سرمقاله ها

سرمقاله هفته های پیش در باب اقتصاد ایران با عنایت به گزارش بانک جهانی : با عنوان هشداری برای اقتصاد ایران

سرمقاله هفته گذشته، باز هم با هدف اخطار در مورد اقتصاد ایران با نام: زنگ ها برای اقتصاد ایران به صدا در آمده است

ترجمه انگلیسی مقاله “زنگ ها برای اقتصاد ایران به صدا درآمده است” در وبگاه های مختلف: +، + ، +

پس نوشت: این هم مقاله ای راجع به اقتصاد ایران که چهارچوب یک کتاب است که در حال نگارش هستیم، تحلیل نهادی-ساختاری اقتصاد ایران

نوشتن دیدگاه

مملکته داریم!؟

در راستای پست قبلی و گرم شدن دست و از این قبیل؛

فردا علی مطهری مقاله می نویسه که: ” نمی شد مساله انتخابات را مثل برنامه نود و عادل فردوسی پور حل کرد؟، دیشب ندیدید که فردوسی پور با طرح مساله و پاسخ دادن به مردم چگونه مشکل را حل کرد؟!!” بقول بعضی ها : مملکته داریم؟! (البته معلوم نیست که این جمله آخر را مطهری می گوید یا ما!)

این مساله تراکتور هم دارد واقعا جدی می شود. البته که فعلا جای صحبت نیست.

(6) دیدگاه

وبلاگ اقتصادی!!

این روزها این ترکیب هم همانند بسیاری از ترکیب های مشابه: “گفتگوی اقتصادی”، “جمع اقتصادی”، “تحلیل اقتصادی” یا هر ترکیب مشابهی (با عوض کردن کلمه اول یا کلمه دوم یا هر دو، به شرط آن که کلمه دوم “سیاسی” نباشد.) معنای خود را تا حدود زیادی از دست داده یا معنای آن در پس پرده ای قرار گرفته است که ما در آویختن، بالا بردن، پایین آوردن یا هر بلایی آوردن سر این پرده هیچ کاره ایم. همین است که دست و دل به نوشتن در وبلاگ نمی رود. هرچه ایده ای می اید و یا موضوع و مسئله ای مطرح می شود که ارزش مطرح کردن در وبلاگ را دارد، اما دست به نوشتن نمی رود و بدن قبول نمی کند که برود پای وبلاگ. چندین بار در این مدت قصد کرده ام که راجع به موضوعی بنویسم، یا بیایم جواب سوالی که در دو پست پیشین راجع به پایه پولی مطرح کرده بودم را بدهم اما ….. خلاصه این نوشته حامد بهانه ای شد برای آمدن این چند خط و گذاردن این بار.

ولی حالا که دست به وبلاگ شده ایم، ایده ام (قطعا ایده نسبتا سیاسی ام!!) را راجع به طرح هدفمندسازی یارانه ها یا یارانه نقدی که این روزها نقل هر مجلسی شده است می گویم. تصورم این است که این قانون! توسط این دولت اجرایی نخواهد شد، حداقل به شکلی که تصویب شده است. ایده هم این است که در این وضعیت نامناسب اجتماعی و سیاسی، دولت این ریسک را نمی کند، و برای ایجاد امکان توزیع پول توسط دولت، به نظرم می آید که دولت اگر بخواهد عقلایی(مبتنی بر بیشینه سازی) رفتار کند، به سمت واقعی کردن قیمت بنزین(یا مثلا کم کردن سهمیه ها در حد مثلا 20 لیتر برای هر ماشین) می رود. چرا که اولا هم اکنون این انتظار در مردم به وجود آمده و بنزین 400 تومانی چندان عجیب نمی نماید و از طرف دیگر، منابعی که از این طریق حاصل می شود هم کم هزینه است و هم بسیار!(تخمین خود من بین 5 تا 10 میلیارد دلار است که بسته به چگونگی اجرا می تواند از این محل ایجاد شود)

خلاصه این که به این شکل هم دولت اجرای قانون را شروع کرده، هم گروه های هدف خود را راضی می کند و هم تبعات لرزه آور واقعی شدن قیمت ها در همه عرصه ها را به جان نمی خرد.

