بایگانیِ ژوئن, 2007

آشنایی

الان دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه تهران هستم. لیسانسم را هم از همین دانشکده گرفته ام. حدود 24 سالمه و سعی دارم تا در این وبلاگ به بررسی مسایل اقتصاد ایران، مسایل ایران از نگاه اقتصاد‌‌، اقتصاد در ایران، و نیز به بررسی مسایل مختلف با عینک اقتصاد بپردازم.( مطمئنا تا جایی که بتوانم) کسانی که مرا می شناسند، می دانند که اصولا آدم پر کار و فعالی نیستم. بنابراین انتظار نوشتن روزانه در وبلاگ با روش زندگی من جور در نمی آید و هر وقت که حالش باشد، می نویسم. در علم اقتصاد، بیشتر،اتریشی ها را می پسندم، هرچند که با جریان نئوکلاسیک نه تنها مشکلی ندارم بلکه این جریان را به جریان های دیگری که در ایران بسیار طرفدار یافته اند؛ از رویکردهای فرهنگی(اوووووووف) تا نهادگرایان (ایرانی البته!)  و دیگر نحله های من درآوردی استادان دانشکده های اقتصاد،  ترجیح می دهم. و  حتی بیشتر دوستان و رفقای من ، از همین شاخه اصلی علم اقتصاد هستند.  

نوشتن دیدگاه

چرا وبلاگ نویسی؟

 در سالهایی که تب وبلاگ نویسی همه را دچار کرده بود و خصوصا از سال 83 و به پیشنهاد یکی از دوستان، به نوشتن وبلاگ فکر کردم. اما بدلایل مختلف از جمله کرختی مزمن، بیماری وسواس، عدم اعتقاد به کار در عرصه عمومی و عدم اعتقاد به نتیجه بخش بودن دیالوگ، عدم شناخت از کارایی و اثربخشی وبلاگ، و اصولا از آنجایی که در امتحان کردن مسایل جدید، محافظه کار هستم، دست به نوشتن در فضای سایبر و در یک محیط مجازی نبردم. اما الان با وجود اینکه برخی از اون دلایلی که در بالا شمردم ، هنوز وجود دارند، و تنها به این دلیل که  اثر محیط وبلاگ ها بر قشر فرهیخته و خصوصا دانشجویان را پررنگ تر از قبل دیدم و برای گسترش ارتباطات مجازی خود و نیز از آنجایی که سخن گفتن و تبادل نظر، هرچند شاید نتیجه بخش نباشد، اما تنها چیزی است که داریم و بوسیله آن می توانیم برخی از ذهنیات را متوجه نگره هایی متفاوت و مختلف نماییم، و هم می توانیم ذهنیاتی را درک و هضم کنیم که یکسره از ذهنیت و دنیای ما بدور و متفاوت هستند، و نیز برای درست کردن دفتر خاطراتی که نشان دهنده سیر ذهنی خودم در طول زمان است (و ثبت کننده چیزهایی است که قرار است کم کم با آلزایمر و مابقی بیماری ها و… از بین برود) بنابراین تصمیم گرفتم ،هرچند بصورتی آزمایشی، کار وبلاگ نویسی را شروع کنم. بنابراین این وبلاگ صرفا بعنوان یک چرک نویس ذهنیات و تجربیات من است .

نوشتن دیدگاه

توضیحاتی درباره کاتالاکسی

اسم وبلاگ رو با توجه به علاقه ای که به هایک دارم از نوشته های او برداشتم. کاتالاکسی (Catallaxy) کلمه ای یونانی و به معنای “دشمن را دوست ساختن” است. هایک، با ظرافت از این کلمه در توصیف بازار آزاد و بجای ” اقتصاد بازار ” استفاده می کند.  او معتقد است که کلمه “اقتصاد”(economy) همانطور که در فارسی هم اندکی چنین است، معنای “مدیریت خانه” را می دهد که بنوعی از وجود نوعی از کنترل و نوعی از اهداف مشخص و مشترک و بطور خلاصه از رگه هایی از “نا آزادی” حکایت می کند. اما واژه کاتالاکسی علاوه بر آنکه در زبان یونانی به معنای مبادله است، به معنای آزادی عمل بخشیدن به آحاد اجتماع و همانطور که ذکر شد؛ به معنای دشمن را به دوست تبدیل کردن نیز می باشد. این 3 معنا دقیقاً معانی هستند که او از اقتصاد بازار آزاد مراد می کند. بطور دقیق، بازار از نظر هایک، دشمن را به دوست تبدیل می کند چرا که با بسط معاملات بر اساس سود دو طرفه  و بدون در نظر گرفتن رنگ و نژاد و مذهب و … سبب گسترش صلح و دوستی در میان مردمان می شود. (فکر می کنید هایک برای پیدا کردن چنین لغت گویا و  عجیبی چقدر وقت صرف کرده است؟)اگر از این واژه خوشتان آمده است و یا به هر دلیل دیگری می توانید به این آدرس مراجعه کرده و اطلاعات بیشتری دریافت نمایید. 

نوشتن دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 48 مشترک دیگر بپیوندید