جهت گیری عقاید من چگونه است؟

با تشکر از غریبه گرامی ( کامنت های پست قبلی را ببینید) باید عرض کنم که من تست جهت یاب سیاسی را زدم و الحق تست خوبی به نظرم آمد. هرچند در برخی سوالات به شدت به کلیشه ها دچار شده بود اما درکل ارزیابی ام از تست، خوب است. به دوستان توصیه می کنم تا این تست را انجام دهند تا در آخر ببینند که چه کاره اند و عقایدشان تا چه حد التقاطی است و تا حد از به یک پاردایم خاص مربوط می شود! بهرحال این نتیجه تست من است که نشان می دهد که من یک لیبرتارین آنارشیست (یا یک نئولیبرال راست) هستم! دوستان هم اگر نتایج تست خودشان را در کامنت ها بگذارند فکر کنم چیز جالبی بشود. به غریبه؛ پیش بینی ات تماما غلط از آب درآمد!

اینهم نمودار عقاید ما ؛ آن نقطه قرمزی که مشاهده می کنید بین دو محور لیبرتارین و راست من هستم!

این نمودار زیری هم توضیحی است از افرادی که در مشرب های مختلف فکری بوده اند.

axeswithnames3.gif

31 دیدگاه »

  1. grayidea گفت

    خيلي خوش اومدي ! مطلبت هم جالب بود!!

  2. حسن گفت

    دستی دستی به عنوان مجسمه لیبرالیسم معروف شدی! این به نظرم خیلی می تونه بد باشه. حس می کنم باعث میشه اندیشه ات بخشی از آزادی اش رو از دست بده. اصولا قبل از رسیدن به سن تثبیت (یعنی وقتی که الک نظریه پردازی ات رو هم آویخته باشی) شهره شدن به یک عقیده ی خاص ممکنه در موضع انفعال و شاید هم اندکی تعصب قرارمون بده. تا نظر خودت چی باشه.

  3. alhosseini گفت

    سلام حسن عزیز
    مرسی بابت توجهت
    1-چرا دستی دستی؟
    2-من هم این مواردی که تو ذکر کردی قبول دارم به عنوان موارد منفی و مضرات داشتن یک پاردایم خاص.
    3- اما معتقدم که در کشور ما امکان بوجود آمدن نظریه پرداز اولا بسیار اندک و تقریبا محال است. و باید به سوی این حوزه ها که بیشتر پیدا کردن جایگاه خویش در عالم اندیشه است حرکت کرد. هز چند اگر کسی چنان توانایی در خود داشته باشد و بتواند اصلا در ایران بیاندیشد! من بسیار به او ارادت هم پیدا خواهم کرد و سعی می کنم تشویقش هم بکنم. اما …
    و از طرف دیگر مزایایی که داشتن یک پارادایم خاص دارد و انسجام فکری که میدهد بسیار مقبول تر از مضرت چیزهایی است که تو بیان کردی .
    4- من خودم هم یک دوره انتقال از اندیشه چپ به راست در حدود 20 سالگی داشته ام و معنای سخن تو را درک می کنم اما با کمال احترام باید بگویم با شما در این زمینه موافقت ندارم. و احساس نیاز شدیدی به مشخص بودن و پارادایم ارنج بودن اندیشه می دهم.فعلا!
    در ضمن از چند وبلاگ فارسی هستی که هر روز می خوانمت. موفق باشی و پایدار

  4. صادق جان سلام
    اين نموداری که معرفی کردی خيلی باحال بود .
    و بعد از پاسخ دادن به سوالات مذکور ؛ متوجه شديم که
    نه چپ هستیم نه راست . زده ایم وسط یک کم رو به بالا !
    بدجوری در گرايشات سياسی و اقتصادی احساس هـــــو يـــــــج بودن به ما دست داده !.

  5. حسن گفت

    سلام صادق! یه مطلبی در همین مورد نوشته ام، خوشحال میشم بخونی اش.

  6. بامداد گفت

    سلام! با وبلاگت تازه آشنا شدم. جالب هست کلی.
    این سایت آزمون خیلی جالبه. من هم دادمش. این نوع طبقه بندی که یک بعد جدید به گرایش چپ-راست اضافه می‌کنه فوق‌العاده است. از بس خوشم اومده در موردش می‌خوام بنویسم!

    به من سر بزن. من لینکت رو اضافه کردم توی دوستان وردپرسی خودم.