یک نکته دیگر هم راجع به داستان خوشه بندی! به نظرم می آید که با توجه به اینکه قبلا اعلام شد که 70 درصد اطلاعات وارد شده در این طرح جعلی است، و نیز هزینه مدلسازی و گردآوری و تحلیل این اطلاعات بسیار بالا و شاید با توجه به شرایط موجود ناممکن باشد،یا اگر ممکن باشد بیش از این ها زمان می خواهد، دولت کلا این اطلاعات را بیخیال شده و رفته سراغ یک محاسبه سر انگشتی که اتفاقا از نظر من هم معقول تر از طرح قبلی است! در این مورد دولت خط کش دست گرفته و اولا بسته به استان، شهر،منطقه و روستا انتخاب کرده و افراد را با توجه به جغرافیای سکونت در خوشه ها جای داده است. یعنی اولا احتمال می دهم همه بالای میدان انقلابی ها خوشه سه ای شده باشند!، ثانیا محلاتی مثل نازی آباد، شوش و راه آهن و امثالهم خوشه یکی و بسیاری از شهرستانی ها خوشه دو. (اگر مشاهده ای در رد یا تایید دارید بفرمایید. تاکید می کنم که این صرفا یک ایده فضای مبهم کنونی است و خبر نیست)

(4) دیدگاه

جوکی بنام تغییر واحد پولی!!

در راستای سیاست تزریق امید به آحاد ملت داشتیم این مقاله را می خواندیم، خدا را شکر کردیم که کره شمالی نیستیم و یا به عبارتی کره شمالیایی! نیستیم.

خلاصه این که سیاستمداران نابغه کمونیست می خواهند برای جلوگیری از نابرابری درامدی و فساد، دو صفر از پول ملی کم کنند، اسم پول را عوض کنند و پول های قبلی را هم تبدیل نمی کنند(بصورت ناچیز فقط در سطح برابری حدود 700-800 دلار تبدیل می کنند) به این ترتیب همه مردم در یک سطح درآمدی مساوی می شوند(مثلا به هرکس معادل یک مقدار مشخص می دهند!) . خب این هم یک راه مبارزه با فساد است! آقایان گوش کنند و عبرت بگیرند شاید بدرد بخورد روزی! تازه اینطوری جلوی تورم را هم می گیرند، عدالت هم اجرا می شود.

همچنین گویا سیاستمداران نابغه کمونیست فراموش کرده اند که پولدارهای دولتی کره شمالی پولشان را به واحد پولی کره نگه نمی دارند بلکه به ین یا دلار نگاه می دارند!!

(8) دیدگاه

رشد اقتصادی ایده آل

همیشه می خواستم راجع به رشد اقتصادی و نحوه مقایسه اش بنویسم. چون هم برای مردم سوال اساسی است و هم مسئولان خوب از این کج فهمی سواستفاده می کنند. اینجا سرمقاله دیروزم درباره رشد اقتصادی به بهانه صحبت های آقای بهمنی رییس کل بانک مرکزی است.

در ادامه مطلب هم می توانید این مقاله را ببینید. ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

(2) دیدگاه

پایه پولی، پول و سوالی از اقتصاد خوانده ها

اما گزارشات دیگر از این گزارش هم عجیب تر هستند، مثلا گزارش سه ماهه اول 88 یا سه ماهه چهارم 87 نکته ای وجود دارد که در پست قبل قرار شد به آن بپردازم.

این نکته بسیار ظریف، حساس و البته بسیار عجیب که تابحال هیچکس بصورت علنی و رسمی به آن اشاره نکرده، این است که مقدار پول(M1) از مقدار پایه پولی کمتر شده است!!(صفحه 17 گزارش سه ماهه چهارم 87 را ببینید). جالب است که در اقتصاد ایران تا آنجایی که ما دیدیم، یک بار دیگر یعنی در سال 56 (سال قبل از انقلاب)  هم این اتفاق افتاده است.

خب این امر را چگونه به لحاظ تئوریک توجیه می کنید؟! به لحاظ عملیاتی چطور؟  فکر می کنید به لحاظ عملیاتی چگونه چنین اتفاقی رخ داده است؟

(11) دیدگاه

نکاتی در مورد گزارش خلاصه تحولات اقتصادی کشور

آمارها و ارقام و تحلیل های بانک مرکزی در این روزها قابل تعمق هستند، البته نه به لحاظ تشکیک در صحت اشان بلکه به لحاظ تحلیل شرایط و واوضاع اقتصادی. مثلا خلاصه تحولات اقتصادی کشور در سال 87، نماگرهای سه ماهه آخر 87 و سه ماهه اول88  که ماه گذشته منتشر شده اند، مطالب عجیب و جالبی در خود دارند.

