محمدرضا فرهادی پور، در وبلاگ مصیبت منابع مطلبی نوشته است در خصوص جلسه ای با حضور دکتر غنی نژاد و نیلی و دکتر مدنی که می توانید در آنجا بخوانید، در آنجا کامنت گذاشتم ولی بهتر دیدم که در وبلاگ خودم هم به بحث بگذارم. صرفا این چند جمله از دکتر مدنی و دکتر نیلی را نقل می کنم و نقد می کنم:
این بخشی از گزارش فرهادی پور از جلسه است:” در دور دوم سخنرانان در مورد این موضوع صحبت کردند که با پول نفت چه باید کرد؟ غنی نژاد دو راه حل داشت: 1- راه حل برنامه سوم یعنی همان صندوق ذخیره ارزی. 2- توزیع مستقیم پول صندوق ذخیره ارزی در میان مردم و حذف این صندوق. (ایشان موافق حذف سهم دولت نبود). ایشان راه حل 50 هزار تومانی آقای کروبی را که مردم آن را جدی گرفته اما اقتصاددانان و روشنفکران جدی نگرفته بودند، در همین راستا می دانست. در عین حال معتقد بود که در دور ریاست جمهوری آینده این موضوع می تواند بسیار کلیدی باشد.نیلی معتقد بود که پولی برای توزیع مستقیم میان مردم وجود ندارد و این پول در سالهای آتی و حتی همین امسال به زور کفاف بودجه دولت را خواهد داد. اما موضوع جالبی که نیلی اشاره کرد این بود که اول بر سر این موضوع توافق کنیم که با پول نفت چه نباید کرد و اگر بتوانیم این موضوع را روشن کنیم، آنگاه می توانیم، بگوئیم که با پول نفت چه باید کرد. ایشان معتقد بود که با پول نفت 3 کار نباید کرد: 1- نقش و اندازه دولت افزایش نیابد. 2- حجم نقدینگی ناشی از درآمدهای ارزی در حداقل باشد. 3- این درآمدها، تعهد بلند مدتی برای دولت ایجاد نکند. تعهداتی مانند پروژه های فیل سفید یا دستمزد کارکنان. حال که این سه کار را کردیم، می توانیم در مورد باقی قضایا و تصمیم گیری در مورد پول نفت و روشهای سرمایه گذرای آن بحث کنیم. البته ایشان صحبتهایی هم در مورد دو صندوق تثبیت نفتی و صندوق سرمایه گذرای نفتی کردند که اینجا به آن می پردازم. مدنی معتقد بود که اگر ما به شعار کروبی و ایده هایی از این دست بپردازیم، بدون شک همان اتفاقی برای مردم و پول نفت می افتد که در چاد افتاد. مردم ما هم با پول نفت همان کاری می کنند که مردم چاد با پولشان کردند. اما او معتقد بود که همه بدبختی های ما ناشی از نفت است. حتی مدیران ضعیف ما هم زائیده نفت هستند. به عبارتی این سیستم نفتی اجازه پرورش مدیرانی توانمند را نمی دهد. و به جمله ای از وزیر نفت سابق یکی از کشورهای اوپک اشاره کرد: “نفت مدفوع شیطان است”
1-ولی در مورد حرف آقای مدنی؛ واقعا خیلی مایه بدبختی است که اقتصاددانان لیبرال مملکت اینگونه سخن بگویند!! یعنی چی مردم می روند و پول را هدر می دهند؟!! مگر ایشان به نخستین آموزه های اقتصاد لیبرال که همانا بهینه یابی فردی و همچنین خرج کردن بهینه تر پول توسط مردم و نه هیچ نهاد دیگری از جمله دولت است، واقف نیست که اینگونه ادعای لیبرال بودن هم دارد؟!
2- این چه استدلال بی مبنایی است که مردم ما هم مثل مردم چاد رفتار خواهند کرد!!! این استدلال استقرایی هم نیست بلکه مبتنی بر قیاس(مثال) است که من براحتی می توانم هوایش کنم؛ نه مردم ما اینگونه رفتار نمی کنند و مثل مردم آلاسکا رفتار خواهند کرد. تمام شد!! یا اصلا واقعه ای را در تاریخ بیابم که در ایران هم مردم پولی بهشان داده شده و خوب عمل کرده اند!!!