    موفق باشی دوستم.

  7. حسن گفت

    صادق جان! این هم از نمودار کذایی من:
    http://www.politicalcompass.org/printablegraph?ec=-2.75&soc=-2.26

  8. دوست عزيز به نظر من اين تست چندان براي ما مناسب نيست.البته كليتش رو زير سوال نميبرم اما خيلي هم قابل اعتنا نيست.چون تمام مباني اين تست بر اساس اينه كه شما ساكن آمريكا باشي و در شرايط اجتماعي،اقتصادي،و سياسي اونجا زندگي كني.مثلا به بعضي از سوال‌ها ما به دليل وضعيت اجتماع خودمون جواب مثبت يا شديداً مثبت ميديم و سايت نتيجه گيري ميكنه كه بايد با احتساب اين نظر ما رو به سمت ليبرال‌ها نزديك كنه.در ص.رتي كه اين پاسخ ما ارتباطي با اين موضوع نداره و ما به خاطر شرايط كنوني دولت خودمون اين پاسخ رو داديم.به هرحال تست جالبيه.اما به اندازه‌ي كافي قابل اعتنا نيست.

  9. غریبه گفت

    سلام
    1_ این “مصیبت منابع” به “پرسش مهر اقتصادی”!!! مربوط نیست؟
    یک سوال دیگه
    2_ ایا توافق میکنید چپ لیبرال داریم ؟

  10. صادق گفت

    به امیر مسعود گرامی؛ با نظرت موافق نیستم. چرا که مبانی تست به اینکه شما ساکن کجا باشید ربط ندارد. مثلا اینکه آیا شما با سقط جنین موافقید یا نه این ربطی به اینکه شما ساکن کجا باشید و از این گونه چیزها ندارد. بلکه ربط به این دارد که تا چه حد با این سوال آشنایید به این سوال اندیشیده اید و یا اینکه تا چه حد در سطحی فرا ملی اندیشیده اید. ولی بهرحال این نکته را قبول می کنم که شاید بهتر بود که من این تذکار را می دادم که با منشی فراتر از قید و بندهای منطقه ای به این سوالات پاسخ دهید. که بازهم در اینجا مشکلی هست؛ مگر می توان بدون قید و بندهایی که بر سر راه ذهن ما قرار گرفته است به پرسشی پاسخ داد. بهرحال در این تست سوالاتی مطرح شده بود که بسیار معمول بوده و هرکس که اندکی سرش در عالم اندیشه درد بکند، قبلا با این سوالات آشنا بوده و در جایی در باره هریک خوانده و یا در باره بسیاری از آنها اندیشیده است. به شخصه غالب سوالات برای من از پیش اندیشیده شده بود. مرسی بابت توجهت

    به غریبه؛ نه، معنای چپ لیبرال را نمی فهمم.اگر منظورت ضد دولت گرایانی است که گرایشات چپ دارند باید بگویم که فکر نمی کنم در عالم اندیشه، گستره فراخی داشته باشند. و یا اینکه حداقل من اطلاعی ندارم. چون اصلا ضد دولت بودن وچپ بودن با هم در تضاد کامل قرار دارند. اگر منظورت دولتگرایان راستگراست که باید بگویم خوب باز اینها یک خیل عظیمی از اندیشمندان را با خود دارند ولی من همدلی با ایشان ندارم. بجز با هابز! آنهم در مقدمات و نه در ماخرات(البته تا جایی که می فهمم قطعا) ولی می توان بیشتر روی این موضوع اندیشید و جدل کرد. من حاضرم!

  11. صادق گفت

    به هردو آشنایان قبلی؛ یادم رفت بگویم که اینکه بر این تست ایرادات بسیاری وارد است شکی نیست. برهر جریانی که بخواهد کیفیتی را به کمیتی تبدیل کند این ایرادات وارد است. و این تست به نظر من ایرادی فراتر از این امر ندارد. مرسی بابت توجهتان. خوب بود که نمره تستتان را هم می نوشتید!
    غریبه نکند خودت چپ لیبرال از آب درآمده ای که مداوم برای آن سینه می زنی؟! اگر مایل بودی نمره ات را بنویس

  12. lord13 گفت

    واقعا” خوشحالم که کسی با این جدیت بلاگ می نویسد و با دانش کار می کند نه با باد.
    من جدا” از شما تشکر دارم

  13. غریبه گفت

    پاسخ سوال اول چی شد؟

  14. غریبه گفت

    راستی. این فردمن.اون فردمن نیست ها.
    این توماسشونه.!!

