امروز، یعنی همین روزی که جناب آقای دکتر، تعطیل اعلام کرده اند، بنده مجبور بودم برای کاری چند، به مکانی بروم، خلاصه سوار ماشین بنده خدایی شدم که یک کهنه پیکانِ سفید رنگی بود که هر آن، تمام اجزایش در حال واپاشی و از هم گسیختگی بود! بهرحال از لحظه ورود به ماشین تا لحظه خروج که چیزی حدود 10 دقیقه به طول انجامید؛ این بنده خدا مدام سخن گفت و فحش داد و …می گفت:» در پمپ بنزین ایرانپارس، درگیری شده است… مردم که همه سهمیه اشان تمام شده است، ریخته اند و جار وجنجال راه انداخته اند… و دولت اعلام کرده است که 100 لیتر دیگر به سهمیه ها اضافه خواهد کرد… من بعنوان درس خوانده این مملکت باید بیایم و مسافرکشی کنم…»
بهرحال ایشان حرفهای بسیاری زد. اما محور اصلی صحبتش این بود که :» مگر ما گداییم!! که اینطوری نفتِ خودمان را برایمان جیره بندی می کنند؟! ما دومین کشور به لحاظ منابع نفت هستیم و آنوقت باید مثل بدبخت ها و بیچاره ها برویم و بنزین امان را از دولت گدایی کنیم!»من در آنجا همانند همیشه، مسئله را به سکوت برگزار کردم و از ماشین پیاده شدم، اما در همان ماشین تصمیم گرفتم چیزی در این مورد بنویسم. من و شما تا بحال به کرات چنین اظهارات و نتجیه گیری هایی را شنیده و دیده ایم، از تاکسی و اتوبوس گرفته تا صف نان و در میان همکاران و اعضای خانواده و دوست و آشنا و …اما چقدر تابحال به این سخن اندیشیده ایم؟! متاسفانه غالبا از کنار این سخن نیز همانند بقیه چیزها به راحتی گذشته ایم. خصوصا قشر تحصیل کرده و فرهیخته و بالاخص بچه های دانشجو نسبت به این سخنان، بدون آنکه به کنه و عمق مطلب پی برند، رویکردی انتقادی و تهاجمی دارند. از اینروی قصد دارم تا اندکی راجع به این سخن، مبانی آن و اینکه تا چه قابل اعتنا و اهمیت است بنویسم.
1- به لحاظ مبانی اقتصادی، از یک سو، براحتی می توان این بنده خدا را محکوم کرد، و گفت که درآمد حقیقی هر فردی ؛ ناشی از بهره وری و تولید نهایی آن فرد است. بنابراین نباید انتظار داشته باشیم وقتی بهره وری و تولید نهای امان پایین است، درآمدی فراتر از کاری که انجام می دهیم، داشته باشیم. پس طلب این درآمد اضافی(که در یارانه های گسترده، مالیات های پایین و انواع و اقسام حمایت ها متجلی می شود)، بنوعی زیاده خواهی است و به لحاظ منطقی این سخن، بی معناست.
2- اما این تمام نیست! سخن این آقا حظی از حقیقت نیز با خود دارد، و آن اینست که درآمد نفت، خوب یا بد، درست یا غلط، چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، چه دوست داشته باشیم و چه نه، متعلق به مردم است. و بصورتی پیشینی دراین مملکت وجود داشته است. بنابراین این مردم ِ آزاد هستند که حق دارند راجع به چگونگی خرج کرد آن تصمیم بگیرند. حس ِ تحقیری که به این بنده خدا در اثر طرح سهمیه بندی دست داده است، حس ِ بجا و معقولی است. چرا که منابع موجود در اقتصاد، از چیزهایی که ناشی از تولید و زحمت مستقیم مردم و سرمایه هاست تا منابع طبیعی، متعلق به فرد فرد آحاد جامعه هستند، و آنها و تنها آنها، حق دارند راجع به چگونگی خرج کردن آن تصمیم بگیرند. حال با این شرایط و با جود اینکه این بنده خدا می بیند که دولت، او را از حق استفاده از درآمدهای نفتی که متعلق به خودش است محروم می کند، آیا عقلایی و منطقی است که بیش از چیزی که تولید می کند، انتظار نداشته باشد؟ یعنی او بجای تولیدِ بیشتر که بخشی از آن را باز دولت از او سلب می کند(بعنوان مالیات یا پرداخت انواع و اقسام رشوه ها به کارمندان دولت وغیره)، سعی می کند مقدار بیشتری از این حجم رانت را از آن ِ خود کند و بجای تولید کردن به رانتخواری و یا حداقل طلب ِ هرچه بیشترِ رانت می پردازد.(تورویک و دستیارانش این شرایط را در مقالاتی چند، مدل کرده اند و نتایج جالبی هم گرفته اند که در پستهای بعدی راجع به آن خواهم نوشت) پس با این احوالات می توان مدعی شد که سخن آن بنده خدا، نه تنها بی معنا و بی محل نبوده است، بلکه کاملا به لحاظ معنایی، قابل فهم است و به عبارت دیگر؛ درست است.
حال می خواهم یک سوال مطرح کنم؛ آیا دولت «حق» دارد به مردم بگوید که چگونه یک کالا را مصرف کنند و چگونه مصرف نکنند؟ و یا اینکه دولت کیست که بخواهد خودسرانه راجع به اینکه مردم چقدر و از چه کالایی باید مصرف کنند یا نکنند تصمیم بگیرد؟(آه، دولت، فرانکنشتاینِ واقعی است!) و آیا این امر با اصل آزادی انتخاب که زیربنای اعمال انسانی است در تضاد نیست؟ و سوالی دیگر؛ مسبب ِ مصرف بی رویه انرژی بطور عام و بنزین به طور خاص در ایران کیست؟ کسی غیر از دولت با اعمال کتنرل قیمت و پایین نگاه داشتن ِ قیمت بنزین مسبب این امر است؟ حال دولتی که اینهمه اشتباه مرتکب شده است و سبب شده تا مردم بنزین را بعنوان یک کالای مجانی مصرف کنند، مشروعیت ِ اعمال سهمیه و یا هر سیاستی از این نوع، غیر از بالا بردن قیمت، را دارد؟ اصلا چرا دولتهای ما از اینهمه دخالت و اشتباه، شرمنده نبوده اند!؟ (در این مورد در آینده بیشتر خواهم نوشت)و سوال اساسی اقتصاد ایران؛ آیا می توان راه حلی را متصور شد که قیمت کالاهای یارانه ای از جمله انرژی ها، در ایران واقعی شوند (روندی که «مجبوریم» به سمتش حرکت کنیم) و مردم هم آن را برگزیده باشند؟ (با توجه به اینکه فقط مردم هستند که صلاحیت تصمیم گیری در این خصوص را دارند و از سوی دیگر همین مردم حاضر نیست این حجم عظیم رانت های یارانه ای و حمایتی را از دست بدهند)نظرم را در پست های آتی خواهم نوشت.