3- از سوی دیگر در چاد این پول به گروهی از مردم داده شد و شاید طبیعی بود که وضع مالی آنها نسبت به دیگران تغییر فاحشی داشته باشد و در نتیجه رفتارهای حداکثرسازی سود آنها برای رشدکل کشور چندان مناسب نباشد(که البته اینطورها هم نیست چرا که همه آن خرج کردها بالاخره توسط سایر اشخاص خصوصی گرفته شده و با بهینه یابی ناشی از شناخت خرج شده است) اما وقتی که قرار است این پول را میان تمام مردم تقسیم کنیم دیگر این شائبه از بین می رود.
4- یعنی چی باید مشخص کنیم که چه کارهایی نباید کرد؟؟!! مگر آقای نیلی نهادهای ایرانی را نمی شناسند، همه اتفاقا در این راستا شکل گرفته اند که این کارهایی که ایشان بد می دانند انجام دهند!! یعنی ایشان می خواهند نهادها را هم تغییر دهند!! همانند صندوق ذخیره ارزی ؟ ها؟؟!
5- اصلا فرض بکنیم که مردم همان کاری که مردم چاد کردند را بکنند، مگر چه می شود؟؟! اگر اثر بدی داشته باشد خودشان خواهند فهمید و دست از آن کارها خواهند کشید!( که حتی آن کارها هم به نظر من اثر بدی ندارد.) فرآیندی که دولت از آن محروم است. دولت هم دارد پول نفت را خرج رانتخواران و پروژه های بی بازدهی می کند که از خرید ویسکی اگر بدتر نباشد استدلالی بر بهتر بودنش هم نداریم.
6-این حرف که بوجه دولت الان زیاد است و نفتی برای توزیع وجود ندارد را آقای نیلی چند بار تکرار کرده و جواب هم گرفته است اما دوباره تکرار می کند. ولی پس چرا ایشان برای همین نفتی که تکافوی بودجه را نمی کند خودشان طرح صندوق ذخیره ارزی و مابقی پیشنهاداتی که ظاهرا در آن جلسه به آن پرداخته اند را می دهند؟! اگر نفتی برای جداشدن از بودجه وجود نخواهد داشت که در مورد صندوق ذخیره ارزی هم به همین گونه است! پس چرا این طرح ها مطرح می شود؟!
7-از سوی دیگر اتفاقا ما میگوییم که با توزیع نفت، فشاری قوی جهت کاهش بودجه دولت صورت خواهد پذیرفت که بسیار موثر است چرا که تهدیدی معتبر محسوب می شود. تنها در این شرایط است که دولت دست به خصوصی سازی و آزادسازی می زند، در این شرایط است که دیگر دولتمردی جرات نمی کند شعار مبتنی بر افزایش بودجه دهد(یعنی همان چیزی که دکتر نیلی می گویند جزء کارهایی است که نباید با نفت بکنیم)
8-اینگونه بحث هایی که دکتر نیلی و خصوصا دکتر مدنی مطرح می کنند، بنظرم باید در روحیه دولتگرایی که حتی در میان فرهیختگان مملکت ما وجود دارد، جستجو شود. روحیه ای که پس از مشروطیت و خصوصا پس از ظهور و فرود رضاخان به شدت تقویت شد و عملا روحیه ای در مقابل رشد و توسعه اقتصادی کشور بوده است. باید این روحیه را رها کرد و باید بدانیم دولت قرار نیست کاری(خرابکاری) بکند، دولت فقط قرار است کاری نکند و نگذارد که کسی هم کاری(خرابکاریهایی نظیر؛ اخلال در فعالیت دیگران، دزدی و امثالهم) بکند.
9- نتیجه عملی چنین اظهار نظرهایی قدرتمند شدن کسانی همچون احمدی نژادهاست.چرا که عملا همیشه نفت را در اختیار دولت می گذارد و این در اختیار بودن با توجه به نهادهای ضعیف و فشل کشور صرفا به دولتی تر شدن اقتصاد و به نبایدهایی که خود دکتر نیلی از آن سخن می گویند منجر می شود.
10- در ضمن این نکته نیز حایز اهمیت است که با توزیع مستقیم نفت، یارانه ها حذف خواهند شد، مالیات بیشتری گرفته خواهد شد و امثالهم که اصلا بودجه دولت را متحول خواهد نمود. بنابراین دکتر نیلی و دکتر مدنی چگونه بر مبنای بودجه فعلی سخن می گویند.
نمی دانم دکتر غنی نژاد در آن جلسه چگونه پاسخ دکتر نیلی و دکتر مدنی را داده است. اگر کسی اطلاعی دارد، خوشحال می شوم بدانم.