  15. غریبه گفت

    Economic Left/Right: 3.75
    Social Libertarian/Authoritarian: -0.41

  16. alhosseini گفت

    آها! نه من که خودم از سال 84 به این موضوع فکر کرده ام. و مقاله ای هم در همان سال نوشتم. ولی الان این قضیه برای همه ملموس تر شده است. وقتی که درآمدهای نفتی در قله تاریخی خودش قرار بگیرد و این همه بلا بر سر اقتصاد بیاید، خوب کسانی هم که بر این اعتقادند که منابع طبیعی به رشد کمک میکند را هم دچار تردید می کند. ولی اگر دوست داشتی به پرسش مهر آقای مهرورز هم می توانی مربوط بدانی اش. این پاسخ سوال اول که فراموش کرده بودم

    اما آره این میلتون فردمن نیست ولی اگر میلتون را هم می خواست دسته بندی کند در همان حوالی قرار می گرفت. درست است؟
    راستی خودت هم جواب سوال مرا ندادی!

  17. غریبه گفت

    یک منحنی جالب تو این نمودار قابل تصور هستش.میشه بهش گفت معادله تابع سازگاری ؟ یا خط واقعگرایی؟ انهم منحنی y=x هستش.{فراوانی ها رو حول این خط تو احزاب اروپایی و امریکایی ببین.}
    من میگم هر چی از این محور {x=y} دور باشی یک جورهایی چپی.
    حالا خود شما در مورد ادعای من داوری کن.

  18. bizbloger گفت

    خب! لينك شما اضافه شد!

  19. alhosseini گفت

    خط واقعگرایی!! یعنی همان چیزی که من بهش می گویم؛ بی نظری نسبت به همه چیز! همانند غالب اساتید من! یعنی کمی تا قسمتی ملانصرالدین بازی! همه راست می گویند! راستش حداقل در حوزه اقتصاد، واقعگرایی چندان معادل پراگماتیزم و عمل گرایی نیست. چرا که واقعگرایان غالبا کسانی می شوند که براحتی بسیاری از قوانین علم اقتصاد را با توجه به اتفاقات زودگذر و یا جریاناتی که بد تحلیل و یا مشاهده شده اند و یا داده هایی که بد جمع آوری شده اند، به زیر سوال می برند و فکر می کنند که کارهای بزرگی هم کرده اند. نمونه اش هم جناب کینز!
    من استادی داشتم که کسی سخنی می گفت کاملا در ادبیات چپ، استادمان می گفت راست می گوید! من به مخالفت کاملا نظر او را رد می کردم و … باز استاد ارجمند می گفت که تو هم راست می گویی! خلاصه همیشه پیش خودم یاد ملانصرالدین می افتادم که در مجلسی همین اتفاق برایش افتاد تا آخر کسی بلند شد و گفت: مرد حسابی یعنی چی هرکس هرچه می گوید می گویی درست است؟ یکی کاملا متضاد و متنافر بادیگری سخنی گفته است و تو به هر دو می گویی: راست می گویی! این که نمی شود، بالاخره موضع خودت را روشن کن! در این لحظه ملا به سبک معمول و همیشگی می گوید: تو هم راست می گویی!!

    ولی اینکه “هرچه از این خط دور بشوی یک جورهایی چپ هستی ” را نمی فهمم. یعنی کسی که در کنج راست و پایین قرار بگیرد هم یکجوری چپ است؟ اگر منظورت این بوده است باید بگویم: اگر از آنجهت{!!}می گویی، درست است!!! منظورم را که گرفتی؟!

