ممکن و نزدیک) بودند. هم در خواب و هم در بیداری.

جنگ فاجعه ای است که البته انسانیت تام و تمام آن را می آفریند… از جنگ بهراسیم که هراسیدنی است.

معمولا دو، سه شب در هفته خواب می بینم، اما همه را به محض بیداری فراموش کرده ام(بنابراین شاید تعدادش بیشتر از این حرف ها باشد) همه هم غالبا انتزاعی و نمادین! است. اما بعضی از خواب ها فراموش نمی شوند. بدتر از همه این است که نمی دانیم اینها و آنها چه خوابی برایمان دیده اند.

(7) دیدگاه

قانون؟؟!!

رئیس جمهور در اقدامی بسیار تکراری و آشکارا ضایع، آنقدر وزیر به مجلس معرفی نمی کند تا مهلت تمام شود! بعد در آخرین لحظه ها می گوید مجلسی ها اگر فلانی را تایید نکنید، کشور برای مدت زیادی بی وزیر می ماند و خلاصه مجلس را تحت فشار می گذارد. درمذاکراتی هم که شده ظاهرا اقتصاددان های مجلس به وزارت صمصامی به خاطر اندکی بچه بودن! و بی تجربه بودن و شوخی نبودن وزارت اقتصاد، رضایت نداده اند، و احتمال افتادنش زیاد بوده. در نتیجه به نظر می رسه که حتی این تاکتیک مزخرف وقت کشی هم جواب نداده!
تا جایی که بالاخره با له و لورده کردن قانون، رئیس جمهور از مقام رهبری اجازه ادامه کار صمصامی به عنوان سرپرست را گرفته(+). از یک طرف تاسف باره از طرف دیگر خنده دار. احمدی نژاد خیلی مفت دارد خودش را خرج می کند. همانطور که هفت ماه پیش هم گفتم، باز هم می گویم: احمدی نژاد تمام شد! (نباید از این اقدامات بی خود گذشت. برای این کار احمدی نژاد همه جناح ها باید کلی برایش هزینه بتراشند تا این کارها باب نشود. خطرناک است)

راستی می دانید بچه های شهید بهشتی چه اسمی بر روی صمصامی گذاشته بودند؟؟!!

(4) دیدگاه

پویان مشایخ و وام های مسکن در آمریکا

اول) مصاحبه با پویان مشایخ را در روزنامه سرمایه بخوانید. خصوصا اگر می خواهید به خوبی بفهمید در آمریکا و در جریان بحران وام های مسکن چه اتفاقی افتاده است. خصوصا این که پویان از نزدیک با این جریان درگیر بوده. (این هم وبلاگ پویان است)

دوم) جلسه دیروز حامد با خانم ها آروین و توحیدلو رو از دست دادم!(چند روزی بود که به دنیای مجازی سر نزده بودم) جالب است : مرد اقتصاددان، زنان جامعه شناس!

سوم) پیمان در وبلاگش بحث بسیار خوبی را با خودش راه انداخته و دارد خوب فکر می کند. اقتصادی ها حتما بخوانند.(لینک اصلاح شد)

چهارم) ظاهرا در جلسه تشیع جنازه خسرو شکیبایی، وزیر تا آمده پیام رئیس جمهور را بخواند، ملت شروع کرده اند به هو کشیدن! یکی از حضار می گفت که دست آخر هم نتوانسته پیام را بخواند!

(8) دیدگاه

قیمت واقعی نفت در طول تاریخ

دکتر احمدی نژاد بارها در مقابل این سوال که قیمت نفت بالاست پس چرا وضعیت مملکت خوب نشده است، پاسخ داده اند که : قیمت نفت الان با توجه به تورم و افزایش قیمت های جهانی نسبت به چند ده سال گذشته نه تنها بیشتر نیست بلکه کمتر هم شده است.(نقل به مضمون. لینک را پیدا نکردم. آقا چقدر این دکتر حرف می زند، از انبوهگی لینک ها نمی توان هیچی پیدا کرد.)