اول نکات جالب خلاصه تحولات 87 را مرور کنیم:

1-نرخ واقعی دلار در این گزارش 590 تومان ارزیابی شده است که بدین معناست که با توجه به نرخ تورم داخلی و خارجی طی چند سال گذشته، ما نه تنها نرخ ارز را(که در این جا بیشتر توان رقابت داخلی ها با خارج است) ثابت نگاه نداشته ایم بلکه بصورت Real هم اکنون نرخ ارز 590 تومان است و نه 920 تومان.

2-پایه پولی در سال 87، حدود 48 درصد افزایش داشته است.

3-ضریب فزاینده پولی در سال گذشته، 21 درصد کاهش داشته است که با توجه به کاهش 15 درصدی نرخ سپرده قانونی، در نوع خود جالب است. این بدان معناست که سرعت گردش پول پایین آمده، مردم پول هایشان را به اسکناس تبدیل می کنند و از سپرده های دیداری کمتر استفاده می کنند و بانک ها هم وام نمی دهند(در تایید این امر باید گفت که اولا میزان اسکناس به کل سپرده ها 77 درسد و ذخایر اضافی بانک ها در سال گذشته 183 درصد افزایش داشته است)

4- تقریبا تمام شاخص های بورس تهران در سال گذشته منفی بوده اند.

5- تعداد دانشجویان دولتی در سال تحصیلی 86-87 نسبت به سال قبل بیش از 100 درصد رشد داشته و ازیک میلیون و پانصد هزار به سه میلیون و سی صد هزار رسیده است!!

6- رشد پروانه های صادره ساختمانی در سه ماهه اخر 87 و سه ماهه اول 88 به شدت منفی است که خبر خوبی برای فعالان بازار مسکن است!

اما نکات عجیب و غریب:

اولا در این گزارش که در آبان ماه 88 منتشر شده است، به عوض این که رشد اقتصادی و سهم بخش های اقتصادی از رشد در کل سال 87 مورد بررسی قرار بگیرد تنها در شش ماهه نخست سال مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین در ذکر مبحث مربوط به رشد اقتصادی کشورهای جهان به گزارش ماه آپریل صندوق بین المللی پول استناد شده، در حالی که در ماه فکر کنم نوامبر(یا اکتبر) صندوق گزارش دیگری را هم منتشر کرد که قاعدتا در این گزارش هم باید به آن استناد می شد. خلاصه این بدان معناست که گزارش رشد اقتصادی 87 در این گزارش نیامده است!(هرچند که در جای دیگری اخیرا رشد اقتصادی را در سال 87 آقای بهمنی 2.3 درصد عنوان کرده اند)

اما گزارشات دیگر از این گزارش هم عجیب تر هستند، مثلا گزارش سه ماهه اول 88 یا سه ماهه چهارم 87 نکته ای در خود دارند که در پست بعدی به آنها اشاره می کنم.

(2) دیدگاه

فرصت سوزی در بازار مسکن

سرمقاله امروزم در دنیای اقتصاد است که به تحلیل بازار مسکن و عملکرد نادرست دولت در دوران رکود(ادامه سیاست های انقباضی اعتباری در بخش مسکن) 16 ماهه اخیر می پردازد و نشان می دهد که دولت با باز نکردن در اعتبارات در دو سال گذشته عملا مجبور خواهد بود که در سال آینده در اعتبارات را باز کند. دقیقا در دورانی که احتمال صعود قیمتی مسکن وجود دارد. که می تواند بازار را ملتهب سازد .

در ادامه مطالب هم می توانید کل مقاله را مشاهده کنید:

ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

۱ دیدگاه

ارز رایج در بهشت چیست!؟

از شما سوال مي کنم آيا مي دانيد قيمت زمين در بهشت متري چقدر است؟ آيا مي دانيد ارز رايج در بهشت چه ارزي است؟ ما همه به اين دنيا آمده ايم تا بتوانيم آنجا را بخريم.!!