  20. غریبه گفت

    کلام را بد میگیری.و از اون بدتر میپیچونی.رک و راست یگم.
    ام بعد. این { خط واقعگرایی} تو عالم لوطیگری. با اون {واقعگرایی } تو عالم فلسفه و مباحث تئوریک خیلی تفاوت دارند. اولی فقط یک علامت بود تو یک گفتگو برای ارجاع به یک ورجع مشخص و جزئی {نمودار y=x } بدون هیچ بار معنایی دیگه. اما گذاشتی به حساب چیز های دیگه . و داغ کردی…..{این مصداق چپ رویه }
    تو ادبیات لوطیگری که نه اما تو ادبیات جامعه شناسی. هم مثل اقتصاد یه مفهوم چپ هست .یه مفهوم راست.اون محور عمودی ئو سر این طیف رو معرفی میکنه. چپ های اجتماعی و راست های اجتماعی. بالای محور افقی راستند. پایین اون چپ.کاریش هم نمیشه گرد.
    هسته سخت این تقسیم بندی هم جبهه ای هستش که شخص نسبت به قدرت میگیره.اگه کسی سختش باشه تحت هر شرایطی به نهاد های قدرت اعتماد کنه {لابد میترسه ازادی های فردی را به خطر بندازند} از حیث جامعه شناختی چپ محسوب میشه.
    در مورد ملانصرالدین هم فقط میتونم بگم.آره اینطوریه دیگه.
    ——-
    صادق: خیلی باحالی! بله من هم می دونم این خطوط با هم افتراق دارند اما بحثم این بود که نتیجه خط واقعگرایی که شما می گویی، مابه ازایی است درعالم عمل که بسیار خطرناک است. همین!
    در مورد قسمت دوم نوشته ات هم باید بگویم که با اینکه رشته ام علوم اجتماعی نیست، اما چون هیچ یک از بچه های علوم اجتماعی که اینجا رو می خونند احتمالا حوصله پاسخ دادن ندارند، یا به هر دلیل دیگری، پاسخت را در پستی که همین امروز خواهم نوشت می دهم. به نظرم چند مغالطه عجیب را در مفاهیم، مرتکب شده ای. به هر حال سر بحث را باز خواهم کرد. مرسی

  21. lord13 گفت

    می دونستم من یک فاشیست چپ گرا هستم!
    مرسی از معرفی این سایت

  22. نازنين گفت

    آقاي الحسيني! همه راست مي گويند. نه هيچ كس اونقدر كامله كه حقيقت رو كامل دريافت كنه و نه هيچ كس اونقدر ناقص كه كاملا اشتباه كنه! اينقدر خودتون رو درگير اين چارچوبها نكنين. يه كم بي چارچوب نفس بكشين شايد اون موقع، كمتر از كلمه “من ” در نوشته هاتون استفاده كنين ؛)

    ————
    صادق:از توصیه اخلاقی اتان خیلی متشکرم خانم نازنین! اما اینجا عرصه اخلاق و فلسفه(آنهم در حوزه فردی) نیست که بگوییم؛ آری هرکس ذره ای از حقیقت را دارد و راههای مستقیم به تعداد تمام آدم ها وجود دارد و از اینگونه سخنان… اینجا عرصه برخورد پارادایم های رقیب است که باید پارادایم های مختلف در محک آزمون قرار گرفته و با تیغ تیز و تند انتقاد، صیقل داده شوند. اینجا بحث زندگی خصوصی و فردی نیست! بحث زندگی انسانها و حیات اجتماعی آنهاست که نشناختن پارادایم ها می تواند به فاجعه هایی انسانی ختم شود.(که تابحال هم بسیار اتفاق افتاده و دوباره هم خواهد افتاد)
    در خصوص چارچوب هم بگویم که هیچ انسانی بدون چارچوب نیست، ولی برخی چارچوب هایشان را مشخص میکنند، محدودیت هایشان را می شناسند، ارزش های خود را می شناسند و بر مبنای آن حرکت می کنند، اما عده دیگر برای اینکه آزادی خود را حفظ کنند! چارچوب ها را در عین حالی که وجود دارند، نادیده می گیرند. که نتایج این دومی به قطع ناآزادانه تر و حتی غیراخلاقی تر از اولی است.
    استفاده زیاد از کلمه “من” در نوشته هایم را قبول دارم. اما باید بگویم “من” در اینجا صرفا به عنوان”من” به معنای فرد انسانی است که کانون توجه من به عنوان یک لیبرال است. نه چیز دیگر!

  23. bizbloger گفت

    ما كه چپ اقتدارگرا ازآب درآوديم! نپرس چيه!؟ كه خودم هم موندم، يعني چي!!!!؟
    ——-
    صادق: دی! میدانم چیست! اما اگر خواستی می توانم کتاب هایی را(در حد محدودی که بلدم) به شما معرفی کنم که از تو کفش بیای بیرون!

