دوستدار سقراط، پست من در نقد تحریم و اصولا اندیشه ای که منتج به شرکت در انتخابات می شود را نقد کرده و یادآوری کرده است که نیازی به یادآوری این امر که در عرصه سیاست نباید ایده آلیستی رفتار کرد نیست و مثلا او که چند پیراهن بیشتر پاره کرده (و ما هم به این را قبول داشته و به وی ارادت داریم. البته اگر نخواهد ما را بزند!) این چیزها را می داند… او مدعی است که با در نظر گرفتن همه جوانب و با دیدی میان مدت، نتیجه ای جز تحریم انتخابات حاصل نمی شود.
او همچنین گفته است که” باید کارایی تاکتیک ها با هم مقایسه شوند.” و اصولا می خواسته بگوید اینکه تحریم کارایی ندارد، دلیل نمی شود که در انتخابات شرکت کنیم، باید کارایی شرکت هم بررسی شود.(که البته تا حدی درست می گوید)
مسلم است که با نتیجه گیری او مخالفم و فکر می کنم در سطور زیر توانسته باشم، این امر را بازگو کنم که چرا نتیجه گیریهای او درست نیستند:
1- وی “انتخابات را به بازی تشبیه کرده است که فلان است و بهمان است.” من هم قبول دارم که انتخابات بازی است.ولی فراموش نکنیم که اصلا سیاست، بازی است و هر انتخاباتی بازی است! مهم اینست که در این بازی خوب بازی کنی. به نظر من تاکتیک تحریم، تاکتیک خوبی برای بازی نیست. و نتیجه مشخصی برای بازیگر ندارد. حداقل نتیجه اش اینست که احتمال رفتن کسانی به مجلس که به احمدی نژآد نزدکترند بیشتر می شود.
2- ایشان می گوید:” رای دادن به متمایلین به اصلاحات فایده ندارد چرا که اولا قرار نیست آنها انتخاب شوند. بازی طوری تعریف شده که اصلاح طلبان برای 10-20 درصد کرسی ها تقلا کنند”
اینکه قرار نیست آنها انتخاب شوند را من نمی دانم! و اینکه دوستدار سقراط چطور این را می داند باید از خودش پرسید. اما اینکه در این بازی حداکثر 20، 30 درصد اصلاح طلبان می توانند برنده باشند، خب آمارش بنظرم درست نیست. چرا که حداقل در حدود بیش از 140 حوزه اصلاح طلبان به اضافه اعتماد ملی کاندیدا دارند. پس سقف چیزی حدود 50 درصد است.
3- نه 50 درصد حتی اگر 30 درصد نمایندگان هم از اصلاح طلبان باشند، می توانند به شدت تاثیر گذار باشند، چرا که اهمیت اقلیت را همه می دانیم و می دانیم که این اقلیت چقدر می تواند در تصمیم گیری های بزرگ و مورد اختلاف دو قطب اصلی مجلس آینده یعنی راست های احمدی نژادی و راست های ضد احمدی نژادی نقش موثر و قابل قبولی بازی کند.
4- او همچنین گفته است:” شرکت در انتخاباتی که به سلامت شمارش اعتماد نیست و حتی امکانی برای عرضه دیدگاه ها وجود ندارد بی معنی است” خب اینجا که داوری ارزشی کرده است و از معنی داری سخن گفته است که باید باز به بازگشت به زمین تذکارش دهم! ولی بعد از این گفته است که “رای دادن در این صورت به معنای تایید این روال غلط است” که اینهم به نظرم باید اثبات شود. و به همین راحتی نمی توان چنین ادعایی کرد. چرا که در هر صورت این روال غلط تایید می شود. (چرا که حداقل 50 درصد مردم رای می دهند) و بنابراین تحریم به معنای تایید نکردن این روال غلط نمی تواند به عنوان یک حرکت سیاسی تلقی شود چرا که عملا فرقی ایجاد نمی کند. و روال غلط تایید می شود.(البته به عنوان انگیزه اخلاقی شخصی می تواند مورد عمل باشد اما به عنوان گزاره ای در باب تصمیم جمعی نه)
5- این گزاره که “از مخالفت اصلاح طلبان با احمدی نژاد چه چیزی برداشت می شود” یا نمی شود، بنظرم نه فرقی در ماجرا ایجاد می کند و نه این گزاره لزوما درست است. مهم اینست که اصلاح طلبان می توانند موثر باشند؛ در جایی از راست های ضد احمدی نژاد امتیاز بگیرند و در جایی امتیاز بدهند.