اینها سخنان محمدعلی رامین معاون مطبوعاتی وزرات ارشاد در دیدار از روزنامه جهان اقتصاد است!

در همین دیدار وی طعنه ای هم به سایر روزنامه های اقتصادی(منظور دنیای اقتصاد است) زده که :

“وي در ادامه سخنانش با توصيه به سردبير و کادر تحريريه جهان اقتصاد مبني بر اين که دنباله روي ساير روزنامه‌هاي اقتصادي کشور و نيز رسانه‌هاي غرب نباشند گفت:نبايد تسليم مکاتب فکري غرب و کاپيتاليسم که روابط بازار را در جهان تعريف مي‌کند بشويم. آيا روزنامه جهان اقتصاد تسليم همين فضا است يا عدالت براي او يک ملاک محسوب مي‌شود. آيا براي کساني که در جهان اقتصاد هستند انسان ارزش دارد و آيا انسان براي شما با معيار‌‌هاي اقتصادي سنجيده مي شود و به عبارتي انسان ابزار اقتصاد شده است يا خير؟”

من در حیرتم که این چه دیدگاه و چه ایدئولوژی و جهان بینی است که این سخنان را به زبان می راند. و خود را یگانه معیار حقیقت می داند و البته با زبان مثلا مدرن و فان هم سخنرانی می کند. خدا عاقبت همه ما را ختم بخیر بفرماید.

نکته اقتصادی: خلاصه اینکه نوبل اقتصاد امسال به کسی می رسد که ارز رایج در بهشت را کشف کند. بچه های اقتصاد مسکن هم که کارشان درآمده است، بروند پروژه تعریف کنند برای تحلیل بازار مسکن بهشت.

(13) دیدگاه

تالارهای رستاک

تالارهای رستاک که در آن به تبادل نظر مسایل روز اقتصادی می پردازیم راه افتاده است. تابحال آقایان میرزاخانی، دکتر طبیبیان و حامد قدوسی در آن پست هایی را نوشته اند یا به یکدیگر پاسخ داده اند.

در این تالارها می توانید کامنت بگذارید و یا عضو شوید. البته هم کامنت گذاشتن و هم عضو شدن نیاز به تایید مدیر دارد. اگر می خواهید عضو شوید اطلاعات کامل خود را وارد کنید تا با تقریب بهتری مدیر بتواند شما را تایید کند.

این تالارها می توانند مکان خوبی برای بیان شبهات و مشکلات اقتصادی باشد که با وجود اساتید بزرگی که مرتبا در تالارها حضور می یابند، می تواند به یک مکان آموزشی بسیار مناسب برای اقتصادی ها و غیر اقتصادی ها تبدیل شود.

خلاصه این که تالارها را از دست ندهید و مشارکت کنید.

———

پس نوشت: این امکان فراهم شده است که بدون عضویت هم بتوانید کامنت بگذارید، فقط باید کامنت شما به تایید مدیر انجمن ها برسد.

(3) دیدگاه

بازی احمدی نژاد با مجلس و ….

اینطور که دارد پیش می رود، گویا دوباره احمدی نژاد مجلس را آچمز کرده.

یادم می آید نیما نامداری در ساز مخالفش قبلا تحلیل خیلی خوب نوشته بود درباره خوب بازی کردن احمدی نژاد و اینکه احمدی نژاد با تهدیدهای معتبرش، تا بحال هم رهبری و هم مجلس و سایر ارگان های نظارتی و موازی را منزوی کرده و در جهت خواست های خودش حرکت داده است. (نمی دونم چرا وبلاگ نیما الان که دارم مطلب رو می نویسم در ایران در دسترس نیست) بهرحال خلاصه استدلال این بود که احمدی نژاد یک بازی چیکن گیم است که طرف مقابل(یا مجلس یا رهبری یا …) احمدی نژاد را فردی رادیکال فرض می کنند که تا آخر در صحنه هست و کنار نمی کشد، بنابراین برای مصلحت دو طرف و در نتیجه برای بدتر نشدن نتیجه کلی بازی، مجبور می شوند کنار بکشند. نمونه هایش هم فراوان است. نمونه بارز آن انتخاب وزرا بود که نیما به خوبی شرح داده بود. احمدی در انتخاب وزرا برعکس سایر روسای جمهوری با مجلس مشورت نمی کند و در دقیقه نود لیستی را به مجلس می دهد و مجلسیان هم می دانند که مثلا غالب این وزرا صلاحیت ندارند اما از طرف دیگر می دانند که اگر اینها را رد کنند، احمدی نژاد فردی بدتر از اینها را جایگزین می کنند و یا این تسلسل همین جا تمام می شود و مجلس به فرد بدتر رای می دهد و یا همینطور ادامه می یابد و کیفیت افراد پایین تر می آید و بالاخره مجلس مجبور است بین بدترها انتخاب کند!