  24. نازنين گفت

    جناب الحسيني! دقيقا همون چارچوبها و پيش ذهنيتهاي افراد و بسترهاي زماني و مكاني مختلف هست كه باعث به وجود اومدن پارادايمهاي مختلف علمي مي شه و به همين خاطره كه هيچ پارادايمي كامل نيست. درسته كه پارادايمهاي رقيب همديگرو تند و تيز نقد مي كنن. ولي آيا ممكنه فردي با پاراديم فكري متمايز از شما نقدهاي تند و تيز شما رو بپذيره؟ شما با چه ابزاري اثبات مي كنين كه پارادايم فكري شما برتره و رفاه فردي و اجتماعي بيشتري رو ارمغان مي ياره و فجايع انساني كمتر؟
    ———-
    صادق: خیلی خوشحالم که از موضع قبلی که موضع اخلاقی و اصولا فردی بود پایین آمدید. اما بعد،
    1-خب در این زمینه که چه چیزی باعث پدید آمدن پاردایم های فکری میشود و تقدم و تاخر علت معلولی اشان چگونه است، نظرات متفاوت است، ایده آلیست ها و ماتریالیست ها نظرات متضادی در این خصوص دارند. اما اینکه هر پارادایمی بالاجبار ناقص است، شکی نیست! ولی دلیلش آن نیست که شما گفته اید؛ بلکه دلیلش آنست که شناخت انسانی ما شناختی بسیار محدود است و طبیعتا پاردایم های فکری هم متناوبا در معرض جرح و اصلاح و حتی تغییرهای بنیادین هستند.
    2- سوال خوبی است. فردی که پاردایم وی با من متفاوت است، نقد مرا نمی پذیرد، و اصولا من نمی توانم با او به دیالوگ بپردازم، چرا که چشم انداز ما با هم کاملا متفاوت است و همچنین فرضیات و اصولمان. اما بالاخره نقدهایی که یک پارادایم رقیب به پارادایم دیگر وارد می کند می تواند سبب تضعیف و یا اصلاح ها و یا حتی تغییرهای بنیادین در پارادایم ضعیفتر شود. آنهم نه صرفا نزد آن فرد از پارادایم رقیب، بلکه حداقل در میان ناظران.
    3- این که پارادایم فکری من برتر است یا نه هم کمی مایه های ارزشی دارد و هم کمی مایه های پراگماتیستی. و در هر دو منظر می توان با تسامح، قوت بیشتر پاردایم لیبرال را نشان داد(نه اثبات کرد). در ادامه مباحث وبلاگ حتما به این موضوع خواهم پرداخت.( در ضمن می توانید به پست نقد اخلاقی کمونیزم علی الحساب مراجعه کنید.

  25. bizbloger گفت

    در مورد كتابها هميشه ممنون ميشم!
    اما اين عجيبه كه من هميشه خيال ميكردم يه راست ليبرال هستم! ولي جواب اين تست درست خلافش رو نشون ميده! شايد به اين خاطره كه اگرچه هميشه سعي ميكنم حداكثر استفاده رو از وضع موجود بكنم اما از اين همين وضع موجود راضي نيستم و مايل به تغييرات جدي هستم!!!!!

  26. نازنين گفت

    :)

  27. بامداد گفت

    سلام به همه دوستان. من در این مورد یه مطلب مفصل نوشتم، ببینید. امیدوارم مفید باشه.
    آدرسش اینجاست:
    http://bamdadi.wordpress.com/2007/08/16/introduction-to-political-views-part1/

  28. AliJ گفت

    A Left Libertarian!! thanks you from Vancouver.

  29. نیما گفت

    Economic Left/Right: 3.13
    Social Libertarian/Authoritarian: -4.10
    thank u
    همعقیده ایم! تو کمی در حوزه اجتماعی اقتدارگرا تر ازمایی و من هم در حوزه اقتصادی اقتدارگرا تر!! بالاخره ما جامعه شناسیم و شما اقتصاددان!

  30. مریم گفت

    Economic Left/Right: 1.88
    Social Libertarian/Authoritarian: -2.46
    به این میگن تفاهم!!

  31. DUMAN گفت

    Economic Left/Right: 1.38
    Social Libertarian/Authoritarian: -5.03
    ———
    صادق: به به! دکتر مملکت! آقا تو اقتصاد لنگ می زنی ها! اما در کل در جبهه خودمان هستی!

خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته · شناساگر دنبالک

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

Gravatar
نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 48 مشترک دیگر بپیوندید