اما واقعا چنین است؟ آیا قیمت واقعی نفت(قیمتی که با توجه به تورم و قدرت خرید دلار در یک سال مبدا واقعی می شود) هم اکنون از قیمت های پیشین کمتر است؟ برای بررسی دقیق این صحبت در زیر نموداری را می بینید که در آن قیمت های واقعی نفت نسبت به سال پایه 2007 از ابتدای پیدایش نفت در ایران یعنی سال 1907 آمده است.
در این نمودار مشاهده می کنید که قیمت واقعی نفت در طول تاریخ غیر از سال اخیر از 93 دلار به ازای هر بشکه در سال 1980(آن هم در شوک دوم نفتی) بیشتر نشده بود. اما الان قیمت نفت چیزی حدود 135 دلار است. همچنین مشخص است که این شوک نفتی بسیار زود فروکش کرد و قیمت نفت کمتر از یکسال بالای نود دلار باقی ماند. بطوری که حتی در سال 1986 قیمت نفت به حدود 26 دلار رسید.
اما اکنون پس از 4 سال که از سال 2003 می گذرد، قیمت نفت روز به روز بیشتر می شود. عده ای از کارشناسان افزایش قیمت نفت را تا سال 2005 تا حد بسیاری ناشی از افزایش بهره وری انرژی و رشد سریع دنیا می دانستند و آن را امری طبیعی تلقی می کردند. اما پس از 2005 که جهش های عجیب نفت به صورت مداوم ادامه یافته است، قیمت نفت به یکی از مصیبت های جهانی تبدیل شده است. البته نه فقط برای کشورهایی که وارد کننده نفت هستند، بلکه بیشتر برای کشورهای صادر کننده، چرا که این پول های بادآورده است که این کشورها را به فنا می دهد. همانطور که بطور مثال در شوک اول نفتی که در نمودار هم در فاصله سال های 1973 و 1974 مشخص است، اقتصاد ایران از رشد متوسط حدود 9 درصد به رشد منفی یک درصدی سال 56 رسید. می دانیم که با توجه به دردسرهای جهانی و همچنین کمرنگ شدن عقلانیت خصوصا در قوه مجریه و پیش بینی ناپذیری که ناشی از سیاست های لحظه ای و دم دمی مزاجانه دولت نهم است، این سال ها می تواند حتی خطرناک تر از سالهای پس از 1973(مطابق با سال 1352 شمسی) برای اقتصاد و آینده ایران باشد.

(منبع داده ها BP است).

پس نوشت: این هم لینکی از حرف های بی ربط و نادرست رئیس ایرانی امور مجامع اوپک که گفته است:»قیمت واقعی نفت الان برابر همان 32 دلار 1982 است!!!)

(2) دیدگاه

انتخابات ریاست جمهوری و استراتژی بهینه دوم خردادی ها

در حالی که کمتر از یکسال به انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی مانده، تحرکات انتخاباتی خصوصا در جناح دور از قدرت یعنی جناح موسوم به اصلاحات شدت گرفته است. این جناح پس از تجدید سناریوی تکراری و نامفهوم دعوت از میرحسین موسوی(که وجه اصلاح طلب بودنش مشخص نیست در کجایش نهفته است!) دست به دامان سیدمحمد خاتمی شده اند. و چقدر این سیاست سطحی شده و بازیگران به اصطلاح اصلاح طلب و سطحی سیاست پیچیده ایران(سیاستی که رشته و نخ و سرنخ آن در دست جناح راست است) بد عمل می کنند و چقدر شرایط را نمی شناسند. البته این بعید نبود چرا که مگر همین ها نبودند که هشت سال طلایی را به طرفه العینی بر باد دادند؟! به هر حال نکاتی به نظرم رسیده است که در زیر می گویم.(خصوصا اینکه پس از این نوشته در نقد زیدآبادی، بسیاری از دوستان گمان کردند که به حضور خاتمی در انتخابات دل بسته ام که البته چه سوءبرداشت بدی بود! همین جا بگویم که اعتقادم همان است که در همان نوشته بود. پس این تغییر موضع تلقی نشود.)

بزودی مقاله کاملی در این خصوص در روزنامه اعتماد خواهم نوشت. فعلا این چند ایده خام را ببینید و نظرتان را بگویید.

اول) بهترین گزینه برای اصلاح طلبان (منظورم مناسب ترین گزینه برای آینده کشور، آینده اصلاح طلبی و حتی آینده اصلاح طلبان است) در انتخابات پیش روی، عدم معرفی کاندیدا از داخل این جریان و حمایت از یکی از عقلا و معتدلان جناح راست، که در شهرهای بزرگ می تواند احمدی نژاد را شکست دهد، و همچنین احیانا حمایت ضمنی از فردی(در داخل یا خارج از جناح اصلاح طلب) که می تواند در شهرستان های کوچک و روستاها احمدی نژاد را شکست دهد، می باشد. حمایتی که حداقل موجب وام داری این فرد به جریان اصلاح طلبی می شود و این شکافی که در جناح راست بوجود آمده را تقویت می کند که برای رشد و دموکراسی در کشور این شکاف بسیار حیاتی است. در وضعیت کنونی(که البته بسیار متغیر است) به نظر می رسد که امثال ولایتی بهترین گزینه ها هستند(کسانی همچون ناطق نوری هرچند نیروهای خوبی در این شرایط هستند اما امکان رای آوری پایین تری دارند). همچنین از آنجایی که کروبی هم از کاندیدهای احتمالی خواهد بود، اصلاح طلبان می توانند حمایت ضمنی هم از ایشان داشته باشند، چرا که به نظر می رسد کروبی توانایی سوزاندن رای احمدی نژاد در روستاها و شهرستانهای کوچک را دارد.(توانایی که هم اکنون به غیر از احمدی نژاد در شخص دیگری سراغ ندارم)