در بازی یارانه ها هم به نظر می رسد چنین اتفاقی در حال وقوع است. احمدی نژاد رفت مجلس و تهدید کرد که اگر بخواهند اختیاراتش را کم کنند، لایحه را پس می گیرد. در حالی که خبرهای محکمی هست مبنی بر این که شخص رهبری اجرایی شدن این لایحه را خواستار شده است و مجلس هم دنبال تصویب کردنش است(تا حدی که حتی فردی مثل توکلی که در تمام دوره های پیشین چه در کسوت نماینده چه در کسوت دانشگاهی هر گونه افزایش قیمت ها را کفر مطلق می خواند، هم اکنون از لزوم این اصلاح قیمتی سخن می گوید و بیان می کند که ما با محتوای لایحه مشکلی نداریم!). با این احوالات این تهدید احمدی نژاد در مجلس دو حالت دارد: اول) یا تهدیدی است معتبر برای حفظ حداکثر اختیارات و رییس جمهور به هیچ وجه بر سر کم شدن اختیاراتش کوتاه نخواهد آمد(این خبر که آقا محمدی به عنوان نماینده رهبر به مجلس رفته و قانع شده که باید اختیارات رییس جمهور در این لایحه کم شود اما احمدی نژاد قبول نکرده است، موید این فرضیه است. همچنین این خبر که احمدی نژاد نامه استرداد را امروز پس گرفته است نیز این فرضیه را تایید می کند) اما فرضیه دومی هم هست که می گوید احمدی نژاد با اینکه در ابتدا قصد داشته از این لایحه در جهت جذب گروهی از مردم(مثلا بین 5-8 میلیون نفر) استفاده کند، اما از تبعات اجرایی کردن این لایحه ترسیده و به بهانه های مختلف نمی خواهد زیر بار این لایحه برود یا می خواهد این لایحه بصورت طرح مطرح شود و مشکلات و نارسایی هایش به گردن مجلسی ها بیفتد.

من خودم فکر می کنم فرضیه اول صحیح است. و احمدی نژاد که سعی داشت خزانه دولتی را به خزانه پادشاهی بدل کند، و اختیارات تام در جهت بذل و بخشش و اختصاص منابع و … داشته باشد، هم اکنون می بیند این چیزی که از مجلس بیرون آمده، پاسخگوی این نیاز نیست، مضافا بر اینکه هزینه نارضایتی گروهی از مردم که بالاخره با اجرای این لایحه بوجود می آید بر دوش دولت و شخص اوست.

حالا امشب هم می خواهد بیاید تلوزیون(بعد از خبر 21) و احتمالا گله و شکایت که دست ما را بستند و نمی گذارند کار کنیم. (حتما مقصر هم هاشمی است!) خلاصه اینکه احمدی نژاد دارد خوب بازی می کند.

نکته انحرافی: میرتاج الدینی که روز یکشنبه آن طرح کذایی را(مشروحش را در این سرمقاله ام می توانید بخوانید) آورده بود روز دوشنبه خبر آمد که معاون پارلمانی و حقوقی رییس جمهور شده است! حالا باهنر هم گفته که هنوز استعفا نداده ولی اصل خبر را تکذیب نکرده است!! این هم یکی دیگر از شیوه های مدیریتی دکتر!

———

پس نوشت نامربوط: نفیسه زارع کهن از بچه های دنیای اقتصاد و شوهرش حجت شریفی از بچه های ادوار دیروز در تظاهرات دستگیر شدند. به امید رهایی اشان.

(5) دیدگاه

لایحه ای که هدفمند نبود!

