همانطور که در “پس پست” قبلی هم تاکید کردم، نقش قاضی صرفا در حد اجرای قانون میان دو طرف شاکی و متشاکی است. و تنها کار عادلانه ای که قاضی می تواند انجام دهد همین است. و هر کاری جز این، به معنای خارج شدن از حدود قضاوت و در نتیجه نشان از بی عدالتی قاضی است.
اما متاسفانه قضاوت در کشور ما علاوه بر اینکه تبدیل به یک حرفه کاملا نان و آب دار شده است(تحصیلات اندک+حقوق بالا+سایر درآمدها!)، بعنوان یکی از مراکز توزیعی عمل می کند!
البته این توزیع از چند جنبه اتفاق می افتد، اول اینکه رای قاضی به سمت گروه های درآمدی پایین کاملا تورش دارد(انحراف دارد) همچنین اینکه گروه های درآمدی بالا مجبور می شوند بخشی از سود ناشی از اجرای قانون(یا برخی مواقع عدم اجرای قانون) را با قاضی و دستیارانش شریک شوند! این جریان درآمدی در قوه قضاییه سبب شده است تا این قوه بعنوان یکی از مراکز مهم توزیع رانت در کشور شناخته شود. که البته با توجه به شواهد و نیز با عنایت به نظر کارشناسان این عرصه، در زمان آقای شاهرودی نسبت به زمان آقای یزدی این امر گسترش یافته است.(که البته شاید ناشی از گسترش دعاوی و … باشد و نه فقط مدیریت و نظرات آقای شاهرودی)
این کج روی و فساد در قوه قضاوت کشور، سبب می شود تا در وهله اول امنیت اقتصادی به شدت کاهش یافته و ریسک سرمایه گذاری افزایش پیدا کند، همچنین وارد شدن این گونه هزینه ها به هزینه تولید، سبب می شود تا بسیاری از سرمایه گذاری ها در تولیدات خصوصا تولیداتی که نیاز به سرمایه اولیه زیادی دارند، در کشور انجام نشوند. هرچند که به لحاظ سود اقتصادی و بدون در نظر گرفتن این گونه هزینه ها { و یا در وضعیت وجود یک قوه قضاییه سالم، و در وضعیت اجرای صحیح قوانین(هرچند قوانین بد)} این گونه سرمایه گذاری ها، کاملا به صرفه هستند.
در آخر تاکید می کنم که رعایت حقوق مالکیت و حاکمیت قانون، از ضروریات(شروط لازم) رشد اقتصادی، تجمیع سرمایه، کاهش بیکاری، و…. است. و تا هنگامی که ساختار قوه قضاییه کشور دچار تغییرات اساسی نشود، بوجود آمدن این دو محال است.{البته دوستان حقوقدان و دوستانی که در این مورد کار کرده اند، حتما می دانند که ساختار قوه قضاییه چگونه باید تغییر کند؟!}
اسماعیل گفت
رابطه عدالت و قانون را از دو جنبه می توان نگاه کرد:
1. عدالت در قانون
2. عدالت در برابر قانون
اولی به این می پردازد که اصلا قانونی عادلانه است یا خیر و دومی بدون در نظر گرفتن اینکه این قانون درست است یا نه این را در نظر می گیرد که برای همگان یکسان اجرا شود و آیا همه در بربابر این قانون یکسان هستند.
فعالیتهای اقتصادی بیشتر از جنبه دوم ضربه می خورند. هرچند که من معتقدم ما جدا نیازمند اصلاحات اساسی در هر دو جنبه هستیم.حال تا نظر دوستان حقوقدان و قانوندانمان چه باشد.
———————
صادق: کاملا درست است. من هم همین را خواستم بگویم. که عدالت در برابر قانون و اجرای قانون یا به عبارت دیگر حاکمیت قانون مهمتر از اولی است. بهمین جهت در شاخصهای مختلف مربوط به عملکرد نهاد ها و … شاخص حاکمیت قانون از مهمترین شاخص هاست. مرسی
جويا گفت
با سلام وعرض ادب خدمت شما هم وطن عزيز.براستي چرا بعضي از رسانه ها هدف اصلي خود رافراموش كرده به جاي اطلاع رساني صحيح وايجاد وحدت وارامش در كشور به دنبال ايجاد تفرقه و نفرتي كاذب بين ايرانيان هستند؟
چرا مسئولين اين نوع رسانه ها فكر مي كنند حقيقت فقط نزد ايشان است و ايشان تنها كاشفان حقيقتند و در سراسر ايران بهتر از ايشان هيچ فرد دگر انديشي قادر به درك حقيقت نيست و بنابر اين حق بيان ودفاع از خود را ندارد؟
آيا يك بهائي با مطالعه تهمت هاي روزنامه حق ندارد در ان رسانه حرفي بزند ودفاعي را بنويسد ؟
چرا اين نوع رسانه ها قسمتي از صفحه خويش را به گفتمان اختصاص نمي دهند تا ديگر انديشمندان نيزدر ان صفحه به دفاع از نظرات واتهامات بپردازد كه اولا اين گفتمان نشاني باشد بر ازادي ودوم اينكه مردم بهتر حقيقت راتشخيص بدهند.
ايا اين عمل زشت يعني دروغ پراكني تقرقه افكني وايجاد اشوب در يك كشور اسلامي جرم نيست ؟
وچرا رسانه ها نسبت به تهمت هائي كه به جامعه بهائي مي زنند نبايد به قوه قضائيه پاسخگو باشند؟
با راه اندازي وبلاگ ناقص خود سعي دارم پاسخي هرچند مختصروساده به آن اتهامات نخ نما شده رسانه ها بدهم ودر واقع اين فاصله را كمتر كنم . لطفا بي هيج پيش داوري، مطالب وب را مطالعه بفرمائيد منتظر نظر و راهنمائي هاي شما مي مانم
http://jooyya.blogfa.com/
فرهاد جعفری گفت
محمد عزیز
فقط محض یادآوری عرض کرده باشم که:
متشاکی اصطلاح غلطی ست. اصطلاح درست «مشتکی عنه» است.
موفق باشید
————–
صادق: مرسي آقاي جعفري گرامي؛ بابت راهنمايي اتان متشكرم. وبلاگتان را نديده بودم؛ از اين پس خواننده آن هستم.
راستي من محمدصادق هستم!