دوم) از آنجایی که به نظر می رسد با توجه به عطش اصلاح طلبان برای ورود به قدرت، و همچنین تحریکات بخشی از جناح راست در این جهت، امکان ائتلاف بر سر نیامدن آشکار اصلاح طلبان منتفی باشد. اگر فرض را بر این بگیریم که خاتمی هم نمی تواند کاندید شود( و البته اگر هم کاندید شود بعلت قفل شدن از جانب جناح قدرتمند که برعکس سال هفتاد وشش تمام جبهه های قدرت را کامل در اختیار دارد و به هیچ وجه هم آن را واگذار نمی کند، دستاوردی نخواهد داشت)، بنابراین در این شرایط پیش بینی می شود که چندین و چند کاندیدا از کروبی تا مهرعلیزاده و از عارف و احتمالا اصغرزاده و …(کسی همچون نجفی محاسبه گر تر از آنست که در چنین محیطی وارد شود) برای انتخابات کاندید شوند، در این شرایط هم شانس اعتدالیونی همچون امثال ولایتی کم می شود، و هم احمدی نژاد با اقتدار پیروز می شود! (تنها در صورت وجود یک وضعیت امکان ورود خاتمی وجود دارد و آن این که نظام در شرایطی قرار بگیرد که راس هرم قدرت در ایران، صلاح بداند خاتمی وارد شود. در آنصورت بسیاری از معادلات بالا به هم می ریزد و وضعیت دیگری خواهد بود. چرا که احتمالا قدرت چانه زنی خاتمی افزایش یافته و می تواند تاثیر گذار باشد.)

فراموش نکنیم که اگر اصلاح طلبان در انتخابات بعد کاندیدهایی را معرفی کنند، با توجه به عدم توانایی ایشان در کسب قدرت موثر، و هزینه های بسیاری که بر کشور تحمیل می شود، تنها و تنها به دلیل انگیزه قدرت طلبی و استفاده های شخصی است. انگیزه هایی که هرچند به خودی خود قابل نکوهش نیستند، اما وقتی در تقابل با منفعت مردمی قرار می گیرند که به آنها رای داده اند، نه تنها قابل ملامتی بس ستبر خواهند بود، بلکه به مفهوم تیر خلاصی بر خود اصلاح طلبان و بر جریان اصلاح طلبی مرسوم در ایران خواهد بود.

سوم) اصلاح طلبان اگر می خواهند به هر صورتی در انتخابات کاندیدای مشخص داشته باشند، و اعتنایی به این گونه استدلالات و حرف ها ندارند، باید به دنبال کسانی در میان خود باشند که علاوه بر محبوبیت مردمی و امکان شکست دادن جناح راست، یا ارتباط بسیار خوبی با راس هرم قدرت در ایران داشته باشد، و یا به لحاظ شخصی یا خانوادگی و اصالت در آن حدی باشد که بتواند در هرم قدرت ایران تغییر ایجاد کند، یا حداقل موثر باشد. از این منظر اگر اصلاح طلبان نمی خواهند بر اساس بهینه ترین گزینه خود(یعنی حمایت از اعتدالیون راست) عمل کنند، بهینه دوم این جریان، به صورت مصداقی اشخاصی همچون کروبی(که البته امکان رای بالایی ندارد) و حسن خمینی(به عنوان کسی که هم رای خوبی در مناطق شهری و هم در روستاها دارد و هم در هرم قدرت ایران به لحاظ نام خانوادگی خود احتمالا موثرتر از سایرین می تواند عمل کند و شکست او فقط شکست اصلاح طلبان تلقی نخواهد شد، بلکه معانی مختلفی خواهد داشت و برای نظام هزینه زاست) هستند.

(11) دیدگاه

رشته های دانشگاهی با بیشترین میزان درآمد

مجله فوربس رشته های دانشگاهی ای که بیشترین درآمد ها را عاید فارغ التحصیلان خود می کنند، معرفی کرده است .در کل، مهندسی کامپیوتر با 104 هزار دلار در سال برای افراد با سابقه بیش از 10 سال پردرآمدترین رشته است، و پس از آنهم اقتصاد با نود و شش هزار دلار در سال قرار دارد. نکته جالب اینجاست که رشته های اقتصاد، فاینانس و حسابداری در میان افراد با 0 الی 5 ساله سابقه، درآمدهایی مساوی و البته بیشترین درآمدها را در میان رشته های غیر فنی دارند. اما هنگامی که سابقه بالاتر می رود، اقتصاد با اختلاف تقریبا فاحشی جلو می افتد و به پردرآمدترین رشته در این میان تبدیل می شود. به طوری که در میان افراد با 10 تا 20 سال سابقه، حقوق کارمندان اقتصاد خوانده اختلاف دوازده هزار دلاری با فاینانسی ها و اختلاف سیزده هزار دلاری با حسابدارها پیدا میکند.