پس از مطرح شدن بحث امدن لایحه در بودجه سال بعد، ظاهرا به این دلیل که ردیف های لایحه بودجه باید مشخص باشد و بالاخره حساب و کتابی دارد، احمدی نژاد سرزده رفته مجلس و خلاصه کلی مجلس رو به هم ریخته. سخنانش رو حتما از تلویزیون ببینید. لحن به شدت عصبی و گرفتاره. اونجا دوباره روی اختیارات دولت و باز بودن دست دولت در پخش کردن پول تاکید اکید کرد و حتی تهدید کرد که اگر لایحه بره تو بودجه، لایحه رو پس می گیره. الان دو سناریو هست:

اول اینکه دولت پشیمون شده و دیده اهدافی که در پس پشت این لایحه داشته، مقدور نیست(یا حداقل در چند ماه آینده مقدور نیست. چون در مصاحبه ای اعلام کردن که طرح از آذر یعنی چند روز دیگه!! شروع می شه) و اینطور خواسته مسئولیت این بی مسئولیتی و پس گرفتن لایحه رو نپذیره.

سناریو دوم هم اینه که دولت واقعا از کم شدن اختیارات توسط مجلس ترسیده و دیده که به اهداف مقررش نمی رسه و بهتره که ریسک اجرا رو نپذیره.

این چند نکته از حرف های احمدی نژاده:

“اختيارات دولت در اين لايحه نكته مهمي است؛ چرا كه ما با اجراي اين طرح همه مناسبات اقتصادي و زندگي مردم را سيال مي‌كنيم و دولت بايد بتواند اين موضوع را به نفع مردم مديريت كند…… نمي‌گوييم صندوق اما بايد يك حسابي باشد تا دولت بتواند نسبت به آن تصميم بگيرد و اگر ما هر سال معطل قانون بودجه ساليانه بشويم، دولت با قوانين ثابت مي‌تواند برنامه‌ريزي درازمدتي داشته باشد و با كاري كه هر سال زير و رو مي‌شود دولت چگونه مي‌تواند برنامه‌ريزي ساليانه داشته باشد و اين امر امكان ناپذير است….. متواضعانه خواهش مي كنم كه اگر اين نشود، معذوريم چون مي‌بينيم كه در حال حركت به سمت دره هستيم و مجبورم اين نامه (نامه پس گرفتن لايحه) را تقديم كنم.”

در هر دو صورت، دولت به شدت مستاصل و دستپاچه است. حالا اگر صحبت مابقی مسئولان دولت و نظام رو هم در نظر بگیریم، مشخص می شه که قدرت تصمیم گیری به شدت تضعیف شده و مدام در حال اشتباه کردن هستند. همین.

(2) دیدگاه

درباره طرح هدفمند کردن یارانه ها

در بحث هدفمندسازی یارانه ها، به نظرم مشکلات فراوانی وجود دارد. اول اینکه طرح مساله غلط است. نمی توان بخشی از جامعه را از منابع این طرح محروم کرد. بالاخره یارانه های پنهان و آشکار پرداختی تابحال از محل درامدهای نفتی بوده است و در برخی سالها از محل چاپ پول و استقراض از بانک مرکزی. اگر این یارانه ها را پول نفت بدانیم، نمی توان با هیچ منطق سرراست و دقیقی پول را در میان عده مشخصی تقسیم کرد.

دوما این دولت(که به دلایل مشخصی، من و خیلی ها مثل من بهش اعتماد ندارند) می خواد این طرح را اجرا کنه  که اولا به نظرم دولتی نیست که به لحاظ فنی و به لحاظ فکری دنبال اجرای طرح باشد و ثانیا کارایی اجرای این طرح را به نحو مناسبی ندارد و مهمتر از این دو، اختیاراتی که دولت داره می گیره واقعا زیاده و با توجه به سیاسی نگاه کردن دولت به موضوع، مشکل ساز می شه.

سوما، با توجه به بالا بودن تورم، مشکلات پس از انتخابات و کاهش اعتماد وهمکاری مردم با دولت، الان شاید بدترین زمان پس از جنگ در اجرای چنین طرح بزرگی است.

در آخر، دولت بدون آزادسازی بازارهای پول، ارز، کار و سایر بازارها دارد دست به آزادسازی قیمت ها می زند. در حالی که هیچ برنامه ای برای سایر آزادسازی ها وجود ندارد. قاعدتا آزادسازی قیمت ها هنگامی که با سایر آزادسازی ها یا حداقل با برنامه ای برای سایر آزادسازی ها همراه باشد، معنی دار خواهد بود.