6- من هم گفتم که اصلاح طلبان، بدون برنامه مشخص، ساختار فکری مشخص و غیره، فرق چندانی با راست ها ی ضد احمدی نژاد ندارند، بنابراین ترکیب رای خود من ترکیبی از اصلاح طلبان و راست های ضد احمدی نژاد است.
7- “اینکه کسب قدرت، هدف است”، دقیقا درست نیست. چرا که اصولا در فرآیند اصلاح جوامع باید پخش قدرت هدف باشد، که اینهم ربطی به نیامدن به مجلس ندارد. اتفاقا می توان با وارد کردن یکسری از افرادی که از بقیه به نسبت بهترند(یا میان بد و بدتر، بد هستند)، به این پخش کردن قدرت کمک کرد و یا حداقل کسانی را در مجلس داشت که در آینده از این طرح های مبتنی بر پخش کردن قدرت توسط اصلاح طلبانی (یا هرکسی که قصد اصلاح و پخش قدرت را دارد) که احیانا! وارد سایر عرصه های قدرت(همانند ریاست جمهوری) می شوند، حمایت حداقلی به عمل آورند.(در ضمن من هم نگفتم که اصلاح طلبان بروند و التماس کنند، بلکه صرفا از شرکت کردن در انتخابات به عنوان یک امر سیاسی سخن گفتم!)
8- راجع به بند آخر نوشته او هم چیزی نمی توانم بگویم.
همین
ali گفت
من هم متناسب با جوابت كمي مطلبم را جرح و تعديل كردم گرچه بهتر بود اسمم را نمي آوردي و با همان دوستدار سقراط بحث مي كردي
—————-
صادق: ببخشید. فکر می کردم در دوستدار سقراط با نام خودت می نویسی. الان رفتم دیدم هیچ نامی ازت نیست. هرچند که در وبلاگ قبلی ات فکر کنم بود.
بهرحال ببخشید. من آوردن اسم افراد را نوعی احترام می دانم. ولی با توجه به اینکه موضوع شاید سیاسی شود، نامت را حذف کردم. جواب را هم دوباره می بینم
Mohammad Farzanegan گفت
اسم نویسنده وبلاگ دوستدار سقراط در زیر عنوان هر پست وبلاگش قابل مشاهده است! by alisarzaeem
——————–
صادق: مرسی از بار گناه ما کاهیدی!
تحریم انتخابات گفت
کد و بنر جهت حمایت از تحریم انتخابات در سایت شما
کلاغ گفت
یک مسئله ای که هست اینه که تقریبا گرایش بسیاری از افراد جامعه ( غیر از طیف راست) تحریم و رای ندادن است. حتی بین قشر تحصیل کرده و روشنفکر افراد زیادی را می بینم که از تحریم حمایت می کنند، حالا سوال این است که به نظر تو رای یک اقلیت به اصلاح طلبان یا حتی طیف معتدل اصول گرا چقدر می تواند نتیجه بخش باشد!!!
سهیل گفت
با تو موافقم. به نظر من شرکت نکردن در انتخابات یک واکنش غیر سالم است که توسط موجود شکست خورده انجام می شود. یعنی کسی که سرش به سنگ خورده بدبین می شود و از اقدام حذر می کند و حتی با باد آوری عمل گذشته اش احساس انزجار و شرمساری می کند. در نتیجه عمل او کم می شود و منفعل می شود و راه حل های منفعلانه را ترجیه می دهد. حالت یک فرد افسرده همین است. (اینجا جامعه یک فرد است) هرچه با او صحبت کنی فایده ندارد. باید اول افسردگی و سردی و انزجار او را درمان کنی! یک حالت (یا شاید بیماری) روانی است که با منطق و استدلال حل نمی شود. درمان می خواهد.
چرا باید رفتار اجتماع شبیه رفتار فرد باشد؟ آنهم از بعد روانشناسی؟ در این باره خواهم نوشت.
وبلاگت عالی است.