نکته عجیب اینست که بسیاری از رشته های مهندسی در این لیست جایگاهی نیافته اند ولی در عوض رشته تاریخ، جامعه شناسی، زبان انگلیسی و علوم سیاسی جایگاه نسبتا خوبی دارند. کسی توضیحی برای این امر دارد؟

اینجا، و اینجا را هم ببینید.

(619) دیدگاه

مهدوی کنی، اقتصاد بازار و فرهنگ توسعه!

یکم) اول از همه این صحبت های آقای مهدوی کنی را دیده اید؟! برایم خیلی جالب بود که در آن دوران هم آدم های عاقل و استخوان داری مثل مهدوی کنی وجود داشته اند که حتی به رهبر کاریزماتیک جامعه در خصوص بی توجهی به اقتصاد بازار و بخش خصوصی تذکر می دادند. در بخشی از این سخنان آمده است:
«من در جریان ملی شدن بانک ها پرسیدم که : شما که این سرمایه ها را ملی می کنید، قرار است چه کسانی آنها را اداره کنند؟ صرف ملی کردن که کار را پیش نمی برد… در پاسخ آقای مهندس سحابی گفت:»آقای مهدوی شما چه می گویید؟ اینها زالو صفتند. پول ها را از بانک گرفته اند و خورده اند… به هرحال امام هم می پسندیدند که سرمایه از دست سرمایه دارها بیرون برود، در عین حال که برای اصل ثروت احترام قایل بودند، اما اینکه دست اشخاص باشد، می گفتند نتیجه اش همین می شود»!!
شاید بتوان گفت که از ابتدا جناح راست در ایران بیشتر به سیاستگذاری صحیح اقتصادی تمایل داشتند، تا جناح چپ و نهضت آزادی(بغیر از شاخه لیبرالش که در اقلیت هم بودند) و امثالهم. چپ ها هنوز هم از راست ها معوج ترند.(راستی احمدی نژاد چپ است یا راست؟ دوستی می گفت او راستی چپ کرده است، ولی من می گویم برعکس است!)

دوم) امروز با لطف یکی از دوستان که ایمیل زده بود، فهمیدم که مجله ای به نام فرهنگ توسعه مثلا مقاله ای که از ایسترلی ترجمه کرده بودم و همچنین کامنتی را که در سایت شهیربلاگ در دفاع از برخی سیاست های پینوشته و در نقد «نقد همه جانبه»، احساسی و غیرمنصفانه از او نوشته بودم، را به چالش کشیده و گفته است که ببینید این اقتصاد بازاری ها کسانی اند که حتی از پینوشه حمایت می کنند!!

راستی مطالب این نشریه برای اندکی مزاح و طیب خاطر خوب هستند! حداقل چند دقیقه ای می توانید بخندید.(خنده تلخی که این روزها در ایران بسیار به کار می آید).. «فرهنگ توسعه»!!! عجب اسمی!

(2) دیدگاه

مصایب وردپرس و مقاله پرداخت نقدی

1-چند روزی است که بخش مدیریت وردپرس فیلتر شده بود. اما انصافا این دنیای مجازی البته همانند مابقی دنیاها! چندان محدودیت پذیر نیست و هر چه بکنی باز هم از یک جایی، در می رود. با کمک این وبلاگ نویس خوب توانستم با استفاده از این افزونه فایرفاکس به بخش مدیریت وارد شود.(قبلا هم از اولتراسرف استفاده می کردم ولی تا وقتی این افزونه فایرفاکس را اضافه نکردم حتی با اولتراسرف نمی توانستم وارد بخش مدیریت شوم.)

دوستانی که مشکل دارند، مراحل کار را همانطور که در وبلاگی که معرفی کردم، نشان داده شده است پیگیری کنند، مشکلشان احتمالا حل می شود.

2-امروز مقاله ام درباره بایدها و نبایدهای پرداخت نقدی درروزنامه اعتماد چاپ شده است. البته بخشی از آن از قلم افتاده است(که ناشی از اشتباه خودم در ذخیره نکردن کامل متن و ایمیل کردن آن بوده است!). این بخش را در زیر می آورم. متن کامل مقاله را می توانید در لینک مربوطه مشاهده کنید.

«همچنین از آن جایی که این حجم از پول بصورت اسکناس و مسکوک وجود ندارد(البته لازم نیست این حجم از پول کاملا به شکل اسکناس و مسکوک وجود داشته باشد ولی بالاخره اسکناس و مسکوک در جامعه خیلی کمتر از 100 هزار میلیارد تومان است. حدود 11 الی 12 هزار میلیارد تومان است) بنابراین توزیع دلاری یا یورویی این پول می تواند به عنوان یک گزینه قابل اعتنا مورد مطالعه قرار گیرد. چرا که اولا سبب می شود نیاز به چاپ اسکناس جدید نباشد(البته این چاپ اسکناس به خودی خود نقدینگی را افزایش نمی دهد) و ثانیا بخشی از این پول به دلیل قابل اعتماد بودن و امکان افزایش قیمت داشتن، توسط مردم نگاه داشته شود و خرج نشود که سبب می شود نقدینگی کمتر از مقداری که انتظار می رود افزایش پیدا کند. البته اصلاح نرخ ارز و نوسان آزادتر این نرخ در اجرای این سیاست ضروری است. همچنین به این شیوه دولت می تواند به نوعی اقدام به جمع آوری نقدینگی که بوسیله مازاد قیمت دریافتی از کالاهای سابقا یارانه ای (همانند مابه التفاوت بنزین هزار تومانی در برابر بنزین صد تومانی) نماید. البته این هم صرفا یک ایده خام است که می بایست توسط اساتید و کارشناسان مورد بررسی دقیق و علمی قرار گیرد تا منافع و مضارش مشخص شود و سپس به عنوان یک گزاره سیاستی مطرح گردد.»

باید از حسام خان نیکوپور به خاطر همفکری و ایده های خوبی که در جریان نوشتن این مقاله به من داد، تشکر کنم.

(6) دیدگاه

سربازی، آزادی های فردی و انگیزه های دولتی

سربازی اجباری یکی از بی مبناترین و محدود کننده ترین چیزهایی است که در دوران مدرن بر فرد آزاد تحمیل شده است. سربازی در معنای واقعی معادل بیگاری و بردگی است. چرا که شما کار می کنید، بی رضایت، بی پول و بدون امکان حرکت در جهت اهداف و مطلوبیت شخصی اتان. و حاصل زحمت شما از آن دیگری است که اهدافش و مطلوبیتش با اهداف و مطلوبیت شما متفاوت است. این همان چیزی است که دقیقا در بردگی اتفاق می افتد. ولی چون در طی سالیان متمادی به عنوان یک امر بدیهی در نظر گرفته شده است کمتر به آن اعتراض می شود. در حالی که کار کردن در بخش نظامی همانند تمام دیگر بخش ها باید با توجه به سلایق فردی و انتخاب آزاد باشد و البته بدون تحمیل هیچ گونه اجباری و با پرداخت حقوق متناسب.

حتما سربازان را در ادارات مختلف دیده اید، از دادگاه ها گرفته تا کیوسک های نیرو انتظامی، از وزارتخانه ها تا شرکت های دولتی و ..) از سویی نباید این نکته را از نظر دور داشت که وجود این نیروی کار مجانی برای بخش های دولتی انگیزه ها در جهت کاهش بروکراسی اداری را تضعیف می کند و باعث می شود بسیاری از کارهایی که به دست سربازان در قوای مختلف(از قضاییه تا مقننه و مجریه) انجام می شود، عملا هزینه صفر برای دولتمرد داشته باشد و در نتیجه انگیزه حذف آن بسیار کاهش یابد.

108 کشور(اینجا می توانید لیست کشورها را ببینید) این امر غیر اخلاقی و غیر انسانی را لغو کرده اند. و صرفا ارتش حرفه ای دارند.

اما کشور ما حتی خرید خدمت سربازی را لغو کرده است. با این اصطلاح به اصطلاح جامعه شناسه(در مذاکرات مجلس آن زمان) که الان سربازان همه از طبقات فرودست هستند و این باعث می شود تا کسی که یک سرباز می بیند بگوید که این حتما فقیر و از طبقه پایین اجتماع است!! و این باعث می شود که سرباز احساس بدی داشته باشد!(این نقل به مضمون جملات یکی از نمایندگان به اصطلاح جامعه شناس بود که در مجلس گفته می شد و از رادیو پخش شد)

حالا ظاهرا قرار است که طرحی به مجلس برود مبنی بر کاهش مدت سربازی و شاید حتی مجاز شدن خرید سربازی(خیلی غیر محتمل است البته مجاز شدن خرید).

یک بنده خدایی هم رفته و یک ابتکاری به خرج داده و یک نامه اعتراضی تنظیم کرده برای کاهش خدمت سربازی. اگر خواستید اینجا می توانید نامه را امضا کنید(+) (اگر نمی توانید متن را بخوانید، encoding>Arabic(windows))

همچنین وبلاگی راه انداخته و مطالب خوبی در آنجا قرار داده است. وبلاگ را هم می توانید اینجا ببینید.