با همه آنچه گفته شد، چون ظاهرا اجرای طرح قطعی است، می توان در روندهای اجرایی آن که تعیین کننده هستند ایراد وارد کرد تا حداقل بهتر از وضعیت فعلی انجام شود. مهمترین این روندها هم پرداخت یارانه نقدی به 5 دهک است. که در سرمقاله زیر سعی کردم نشان دهم که مبنا ندارد. و یارانه یا باید به همه پرداخت شود، یا به کسانی که به عنوان فقیر، مستضعف، آسیب پذیر یا هر عنوان دیگری تحت نظر نهادهای حمایتی قرار گرفته اند. به نظرم در بین حالت هایی که مطرح شده، تنها این دو حالت قابل دفاع هستند.

سرمقاله را می توانید در سایت دنیای اقتصاد و یا در ادامه مطلب ببینید.

ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

(4) دیدگاه

طرح هدفمند سازی یارانه ها و دولت باهوش

این روزها حالی برای نوشتن نیست.شاید هوا که سردتر شد، حالش هم پیدا شود! می دانید که هوای سرد خواص خود را دارد.

چندی است که بحث هدفمندسازی یارانه ها بحث داغ روز شده است. دولت پس از اینکه مدتی قبل از انتخابات طرح را رها کرد تا انتخابات برگزار شود، دوباره با وجود شرایط بعد از انتخابات، مصر است که طرح را اجرا کند. حتی به نظر می رسد قصدش برای انجام این طرح بیش از پیش تقویت شده است.
اما چرا چنین است؟ قاعدتا پس از شوک بزرگی در مقیاس انتخابات دور دهم، دولت باید اجازه می داد اوضاع و احوال کمی آرام تر شود، بهانه به دست مخالفان ندهد، و مهمتر از همه ، این طرح را در زمانی اجرا کند که دولت در بهترین وضعیت باشد، کشور آرام باشد و در نتیجه ، تبعات این سیاست گذاری اقتصادی را بتوان با فرض ثبات سایر شرایط تخمین زد. و نه این که سیاستی به این مهمی تحت تاثیر شرایط سیاسی روز قرار بگیرد و ا ز اساس مشکل پیدا کند و مخالفت برانگیزد.
از سوی دیگر، برخی از سیاسی تر ها، استدلال می کنند که دولت در حال زمین زدن خودش است. کدام دولت عاقلی در این شرایط چنین طرحی را اجرا می کند؟ کدام سیاست گذار باهوشی باعث می شود تا در این شرایط ملتهب، التهاب فضا حفظ شود و هر روز بهانه به دست خودش دهد، این دولت با این سیاست هایش، خودش، خودش را به زمین خواهد زد.
من  بعد از دیدن عزم دولت برای اجرای این سیاست و واقعی کردن قیمت ها،خصوصا به این دلیل که بارها در مقاله های مختلف از سال 82  از این طرح دفاع کرده بودم، تا چند روز گیج می زدم. و ناراحت بودم از این بابت که طرح به این خوبی را دولتی با این اعتبار و مقبولیت اجرا خواهد کرد که به احتمال قوی، باعث بی اثر شدن وهوا شدن کل طرح می شود.
خلاصه من به تحلیل زیر رسیده ام. و بنابر این تحلیل معتقدم که اصرار دولت بر اجرای این سیاست نه تنها از روی کم خردی و نادانی نیست که کاملا ناشی از هوش برخی از افراد شاخص و هدایتگر دولت احمدی نژاد است.(البته من مثل آنها به سودهای این طرح برای دولت دهم چندان خوشبین نیستم اما منطق این خوشبینی قابل درک است)

