در سالهایی که تب وبلاگ نویسی همه را دچار کرده بود و خصوصا از سال 83 و به پیشنهاد یکی از دوستان، به نوشتن وبلاگ فکر کردم. اما بدلایل مختلف از جمله کرختی مزمن، بیماری وسواس، عدم اعتقاد به کار در عرصه عمومی و عدم اعتقاد به نتیجه بخش بودن دیالوگ، عدم شناخت از کارایی و اثربخشی وبلاگ، و اصولا از آنجایی که در امتحان کردن مسایل جدید، محافظه کار هستم، دست به نوشتن در فضای سایبر و در یک محیط مجازی نبردم. اما الان با وجود اینکه برخی از اون دلایلی که در بالا شمردم ، هنوز وجود دارند، و تنها به این دلیل که اثر محیط وبلاگ ها بر قشر فرهیخته و خصوصا دانشجویان را پررنگ تر از قبل دیدم و برای گسترش ارتباطات مجازی خود و نیز از آنجایی که سخن گفتن و تبادل نظر، هرچند شاید نتیجه بخش نباشد، اما تنها چیزی است که داریم و بوسیله آن می توانیم برخی از ذهنیات را متوجه نگره هایی متفاوت و مختلف نماییم، و هم می توانیم ذهنیاتی را درک و هضم کنیم که یکسره از ذهنیت و دنیای ما بدور و متفاوت هستند، و نیز برای درست کردن دفتر خاطراتی که نشان دهنده سیر ذهنی خودم در طول زمان است (و ثبت کننده چیزهایی است که قرار است کم کم با آلزایمر و مابقی بیماری ها و… از بین برود) بنابراین تصمیم گرفتم ،هرچند بصورتی آزمایشی، کار وبلاگ نویسی را شروع کنم. بنابراین این وبلاگ صرفا بعنوان یک چرک نویس ذهنیات و تجربیات من است .