نکته: بنده هیچ گونه منفعت شخصی در این امر ندارم. از سر ما گذشته است!

(39) دیدگاه

دکتر خیرخواهان رفت

دکتر خیرخواهان به دلایل مشخصی تصمیم گرفتند که فعلا عطای وبلاگ نویسی را به لقای آن ببخشند. برای آن که مشخص شود که ایشان از روی نرسیدن لحظه ای خون به مغز وبلاگ را حذف نکرده اند، از من خواستند تا این پست را بنویسم. با این حساب یکی دیگر از وبلاگ های خوب اقتصادی حذف شد.

(۱) دیدگاه

اقتصاد رفتاری چیست؟

این مقاله کالین کمرر از اولین مقالات مهم اقتصاد رفتاری است که توسط آقای حامد بهشتی و بنده به فارسی برگردانده شده است. متاسفانه در یک اشتباه مضحک، روزنامه درج اسامی مترجمین را فراموش کرده است! این مقاله را در اینجا می توانید ببینید. اما از آنجایی که آرشیو سرمایه مشکل دارد، و این مقاله، مقاله مهمی است، در ادامه مطلب، بصورت کامل آنرا می آورم.

برای آشنایی اولیه بد نیست بدانیم که؛ اقتصاد رفتاری( Behavioral Economics) یکی از شاخه های جدی و نسبتا جدید در دانش اقتصادی است که هدفش بیشتر ارتقا دانش اقتصادی و نزدیک تر کردن مدل های اقتصادی با واقعیات بیرونی عنوان می شود. این شاخه از علم اقتصاد که امروزه در دنیا طرفداران نسبتا زیادی هم پیدا کرده است، در ایران به نحو تغییر شکل یافته و نادرستی معرفی شده است. بطوری که استنباط ها و ادراکات اشتباه و عجیب و غریبی از این شاخه از علم اقتصاد در میان جامعه اقتصاددانان رایج است. از این روی اقدام به برگردان فارسی این مقاله مهم و اساسی از یکی از سرآمدان این مکتب فکری نمودیم. این مقاله اولین مقاله مهم و جدی است که از سرآمدان این شاخه از علم اقتصاد به فارسی ترجمه می شود.

نویسنده مقاله پرفسور کالین کمرر(Colin Camerer) مدرک دکتری خود را در سن بیست و دو سالگی از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد و در همان سال هم مشغول به تدریس در آن دانشگاه شد بطوری که از وی به عنوان یکی از جوان ترین مدرسان دانشگاه شیکاگو نام برده می شود. ایشان سپس به دانشگاه وارتون نقل مکان کرده و هم اکنون در سن 49 سالگی در موسسه تکنولوژی کالیفرنیا(Caltech) مشغول تدریس است. از وی به عنوان یکی از مهمترین اقتصاددانان رفتاری در قید حیات نام برده می شود.

ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

(9) دیدگاه

تاکسی و نماز وخشت!

سوار تاکسی(پیکان جوانان قرمز مثلا مدل 60) که شدم، اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد شلوغی و بهم ریختگی جلوی ماشین بود. کلی وسیله های نامرتبط و ناهمگن و جالب تر از همه بی ربط به ماشین و مسافرکشی. اینها رو همراه کنید با زمینه یک موسیقی کوچه بازاری زرد(از نوع قرمه سبزی و کله پاچه)!

فضای عجیبی بود. تنها چیزی که با این فضا در ارتباط بود و در این متن معنا داشت، خود راننده بود. یک جوان 30 ساله با یک صورت خشن و زمخت، همراه ریش و سبیلی خاص و خفن… خلاصه دنیایی داشت که این دنیا متعلق به حداقل 10 سال اخیر نبود. گونه خاصی بود. رانندگی اش هم!

نکته اصلی در این میان این بود که در کنار یک گل سرخ، و روبروی صندلی جلو، یکی از ادعیه مفاتیح الجنانی، مربوط به وحشت گذاشته شده بود: نماز وحشت!! البته اگر پرچم کشورها و عکس یکی از امامان و تسبیح و پرچم کوچک یا حسین و …. را کنار بگذاریم.

چیزی نمی گم. ببینید. این بنده خدا تناقضی نداشت. در دنیایی سیر می کرد که در اون احتمال وحشتی و پارادوکسی وجود نداشت. ولی هر کس که باهاش روبرو می شد، یا هم مسیر، دچار وحشت مضاعف می شد: و نماز وحشت به کار می آمد!

نماز !

(9) دیدگاه

نفت؛ نعمت یا نقمت؟

مقاله «نفت؛ نعمت یا نقمت» امروز در روزنامه سرمایه چاپ شده است(+). در ادامه مطلب می توانید آن را بیابید.(از آنجایی که روزنامه ها آرشیوهایشان اعتباری ندارد و مثلا الان کل آرشیو قبل از تیر سرمایه فعلا پریده است. بنابراین همه مقاله را در ادامه مطلب می آورم.)

ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

(7) دیدگاه

پیشنهاد چند مقاله

1-سرمقاله خوب و روشنگر علی سرزعیم را در دنیای اقتصاد امروز بخوانید.(پیرامون بحث یارانه های نقدی و سیاستهای مکمل و شرایط اجرای آن است)

2-مقاله خوب دکتر نیلی در شهروند امروز این ماه را هم ببینید. آنهم پیرامون نقدی کردن یارانه ها و شرایط پیش رو است.

3-اینجا هم می توانید ترجمه مشترکی را که از مقاله معروف مانتاریسمِ آلان ملتزر از سرآمدان این مکتب کرده ایم را ببینید.

(4) دیدگاه

مرگ بر مافیا

چند روز پیش شنیدم کسی که از او برنج می خرم، که طبیعتا از تجار برنج است، برنج هایش را توقیف کرده اند! آن هم به این دلیل که احتکار کرده است! قضیه را جویا شدم، ظاهرا قضیه از این قرار است:

دویست نفر از تجار برنج را در چند ماه گذشته به اتهام احتکار گرفته اند. بسیاری از آنها از جمله این آشنای ما هم مدارک خرید برنجش که مثلا به دهها فاکتور از اول سال تا به حال می شده را برده و گفته احتکاری در کار نیست، من هر ماه برنج خریده ام و هر ماه هم فروخته ام. الان هم در انبارم فلان مقدار برنج هست که طبق این فاکتور، 5 روز پیش خریدم و در حال فروششان هستم. اما ظاهرا تنها جوابی که شنیده اند، این است که: «ما نمی دانیم، بالاخره در انبارت برنج بوده است و ما هم موظفیم محتکران را دستگیر کنیم! همین»

این البته از عوارض حرف های بی حساب و کتابی است که زده می شود. بله، وقتی جناب رییس جمهور کلمه مافیا از دهانش نمی افتد، طبیعی است که نیروهای قهریه هم برای پیدا کردن مافیا وارد کار شوند، و چون مافیا را پیدا نمی کنند، به سراغ کاسبان بدبخت این مملکت می روند که چند صد سال است که هر لحظه انتظار توقیف اموالشان را می کشند. و همین است که هرکس پول و پله ای به هم می زند، سریع بار و بندیل می بندد و از این مملکت می رود که :»بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش».

اما آیا واقعا مافیا وجود ندارد؟ پس چرا محصولات مختلف افزایش قیمت های این چنینی را تجربه می کنند؟

در ادامه سعی می کنم بصورت خلاصه توضیح دهم. اول در خصوص مافیا:

اول) مافیا اگر به معنای کسانی است که دنبال سود شخصی هستند و حاضرند برای آن خیلی کارها بکنند، باید گفت که غالب انسان ها چنین هستند. پس با این معنی مافیا را باید در وجود تک تک آدم ها جستجو کرد!

دوم) اما فرآیند کسب سود در طول تاریخ، خودش را با یکسری قواعد محدود کرده و به یکسری ضوابط پایبند شده که این قواعد سود بلندمدت و پایدار او را تضمین می کنند. پس اگر قوانین رسمی از این قواعد غیر رسمی حمایت موثری به عمل آورند، عملا گروه هایی که برای سود کوتاه مدت خویش حاضرند تا دیگران را فدا کنند، امکان شکل گیری پیدا نمی کنند. چرا که هم ریسک کارشان بسیار بالا می رود، هم می توانند با ریسک کمتر سود مناسب تر(کم نوسان تر) و پایدارتری را از طریق ساز وکارهای مشخص بازار و سازوکارهای قانونی بدست آورند.

سوم) اما یک مشکل بزرگ وجود دارد بنام دولت که برای پایدار کردن این قواعد و حمایت از افراد شکل گرفته است، اما خودش تبدیل به یکی از بازیگران می شود و سعی می کند در این میان سود خود را حداکثر کند. در نتیجه چون ابزار قانون و همچنین قوه قهریه را هم در اختیار دارد، براحتی این ابزارها را در جهت ایجاد موقعیت های سود آور برای خود(برای کارگزاران دولتی) استفاده می کند. در نتیجه مافیا به عنوان نهادهای سازمان دهی شده ای که می توانند قواعد را بهم بزنند و از قدرت فراوانی هم برخوردارند، به صورت بلندمدت تنها می تواند از طریق نهادهای دولتی و ذی نفوذان دولتی بوجود آید.( همانطور که فریدمن می گوید: هیچ انحصاری در بلندمت نمی ماند، مگر اینکه انحصاری دولتی باشد.)

چهارم) پس مافیا در بلندمدت یا محصول رانتخواری مسئولان دولتی است، یا محصول عدم تصویب قوانین صحیح و چهارچوب سازی صحیح برای فعالیت افراد که هر دو بر گردن دولت است.

اما واقعا مشکل این گرانی ها و نوسانات اخیر چیست؟

اول) دولت نهم تقریبا بیش از کل درآمدهای ارزی دولت هشتم را در عرض دو سال و نیم به اقتصاد تزریق کرده است.(بخشی را با تبدیل به ریال و بخشی را با واردات)

دوم) این حجم عظیم نقدینگی که ایجاد شده است، تا 6 ماه پیش در بخش مسکن بود، که جزء بازار دارایی هاست و در محاسبه تورم وارد نمی شود{که البته این امر از عوارض بیماری هلندی در کشورهای نفت خیز است که قبلا در اینجا آن را توضیح داده ام. ولی بهرحال برای شاخص تورم، خوب است! یعنی جریان پیدا کردن این پول ها در بخش مسکن، موجب کاهش تورم رسمی می شود.} اما پس از اینکه مسکن رشد انفجار آمیز خود را در این 2 سال انجام داد و تقریبا به رشدی از 150 تا 300 درصد(بسته به مناطق مختلف، متفاوت) دست یافت. و دیگر توانایی خرید در این بخش به شدت تضعیف شد و بخش تقاضا نتوانست خود را همپای افزایش قیمت پیش برد. در نتیجه به اصطلاح مصطلح، بخش مسکن راکد شد.

سوم) با این حساب، پول های جدیدی که مدام به اقتصاد تزریق می شود، دیگر در بخش مسکن لانه نمی کنند بلکه می خواهند تا مکان سود آورتری را پیدا کنند. اما از آنجایی که بازار سرمایه و پول(همانند بورس و بانک) در این 2 سال به شدت تخریب شده و آنقدر دستکاری شده اند که یا ریسک های بسیار بالا، یا سودهای بسیار کم دارند، بنابراین پول های جدید به این سمت نرفتند. از سوی دیگر بازار ارز هم که کنترل شده است و بنابراین پول های جدید این بازار را هم مناسب تشخیص ندادند. پس این پول ها کجا رفتند؟! شاید بتوان گفت که بخشی از این پول ها به بازار طلا رفتند، اما چون بازار طلا هم در این چند ماه به علت نوسانات جهانی بسیار پرفراز و نشیب و نا امن بوده است، این بازار نیز جذابیت خود را از دست داده است.

چهارم) در نتیجه این پول هایی که هر روز در حال خلق شدن و در حال تزریق به اقتصاد هستند، چاره ای جز این ندارند که با حرکت گله ای به سمت یک کالای خاص و با دستکاری در یک بازار خاص، سود مدنظر و منطقی خود را کسب کنند. خصوصا اینکه اگر بازار آن کالا به دلایل جهانی دچار مشکلاتی باشد که جذاب تر هم خواهد بود. و زودتر این نقدینگی های سرگردان را به خود جذب خواهد کرد. در نتیجه همین است که می بینیم یک روز برنج 100 درصد رشد می کند، یکروز چای، روز دیگر روغن، روز دیگر شکر و حبوبات، روز دیگر هر کالایی که عرضه کننده فراوان دارد و دولت نمی تواند قیمت تحمیلی را به چند عرضه کننده خاص تحمیل کند.(پس منتظر افزایش قیمت کالاهایی نظیر این کالاها باشید. اسمی از کالاها نمی برم شاید به اتهام همدستی با مافیا بازخواست شوم!)

پنجم) پس عملا خود دولت این نوسانات را بوجود آورده است، و عده ای هم پیدا می شوند که از این شرایط بدی که دولت ایجاد کرده است، استفاده می کنند(که این استفاده آنها برای دیگران تبدیل به سوء استفاده می شود)

نکته آخر: پیش بینی من این است که در ماه های آینده تورم به شدت افزایش خواهد یافت. چرا که همانطور که توضیح دادم، تورم پنهان (به تورمی که در بخش دارایی ها خود را مخفی می کند، تورم پنهان می گویند) در حال خیزش است و در حال سرایت به کل اقتصاد. این پول هایی که برای بخش مسکن و ساخت و ساز کنار گذاشته شده بودند و همچنین پول های جدیدی که به بازار تزریق می شود، خود را به زودی در قیمت همه کالاها نشان می دهد. منتظر روزهای بد باشید.

(5) دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 57 مشترک دیگر بپیوندید