به نظرم دولت فکر می کند که طبقه متوسط و بالای جامعه را تا حدود زیادی از دست داده است.(قبل از انتخابات این اتفاق افتاده بود و بعد از انتخابات این شکاف واقعا دیگر قابل پر شدن نبود) و هم اکنون به جایی رسیده اند که می بینند طبقه متوسط به بالای جامعه(منظور مثلا 3 الی 4 دهک بالایی) نه تنها با این دولت فاصله عمیق دارند بلکه این فاصله با نفرت و خط کشی های مشخصی پر شده است به نحوی که قابل انکار نیست.
خب با این شرایط فقط طبقات پایین جامعه مثلا 3 دهک پایین و شاید دو دهک وسط را بتوان مدافعان و یا دارای پتانسیل حمایت از دولت قلمداد کرد. دولت هم با همان استراتژی همیشگی تهاجمی اش به صحنه آمده است و می گوید که چرا باید به کسانی که با دولت و احیانا نظام مشکل دارند یارانه بدهیم و آن بدبختی که مدافع نظام هم هست از گشتگی بمیرد؟ و با این استدلال به ظاهر ساده به این سمت می روند که ما که 4-5 دهک بالایی را از دست داده ایم، حداقل دهک های پایین را حفظ کنیم.
دهک های پایین هم با این وضع اسف بار اقتصاد حفظ نمی شوند.پس باید به سمتی رویم که این دهکها را تحت پوشش هرچه بیشتر قرار دهیم. البته ممکن است خواننده با خود بگوید که این امر که مسلم است ولی اساس این سیاست این است که یارانه ها را حداقل به صورت عادلانه تقسیم کنند . اما باید به این نکته توجه کرد که اولا اساس این سیاست پرداخت نقدی، تبعیض برای برخی گروه ها نیست ثانیا همین افرادی که امروز دارند از این طرح دفاع می کنند در مجالس چهارم،پنجم، ششم و هفتم از طرح هایی مشابه همین طرح نه تنها انتقاد کرده اند بلکه آن را ضد اسلامی، ضد مستضعفین و امثالهم خوانده اند. در حالی که امروز نه تنها خبری از آن انتقادهای تند و تیز توکلی و نادران و امثالهم نیست، بلکه این عزمی که برای اجرای این طرح دیده می شود شاید در طول تاریخ جمهوری اسلامی بی نظیر باشد.
به هرحال این روزها انچه مسلم است این که دولت به شدت در پی گرفتن هرچه بیشتر قوانین مبهم از مجلس در جهت خرج کرد بی حساب این پول است. به این معنا که دولت در این مسیر حرکت می کند که در وهله اول یارانه ها را حدف کند(شاید بقول خودش حال دهک های بالا را بگیرد) و در وهله دوم رضایت دهک های پایینی را که هنوز پتانسیل جذب شدن به سوی نظام و دولت را دارند جلب کند. این نکته هم مهم است که هرکجا که بعدا مشکلی برای عده ای از این 5 دهک پیش آمد از اختیارات قانونی که رییس جمهور در این لایحه در خصوص قیمت های ترجیحی و امثالهم گرفته است استفاده کرده و به تقسیم پول با دست مبارک خود می پردازند. من از همین الان برایم روشن است که فردای اجرای این طرح مثلا کشاورزان علی آباد کتول شکایت می کنند که پول گازوییل پدر ما را درآورده است و یارانه های نقدی هم کفاف نمی دهد، رییس جمهور به آن منطقه می رود، استقبال بزرگی از او می شود، و پول گازوییل یکسال روستاییان به قیمت های ترجیحی داده می شود یا بخشیده می شود یا معادلش از جیب دولت پرداخت می گردد.
این روزها حتما به مذاکرات مجلس گوش کنید. اموزنده است و خنده دار. اموزنده چرا که به خوبی نشان می دهد که دولت در مسیر گرفتن حداکثر اختیارات برای چگونگی خرج کردن منابع ازاد شده حاصل از این طرح حرکت می کند و تا به امروز شاید بتوان گفت جز در چند مورد کاملا هم موفق بوده است. و خنده دار از این جهت که روند قانون گذاری در مجلس هم مثل همیشه باحال است.

کلام اخر اینکه هدف از این طرح هرچه هست اقتصادی نیست، دوستان اقتصادی اشتباه نکنند. این طرح چیزی که ما از آن به نقدی کردن یارانه ها مراد می کنیم نیست.

(8) دیدگاه

کمی شوخی مجاز علی دادپی

مطلب طنز گونه علی دادپی راجع به دوستان وبلاگ نویس اقتصادی ایرانی با نام کمی شوخی مجاز

این روزها کلا تاخیر دارم. حتی در زندگی کردن. حتی در لینک دادن!

نوشتن دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »